بستن
کد خبر: ۳۲۵۹۰

بنيتا آينه تجلي مهرباني ما بود

بنيتا آينه تجلي مهرباني ما بود
عبدالجبارکاکایی - شاعر و ترانه‌سرا

آرمان - این روزها جامعه ما مدام با اخبار وحشتناک در مورد کودکان مواجه می‌شود؛ اخباری که انسان نمی‌داند وقتی آنها را می‌خواند باید ‏باورشان کند یا فکر کند که خواب دیده است؟ این میزان خشونت علیه کودکان انصافا غیرقابل باور است. چندي پيش فيلم ‏نجات پسربچه‌اي را به وسيله يك گوريل ديديم، يك گوريل محبوس در قفس آدميزاد كه غرايز حيواني‌اش تحليل نرفته بود، ‏توانست یک کودک را نجات دهد و او را به زندگی بازگرداند، اما وضعیت ما انسان‌ها امروز چگونه است؟ امروز خبر بنيتا در سرسراي قتلگاه وجدان‌ها پيچيد، محبوس در ماشين سرقتي و مرگ به‌خاطر گرسنگي و گرما، يعني هشت روز ‏تمام سارق و قاتل زير باد كولر، بي‌ملامت وجدان، خوابيد و بنيتا نفس‌نفس زد و پرپر شد. بنيتا آينه تجلي مهرباني ما بود. اين ‏پديده‌هاي كوچك و زيبا، احساسات انساني ما را كه در كالبدمان رسوب كرده، لايروبي مي‌كنند. بنيتاها در كوچه و خيابان و گذر و ‏محله يا در آغوش پدر و مادر يا در كالسكه‌هاي كوچك با هر تجلي، تبسم بر لب ما مي‌نشانند. خدايي كه در ما رسوب كرده، با رويت ‏بنيتاها صاف و سيال مي‌شود و درونمان را شست‌و‌شو مي‌دهد و آدم‌ترمان مي‌كند. اگر اين آيينه‌ها نبودند، حق و باریتعالی و ‏لايتناهي را كجا بايد جست‌و‌جو می‌کردند؟ كدام كبريت اتفاق، فانوس مهرباني‌مان را روشن مي‌كند؟ به کجا و کدام مسیر رفته و ‏رسیده‌ایم که امروز این میزان قساوت را در کشورمان بلکه در جای‌جای کره‌زمین در مورد طفلان و کودکان به کار می‌بریم.‏ ‏ شيطاني كه بنيتا را كشت، دست در خون خدا زد و سنگ در آيينه‌ها. خدا به موسي گفت: «چرا به عيادتم نيامدي مريض بودم؟ ‏موسي گفت نقصان در ذات تو راه ندارد، اين چگونه ممكن است؟ خدا گفت همسايه مريض تو من بودم، من جان عالمم...»؛ جان ‏بنيتاي كوچك!‏

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی