آرمان ملی آنلاین - در ابتدا باید یک تعریفی از توسعه کشور داشته باشیم و منظور از توسعه کشور ابعاد اقتصادی و از منظر صرف اقتصادی است. طبیعی است که توسعه رشد همهجانبه است. هم در عرصه سیاسی، هم در عرصه فرهنگی و هم در عرصه جامعهشناسی. درواقع توسعه یک موضوع چندبعدی است اما موضوع بحث ما صرفا از منظر اقتصاد است. در دنیای امروز، کشورها منافعشان به هم تنیده است. به عبارت دیگر کشورها نمیتوانند بدون همدیگر به توسعه دست پیدا کنند. به عنوان یک مثال ساده همین ترکیه وقتی با روسیه چالش پیدا کرد و گردشگران روسیه به ترکیه نیامدند و یا اینکه صادرات محصولات کشاورزی خود را به روسیه انجام نداد، اقتصادش دچار اخلال شد. حجم صادرات و واردات کشورها تقریبا برابری میکند واینگونه نیست که فقط صادرکننده باشند بلکه واردکننده هم هستند. چه اقتصاد آمریکا و چه اقتصاد چین و چه سایر اقتصادهای بزرگ جهان. پس اگر بپذیریم توسعه اقتصادی کشورها یعنی روابط تجاری کشورها با همدیگر و بدون روابط تجاری، بدون بخش بازرگانی تولید کشورها تقویت نمیشود. به عنوان مثال اگر ما فرآوردههای نفتی، نفت و پتروشیمی نفروشیم و کالاهایی که نیاز داریم، وارد نکنیم کشور دچار مشکل خواهد شد. ما در عصری زندگی میکنیم که باید از تکنولوژی جدید استفاده کنیم. تصور کنید مثلا الان از خدمات مخابراتی دنیا استفاده نکنیم. یعنی به یکباره ارتباط کشور با دنیا قطع بشود، چه فاجعه اقتصادی ایجاد خواهد شد. در همین شهر گاهی اوقات که اینترنت قطع میشود، مردم دچار مشکل میشوند. این توضیح را دادم که در عصر انفجار اطلاعات نیاز داریم که با کشورها ارتباط داشته باشیم. برجام بزرگترین خدمتی که به اقتصاد ایران کرد این بود که روابط را مجددا به شرایط نرمال برگرداند. گرچه سالهای 94 تا 97 همه مسائل و مشکلات ما با دنیا حل نشد ولی روابط تجاری، روابط بازرگانی و حتی گردشگری به شرایط عادی برگشت. احیای برجام اگر هیچ سودی به حال کشور نداشته باشد، دیگر برای صادرات و واردات نیاز نیست کشورهای مختلف را دور بزنیم و نیاز نیست نفت را چند دلار ارزانتر بفروشیم، نیاز نیست از تکنولوژیهای دست چندم در بخش صنعت استفاده کنیم و نیاز نیست که نگران سهممان در پارس جنوبی باشیم که کشورهای عربی استخراج میکنند و مسائلی از این دست. احیای برجام قطعا بخشی از مسائل و مشکلات اقتصاد را حل میکند منتها از دو جنبه حل میکند. یکی از این جنبه که بالاخره منابعی که زیر پای ملت است استخراج میشود و در اختیار ملت قرار میگیرد و سود دوم اینکه اینها صادر میشود و درآمد ارزی آن صرف اتمام زیربناها خواهد شد. آنچه موجب نگرانی برخی مخالفین است اینکه میگویند در سنوات قبل که درآمد ارزی داشتیم به کجا رسیدیم؟ آیا مثلا در سالهای 84 تا90 که آن همه درآمد ارزی داشتیم، مشکلات کشور حل شد؟ مثلا در سال 90 که حدود صدمیلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم رشد اقتصادی کشور زیر چهار درصد بود پس چرا مشکل حل نشد؟ پاسخ این است که اگر در کشور سوءتدبیر، بیتدبیری وجود دارد آیا دلیل بر این میشود که روابطمان را با دنیا تنظیم نکنیم؟ بگوییم چون فساد و سوءتدبیر وجود دارد پس روابط اقتصادی خارجی هم دیگر به درد ما نمیخورد! البته این نکته را قبول دارم که بخشی از بحرانها و چالشهای جدی که کشور دارد مثل تورمهای دورقمی، بحران صندوق بازنشستگی، بحران آب و خاک طبیعی است که ناشی از سوءتدبیریها بوده و در این تردیدی وجود ندارد اما نمیشود گفت چون بهرهوری یا سوءمدیریت وجود دارد پس فعلا برجام احیا نشود، چون حداکثر 20 تا 30 میلیارد دلار بیشتر درآمد ارزی نصیب کشور میکند و این میزان مشکل اقتصادی کشور را حل نخواهد کرد. این استدلال به نظر میرسد که استدلال محکمی نباشد. شاید بخواهیم دلایل سیاسی قویتر بیاوریم. مثلا سپر دفاعی کشور را با یک ابزار دیگر تقویت کنیم یا اصلا راهبرد دفاعی کشور ممکن است تغییر کند. آن یک بحث تخصصی دیگر است که در حوزه بحث ما نیست اما از منظر اقتصاد از هر تهدید و فرصت دنیا باید برای اقتصاد کشور استفاده کرد. اگر مثلا امروز اوکراین و روسیه دچار مشکل هستند چنانچه برای ما نفع اقتصادی دارد که کالایی صادر کنیم و منتفع شویم، چرا چنین کاری نکنیم. البته به این معنا نیست که شعله جنگ و تنشها را افزایش دهیم بلکه از منظر اقتصاد دارم به قضیه نگاه میکنم. فرصت بینظیری برای کشور بود وقتی بعضی کشورهای منطقه دچار مشکل شدند و بهرهبرداری اقتصادی انجام دهد. منظورم ترکیه با تمام استفادههایی که از بحرانهای منطقه دارد انجام میدهد، نیست اما باید بپذیریم که ترکیه در همین بحران اوکراین و روسیه چه به لحاظ دیپلماسی سیاسی و چه به لحاظ دیپلماسی اقتصادی دنبال منافع خودش است ولی ما در بحرانهای کشورهای منطقه دنبال منافع اقتصادی نیستیم. وقتی قطر با همین کشورهای عربی دچار مشکل شد، فقط آسمان ایران باز شد تا هواپیماهای قطری عبور کنند ولی اینکه بتوانیم بخشی از کالای مورد نیاز آنها را تامین کنیم، عملا از این فرصت، منافع مورد انتظار نصیب کشور نشد. خلاصه اینکه عدم احیای برجام یعنی اخلال در بازرگانی کشور، اخلال در تردد کشتیها چه نفتی و چه غیرنفتی، اخلال در ترانزیت کالاها، اخلال در بهبود ناوگان هوایی. مگر مسئولین مربوطه ذکر نکردند که تقریبا از یک چهارم ظرفیت موجود ناوگان هوایی داریم استفاده میکنیم. چرا برجام احیا نشود تا ناوگانهای زمینی و دریایی و هوایی نوسازی بشود؟ درواقع احیای برجام میتواند بخشی از مسائل کشور را حل کند اما ما هم میدانیم که همه مسائل کشور مساله برجام نیست.