آرمان - چند روز پيش بنا به دعوت پريسا افتخار، دانشجوی دکتری مدیریت فرهنگی و پژوهشگر حوزه مطالعات معلولیت و رسانه به «انجمن باور» دعوت شدم. ابتدا چندان اطلاعاتی در مورد نوع کار و ماهیت این انجمن نداشتم. حقيقت اينكه پيگيري مصرانه پريسا در محذورم قرار داد، زیرا دليل اینکه او از بنده برای حضور در آنجا دعوت به عمل آورده بود، بحثي درباره سينما و معلوليت بود و من كه در اين زمينه نه كار كردهام و نه تخصصي دارم، در ابتدا تمایلی به حضور نداشتم. اما در برابر اصرار پريسا بيآنكه دليل قانع كنندهاي براي شركت در اين بحث پيدا كنم به ناچار تسليم شدم. رفتم و ساعتي در جمع انجمن باور با دکتر محمد کمالی عضو هیات علمی دانشکده توانبخشی، آقای سهیل معینی فعال حقوق افراد دارای معلولیت و مدیرعامل انجمن و مهناز یاوری، فعال حقوق افراد دارای معلولیت گذراندم؛ ساعتي پربار كه بيشتر مطمئن شدم كه چقدر درباره اين بخش توانمند جامعه كم ميدانم و كم ميدانيم؛ موضوعی که اهمیت فراوانی دارد، اما بسیاری از ما اصلا خبری از آن نداریم. از غفلتهاي ناخواسته و ناآگاهانهام خجل شدم كه با الگوهاي كليشهاي و منجمدشده در ذهن، جهان را از دريچه قاب از پيش ساختهشده ميبينيم. خوشحالم كه پريسا افتخار با نوشتن كتاب «سينما و معلوليت» ميتواند ديدگاههاي نوين جهاني نسبت به اين موضوع را در عرصه رسانه به ما آموزش دهد. پيرو همين ديدار، زمانی که خبر اعزام تيم دووميداني ناشنوايان كشورمان به المپيك را شنيدمع آرزو كردم اين خبر همطراز با اخبار ديگر ورزشكاران ميهنمان منعكس شود. شاید برابری که از آن دم میزنند حداقل در چنین مسائلی رعایت شود. براي موفقيت عزيزان ناشنوايمان دعا کردم، هر چند كه همين حضور موفقيت بزرگي بود اما شاید نیاز باشد گاهی اوقات تلاش گروهی را بیشتر از گروهی دیگر تحسین کنیم.