آرمان - تصمیم گرفتم نمایش «نیلوفر و نفت» را روی صحنه ببرم به دلیل اینکه این اثر در ادامه کارهای قبلیام است و در راستای مدرنکردن فضای نمایشی ایرانی و نزدیککردن نمایش به دغدغههای روز جامعه است. ما امروز با معضلات بیکاری، بیمه، ازدواج، مسکن و مسالههایی روبهرو هستیم که به صورت ملموس با آنها سر و کار داریم. نمایش باید از بطن زندگی ما برخاسته باشد و از چیزهایی سخن بگوید که ما در طول روز با آنها سر و کار داریم؛ مسائلی که چه به صورت دافعه و چه به صورت جاذبه در زندگی ما حضور دارند. ما میخواهیم حرف از مسائلی بزنیم که هارمونی آنها بههم خورده و نظم خود را از دست دادهاند. نمایش«نیلوفر و نفت» هم در همین راستاست؛ نمایشی که همراه با تراژدی و کمدی است و فضای آن زنانه است و دغدغهها از زاویه دید آنها نمایش داده میشوند. نمایش تراژیک - کمیک یکی از ویژگیهای نمایشهای پست مدرن است. البته من کار پستمدرن انجام نمیدهم. هدف از بیان این موضوع توضیحی درباره آثار تراژیک - کمیک بود. نمایش ما یک اثر ساده و قابلفهم برای مردم است. سالهای سال است که دستابزار روی صحنه من نبوده است، نه به دلیل مشکلات اقتصادی که ما در تئاتر داریم، بلکه به دلیل اینکه همه چیز روی صحنه به بازیگر بستگی دارد و این بازیگر است که با جادوی خود به اتفاقی میگوید «بشود» و آن اتفاق رخ میدهد. این یکی از خصلتهای من است که به یک ماتریسم و مود بیشتر نیاز دارم تا به ابزار. آکسسوار در زیباییشناسی من جایی ندارد. دوست دارم با من حرف بزند، تعجب کند، دست بزند، گریه کند، بخندد و به صورت کلی زنده باشد. این المانها به نمایش من جذابیت بیشتری میدهد. استفاده از آکسسوارهایی مانند میز، تخت، بالش، گلدان و... هیچ ایرادی ندارد و بسیاری از کارگردانها نیز از آنها استفاده میکنند که البته باید به درستی انجام شود. زندهبودن، فعالبودن و پویابودن نوعی از نمایش است که من آن را دوست دارم. کمااینکه در برخی از نمایشها، تماشاگر در سکوت محض اثر را تماشا میکند که آن هم مدل زیبایی از نمایش است. این نمایش را با سرمایههای شخصیمان روی صحنه بردیم و تمام عوامل اثر تهیهکننده آن هستند. هر کس کار خود را در این پروژه شریک شده و ما با کارهایمان تهیهکننده این اثر هستیم. ما به تئاتر تجاری احترام میگذاریم اما بهشخصه به تئاتر مردمی بیشتر از تئاتر تجاری اعتقاد دارم و اگر دنبال این مسائل بودم، شغل دیگری را انتخاب میکردم.