آرمان - در روزگاری که قوانین نه تنها در کشور ما بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا به سرعت در حال تغییر هستند، یکی از الزامات زندگی انسانها آشنایی با قوانین و مقررات است. گاهی اوقات عدالت و قانون نمیتوانند برابر باشند. اگر بخواهم از آمریکا مثال بزنم، کودکی که پدر و مادر خود را از دست میدهد، از نظر عدالت انسانی و یا عاطفی برای نگهداری بهتر است به پدربزرگ یا مادربزرگش داده شود اما متاسفانه قانون چنین اجازهای را نمیدهد. این اتفاق در کشوری رخ میدهد که خیلیها به اشتباه فکر میکنند قوانین درست و کاملی در آنجا وضع شده است اما همانگونه که اشاره کردم چنین قانون سادهای نیز در آنجا پیشبینی نشده است. در برخی موارد احساس میشود که قوانین برای انسانها ساخته نشده و قانون برای قانون است و من این مورد را دوست ندارم. اما نمیتوان به قوانین نگاه سلیقهای داشت و چون قانونی به ضرر ما است (گاهی اوقات) با آن مشکل داشته باشیم. در عین حال قوانین همیشه ما را شگفتزده میکنند. مثلا من در خیلی مواقع با برخی از قوانین آشنایی ندارم و میگویم که من این گناه را نداشتم چون از این قانون اطلاعی نداشتم اما به من گفته شده است که ناآگاهی از قانون، شما را مبرا نمیکند. گاهی آرزو میکنم ایکاش آنقدر قدرت داشتم که صلح جهانی و برابری را در سراسر دنیا برقرار میکردم. قانون برچیدن سلاحهای مرگبار در جهان و قانون ممنوعیت حمل سلاح در آمریکا را اجرا میکردم. اگر اینها در دسترس نبود شاید دولتها نمیخواستند به دنبال هم و به نوبت برای خودشان سلاح اتمی و غیراتمی تولید کند؛ قانون نداشتن سلاحهای سرد و گرم در دنیا که شاید خیلی رمانتیک و رویایی به نظر برسد؛ بعد از آن قانون برابری زن و مرد در تمام دنیا و نه فقط ایران و قانون اینکه هر کس با هر عقیدهای بتواند آزادانه در تمام جهان زندگی کند.