آرمان - زهرا سلیمانی: در دنیای امروز تبلیغات فرم پیچیدهای از ارتباطات تکامل یافته است. در عصر جدید تبلیغات راههای مختلف را برای معرفی محصول در اختیار تبلیغاتکنندگان قرار میدهد. در حال حاضر فضای مجازی به خودی خود امکان پوشش انواع تبلیغات ویروسی، آگهی، رپرتاژ آگهی، محتوای وب سایتها و … را فراهم کرده است. تبلیغات در اینترنت تحت عنوان تبلیغات دیجیتال شناخته میشوند که از جمله تبلیغات پیشرفته در عصر جدید است. همچنین از تبلیغاتی که حین بارگذاری صفحات سایتها میبینیم تا تبلیغات بومی و محتوای تبلیغاتی و تبلیغات موجود در شبکههای اجتماعی و پیامرسانها همگی در گروه تبلیغات دیجیتال یا آنلاین قرار میگیرند. تبلیغات آنلاین نیز همچون سایر روشهای تبلیغاتی راه پر فراز و نشیب را پیموده است، اما با توجه به گسترش استفاده از اینترنت یکی از قدرتمندترین روشهای تبلیغات در عصر اطلاعات است.
گاهی بهای برخی سرگرمیها با روشهایی جز پرداخت پول انجام میشود. برخی مسائل «رایگان» همچون ایمیل، فیس بوک یا تماشای مسابقات فوتبال، دسترسی به اطلاعات را برای دیگران ایجاد کرده است، اما بهای آن با «وقت و توجه» پرداخت میشود. برخی شرکتها بیاختیار توجه مخاطبان را به خود جلب میکنند. این در حالی است که برخی شرکتهای تبلیغاتی و صفحه نمایشهای عمومی به بینندگان اجبار میکنند که صفحه باز شده در مقابلشان تفاوت چندانی با صفحه اصلی مورد نظرشان ندارد و به این شکل میتوانند پول، وقت و انرژی کاربران را در اختیار بگیرند.
تبلیغات زمان و مکان ندارد
در هر مکان که توجه و وقت افراد بدون رضایت آنها گرفته شود، دزدی توجه رخ میدهد. فاحشترین نمونههای آن را میتوان در نمایش تبلیغات در صفحه نمایشهای پخش شده، تبلیغات جدید و هدفمند در اتاقهای انتظار بیمارستانها، شرکتهای هواپیمایی که یک صفحه نمایش مقابل صورت افراد باز کرده و تبلیغات پر سر و صدا پخش میکنند، صفحه نمایشهای پخش تبلیغات در داخل آسانسورهای ادارات و... دید. اینها صرفا چند نمونه از وضعیت در حال رشد تبلیغات در کشور است. در مجموع دست اندر کاران تبلیغات افراد را با این تهدید رو به رو میکنند که باید در یک پیله تنیده از صفحه نمایش زندگی کنید، اما پیلهای که افراد را بیشتر شبیه کرم حشره بر جای میگذارد تا پروانه. این در حالی است که اغلب افراد در این شیوه چروکیده و ناتوان از اندیشه ورزی مستقل تربیت میشوند.
اندیشه افراد تحت تاثیر تبلیغات
پیشرفتها در عصب پژوهی در طول چند دهه گذشته به روشنی نشان میدهد که منابع مغز انسان بهطور غیر ارادی توسط صدا و حرکت به کار انداخته میشود. بنابراین صفحههای نمایش منابع ذهنی کمیاب را در اختیار میگیرند، آنچنان که آدام گزالی، عصبپژوه و لری روزن، روانشناس در کتاب خود، «ذهن حواس پرت» بیان میکنند، «انسانها دارای حساسیت شدید به مداخله در هدف به واسطه حواس پرتیهای ناشی از اطلاعات بیربط هستند.» یک عصب شناس درباره تاثیر تبلیغات روی افراد به «آرمان» میگوید: تبلیغات یعنی دروغ. باید دانست هر امر واقعی و مناسب که مردم توانایی تصاحب آن را داشته باشند، نیاز به تبلیغات ندارد. باید به صحت تبلیغات تاثیرگذار شک کرد. حسن عشایری میافزاید: بر اثر تبلیغات اطلاعات مختلف در مغز مورد پردازش قرار میگیرد. امروزه جامعه پساسرمایه داری به تبلیغات نیازمند است. باید تاکید کرد که فقط مقوله علم و یافتههای علمی به تبلیغات نیاز ندارد. بنابراین برای رهایی از تاثیر تبلیغات باید به روند اطلاعرسانی شک کرد، چون شک راهکاری برای یافتن واقعیت است. همچنین میتوان به این امر اذعان داشت که تبلیغات ترفندی برای عرضه محصولات مختلف است. به گفته او چشم و گوش دریچهای گشوده شده از سوی ذهن هستند. برای مثال اگر ذهن گیرا باشد و اطلاعات را به شکل مناسب مصرف کند به نسبت تحت تاثیر تبلیغات قرار میگیرد. در این شرایط تبلیغ به یک نقشه برنامهریزی شده و در نهایت به باور تبدیل میشود. این در حالی است که بسیاری از افراد در نتیجه تبلیغات نسبت به باور به وجود آمده حساس شده و از آن دفاع