آرمان - بعد از اینکه تصمیم گرفتم تا دوباره پس از حدود شش سال فعالیتهایم را در عرصه اجرای زنده و تولید آثار آغاز کنم، تمامی فاکتورهایی که هر خواننده باید در حوزه استانداردهای اجراهای زنده انجام دهد، مد نظرم قرار دادم. دلیل این وسواس شاید به سبقه کاریام بازمیگشت. شرایط این موضوع را زمانی متوجه میشوید که در بهترین روزهای کاری به چندین دلیل یکباره سکوت کنید و در آن سکوت است که متوجه میشوید کارهایی که انجام دادهاید چه نقش و تاثیری در جامعه پیرامونی داشته است. در نتیجه این توقعی که مخاطب دهه هفتاد موسیقی پاپ ایران از علیرضا عصار دارد بهطور طبیعی در ذهن و قلب من نیز جاری است و من از روزی که تصمیم گرفتم دوباره کارهایم را شروع کنم روی همین موضوع تمرکز داشتم و امیدوارم این توقع هم در مخاطب و هم در من برآورده شود. بنده معتقدم ماهیت شکلی ارکستر به «ماهیت موسیقایی» خواننده بازمیگردد. در مورد من هم نوع موسیقیای که طی این سالها در ذهن و جانم وجود داشته و آن را تولید کردم، جنس ارکستری را که مخاطب با آن آشناست میطلبد. خیلی از همکاران من هستند که نوع موسیقیای که تولید میکنند ارکستر بزرگتری نمیطلبد و اصلا هم ربطی به بد یا خوببودن کارشان ندارد اما من تلاش کردهام جنس ارکستری را برای کنسرت در نظر بگیرم که متناسب با موسیقیهایی باشد که قبلا خوانده و اجرا کردهام. بهطور کلی ما ارکستر را با توجه به رپرتواری که به آن اشاره کردم چیدیم و امیدوارم صدادهی با تمام محدودیتهایی که در این زمینه داریم در بهترین شرایط ممکن باشد که خوشبختانه زمانی که اولین اجرا را انجام دادیم، با استقبال خوبی نیز از جانب مخاطبان همراه شد. در عین حال ما باید یک سری از واقعیتها را بپذیریم. موسیقی ایران نسبت به استانداردهای بینالمللی کنسرتها پایینتر است و ما در این زمینه محدودیتهایی داریم و بهطور طبیعی و قانونی نمیتوانیم همه آنها را انجام دهیم. به اضافه اینکه یک سری محدودیتهای دیگر نیز وجود دارد که به نوعی «محدودیتهای محلی» هستند. به هر حال چون در ایران سالن استاندارد برگزاری کنسرت به تعداد کافی وجود ندارد و اغلب اجراها در تهران در چند سالن و در برخی از شهرستانها در یک سالن برگزار میشوند، همین موضوع دست همه ما را برای موضوع «ساندچک» به عنوان مهمترین مساله هر کنسرتی میبندد. به عبارتی وقتی به دلیل تراکم برگزاری کنسرتها زمانی برای ساندچک درست و اصولی وجود ندارد، همین مورد به تنهایی تبدیل به معضل دشواری میشود که کار را برای خواننده و گروهش سخت میکند. البته زمانی که ما در عرصه موسیقی فعالیت بیشتری داشتیم این فشار کنسرتها وجود نداشت و تعداد برنامههای زنده بسیار کمتر بود. یعنی در بسیاری از موارد، از شب قبل، سالن کنسرت برای ساندچک در اختیار ما بود و اگر تدبیری هم برای اجرای زنده داشتیم، میتوانستیم آنها را در نظر بگیریم؛ موضوعی که طی سالهای اخیر دیگر امکان آن وجود ندارد.