آرمان - نقد سیاسی عموما معطوف به امور جمعی و اجتماعی و نه فردی و جناحی است. در نقد سیاسی، نقاد معتقد است که مثلا مسئولان در حوزههای گوناگون آن گونه که باید کارآمد نیستند. به همین دلیل نقاد از طریق نقد مسئولان، هم به کاستیها اشاره میکند و هم راهکارهای مد نظر خود درباره موضوع نقد را ارائه میدهد. در نقد سیاسی منافع ملی الزاما باید بر منافع جناحی و فردی مقدم باشد، اما بسیار مشاهده میشود که سیاسیون نه نقد بلکه با یکدیگر مخالفت میکنند و در پدیده یا فعل مخالفت موضوع مورد مناقشه، امور جمعی یا اجتماعی نیست، بلکه منافع فردی یا گروهی است. از آنجا که عرصه سیاسی عرصه امور و افعال جمعی و اجتماعی است، پیگیری منافع فردی و گروهی در عرصه سیاسی مغایر منافع جمعی و اجتماعی است. همانطور که میدانیم منافع ملی به سادهترین بیان، منافع یکایک شهروندان ایران زمین است. اگر مخالفان دولت آقای روحانی توان و اراده ارزیابی عرصه سیاستورزی را در طول چند دهه گذشته داشته باشند، بیشک میتوانند مشاهده کنند کسانی که اظهارات، رفتار و عملکردی مغایر منافع ملی داشتهاند به حاشیه رانده شدهاند. بنا بر یک قاعده کلی، افرادی که توانایی درک و تحلیل گذشته را نداشته باشند محکوم به تکرار تاریخ هستند. سیاستورزانی که مایلند در عرصه سیاستورزی به زیست خود ادامه دهند، الزاما باید درک کنند و بپذیرند که صرفنظر از همه تعاریف، سیاستورزی در جهان معاصر ابزار یا رفتاری برای بهبود امور جمعی و اجتماعی است و نه ابزاری برای بهرهوری از شهروندان. منافع ملی یعنی منافع همه شهروندان. تشخیص شهروندان در مورد اینکه چه نوع راهبرد مدیریتی و کدام سیاستورزان میتوانند منافع آنها را به کارآمدترین و سودمندترین شکل ممکن محقق کنند در نظر شهروندان که در انتخابات گوناگون از صندوقهای رأی بیرون میآید، نمود پیدا میکند. دولت آقای روحانی با رأی قاطع شهروندان انتخاب شده است و به این دلیل آشکارا نماینده منافع ملی است. بدیهی و منطقیترین نییجهگیری این خواهد بود که مخالفان دولت، مخالفان منافع ملی هستند و در نتیجه اظهارات و عملکرد بخشی از آنها میتواند به منافع و امنیت ملی آسیب برساند. یک نمونه اخیر سیاستبازان سوداگر که نمود مخالفت با منافع ملی است موضوع قرارد شرکت توتال با شرکت ملی نفت است. بخش قابل توجهی از شهروندان دچار شدیدترین دشواریهای معیشتی هستند. جوانان بسیاری دچار انواع مشکلات حاصل از بیکاری هستند. ناهنجاریهای اجتماعی بسیاری ریشه در شرایط بد اقتصادی دارد. بنابراین به دلایل گوناگون، اقتصاد ایران بدون مشارکت کشورهای دیگر به ویژه کشورهای توسعهیافته نمیتواند مشکلات اقتصادی شهروندان را در کوتاه مدت حل و فصل کند. روابط اقتصادی سودمند با کشورهای دیگر یک ضرورت است. حال مخالفان قرارداد توتال با کدام راهکار یا راهبرد جایگزین اقتصادی میخواهند قراد توتال را بر هم بزنند. با کدام راهکارها، طرحها و راهبردهای اقتصادی شناخته شده میخواهند درد و رنج غیر انسانی بخش بزرگی از شهروندان ایران زمین را بر طرف کنند. پس پر بیراه نیست اگر گفته شود مخالفان قرارداد توتال سنگ خود را به سینه میزنند و نه منافع ملی. نکته حائز اهمیت در مورد مخالفان دولت منتخب، اینکه بروز اینگونه عملکردهاست که موجب حاشیه نشینی تدریجی آنها از صحنه سیاسی کشور شده و میشود. اگر اندیشهها احساسات و عملکرد مرحوم آیتا... هاشمی رفسنجانی، بحق لقب امیرکبیر زمان را برای آن بزرگوار به ارمغان آورد، به باور نگارنده با توجه به احساسات، دلسوزی و تلاش آقای روحانی برای سربلندی، عزت، اقتدار و توسعه ایران زمین، حق و برازنده است که آقای روحانی را مصدق زمان بپنداریم. با این تفاوت که هوشیاری عمیق شهروندان و نخبگان ایران زمین اجازه نخواهد داد تا آنچه بر مصدق گذشت بر رئیس جمهور حامی منافع ملی و دلسوز ایران زمین برود. شاید دلایل ناکامی مصدق را بهطور بسیار سطحی بتوان در دو عامل دانست: 1- در زمان مصدق مردم و در دوران آقای روحانی شهروندان اعضای جامعه ایرانزمین هستند. 2- در دوران مصدق نخبگان بسیار سنتی و روشنفکر موثر در روند امور کشور با گرایشهای فکری و منافع گوناگون شدیدا زیر نفوذ بیگانگان غرب و شرق بودند. طوری که میتوان ادعا کرد نقش عوامل داخلی در سرنگونی دولت ملی مصدق مهمتر از عوامل بیگانه و بدخواه بود، اما در دوران معاصر برخلاف زمان مصدق؛ هاشمیها، روحانیها و... که دلسوز منافع ملی و نه صرفا منافع فردی یا گروهی خود هستند، بسیارند. متنفذان و سیاستبازان مخالف دولت منتخب که درک کاربردی از منافع ملی ندارند، بنابر یک قاعده اجتنابناپذیر به نام اراده شهروندان که در صندوقهای رأی نمود مییابد محکوم به بازنشستگی از عرصه سیاسی میشوند.