میکنند. این عصب شناس میگوید: باید تبلیغات در جامعه ما برای طبقه جوان و افراد نیازمند به کالای مورد نظر تحت بررسی قرار گیرد. برای مثال در تبلیغات به فرد القا میشود که با مصرف یک کالای ویژه میتواند شخصیت اجتماعی خود را ارتقا دهد. این طرز تفکر نسل جوان و افراد نیازمند به مصرف کالا را با چالشهای مختلف مواجه میکند. این عصب شناس تاکید میکند: در تبلیغ به وسیله کلام، رنگ و آرایش اطلاعات میتوان ذهن مخاطب را تحت تاثیر قرار داد. فردی که حق انتخاب و تفکر انتقادی نداشته باشد به نسبت تبلیغات در او تاثیر میگذارد. این در حالی است که باید به قشر جوان نیازهای ضروری زندگی گوشزد شود. نباید نیازهای کاذب جای نیازهای زندگی افراد را بگیرد. در این وضعیت اگر سیستم اعصاب به شکل انتقادی نباشد، این امر منجر به سبک زندگی میشود. عشایری با بیان اینکه امروزه تبلیغات دانشگاهی افراد را تا مقطع دکتری پیش میبرد، میافزاید: باید رسانه ملی نسبت به تبلیغات مناسب اقدامات لازم را انجام دهد، چون تصویر روی مغز تاثیر گذاشته و مغز نیز نسبت به آن کالا احساس نیاز کاذب و ولع پیدا میکند. به گفته او دانشآموزان باید فرهنگ مقابله در پذیرش تبلیغات را در درس مهارتهای زندگی بیاموزند. باید سیستم عصبی را نسبت به تبلیغات حساس کرد تا انسانها بتوانند در مقابل تبلیغات واکنش نشان دهند. این در حالی است که در اروپا افراد با نصب یک نرم افزار روی تلویزیون دیگر هیچتبلیغاتی برایشان نمایش داده نمیشود. این مقوله نشاندهنده تاثیر تبلیغات به عنوان یک محرک منفی است.
تبلیغات غیرتخصصی
با در نظر گرفتن ارزش اقتصادی تردیدناپذیر وقت و توجه باید گفت هر جا که توجه و وقت افراد بدون رضایت آنها گرفته میشود، دزدی توجه رخ میدهد. تفاوت بزرگی وجود دارد بین ورق زدن صفحات یک مجله وخواندن مقالات و تبلیغات از روی اراده و اختیار تا اینکه فرد به شکل منفعل زیر رگبار برنامههای یک صفحه نمایش قرار گیرد و هیچراه گریزی از آن نداشته باشد. البته در سوی دیگر بیم آن میرود که تجمع تمامی این مزاحمتها بر سلامتی، وقت، سلیقه و استقلال مخاطب تاثیرگذار باشد. همچنین موضوع دیگر تحت عنوان دزدی توجه عنوان میشود که این امر اراده آزاد فرد را تحت تاثیر قرار میدهد. این در حالی است که آزادی اندیشه ارزشی مبتنی بر قانون اساسی است. یک کارشناس رسانه درباره تاثیر تبلیغات به «آرمان» میگوید: بر اساس نظرات روژه کلوس، نظریه پرداز رسانه با بررسی کارکردهای مختلف رسانه باید تاکید کرد که یکی از کارکردهای آن اجبار است. اجبار به دو شکل در تبلیغات تجاری، اجتماعی و تبلیغات فرهنگی بروز میکند. این دیدگاه حدود 80 سال قبل مطرح شده است. این امر نشان میدهد که در اغلب دورهها تبلیغات جزء جداییناپذیر از رسانه است. داوود زارعیان با بیان اینکه در اغلب دورهها مقوله تبلیغات یکی از الزامات زندگی بشری است، میافزاید: دیدگاهها به تبلیغات باید از ابعاد مختلف بررسی شود. یکی اینکه برای در اختیار داشتن رسانههای ارزان باید تبلیغات را پذیرفت، چون در غیر این صورت هزینه رسانه گران میشود. برای مثال روزنامهها قبل از اینکه آگهی و رپرتاژ آگهی منتشر کنند با قیمت گران به دست مخاطبان میرسید، طبیعتا رادیو و تلویزیون نیز قبل از قبول آگهیهای تبلیغاتی برنامههای محدود را در مدت زمانی کوتاه پخش میکردند. هم اکنون در حوزه فضای مجازی نیز با چنین مقولهای روبهرو هستیم. بیشک با حذف تبلیغات در فضای مجازی به نسبت هزینه محتوا افزایش مییابد. به گفته او بخشی از تبلیغات در فضای مجازی ناشی از بیسلیقگی و نداشتن تخصص از سوی صاحبان رسانههاست. اگر صاحبان رسانهها تخصص لازم را داشته باشند میتوان از تبلیغات به شکل مناسب بهره برد. این استاد رسانه تاکید میکند: امروزه تبلیغات یکی از نیازهای بشر است. اگر محتوای رسانه و تبلیغات به شکل حرفهای برای مخاطب نمایش داده شود به نسبت مخاطب این تبلیغات را بیثمر و وقتگیر نمیداند. به گفته او برای ارتقای کارایی تبلیغات باید دست اندر کاران امر به شکل حرفهای و علمی فعالیت کنند.