آرمان - یکم؛ اگر به اقتفای سخن حجاریان، دولت یازدهم را دولت روالمندسازی بدانیم، میتوان مدعی شد که در این دولت، گامهای بلندی در زدایش زیستجهان سیاست (هر آنچه به سیاست و امر سیاسی مربوط میشود) از ناسازوارههایی که دولت را استثنایی میکنند، به سوی دولت نرمال و روالمند برداشته شد. مولفه کانونیای که دولتها را به نرمال یا استثنایی تبدیل میکند، محوری بودن-نبودن حقوق و منافع ملت است (صورتبندی رقابت عادیسازان و استثناطلبان توسط استاد مجاهدی در جراید و فضای مجازی قابل رصد میباشد)؛ ملت در اینجا بهتمامی شهروندان آزاد و برابری که در چارچوب مرزهای یک کشور و تحت حاکمیت یک دولت ملی هستند، قلمداد میشود. با این اوصاف میتوان گفت در انتخابات دوازدهم، عادیسازان با محوریت منافع و مصالح ملی توانستند بر استثناطلبانی که کانون گفتمان آنها فراتر و فروتر از منافع و مصالح ملی بود، چیرگی یابند. در این رقابت نامتقارن، نقطهقوت عادیسازان مدافع دکتر حسن روحانی، بهمیدانآمدن مردم ایران از خردههویتهای گوناگون تحت لوای هویت کلان ملت ایران، برای مقابله با استثناطلبان بود. بهزبان دیگر عادیسازان با برجستهکردن مخاطرات ناشی از احتمال پیروزی استثناطلبان، شور و شعور ملی را برای مصون داشتن کشور برانگیختند. بهعبارتی پوپولیسم مثبت و مردمانگیز، بر پوپولیسم منفی و مردمفریب چیره گردید.
وحدت گروههای مختلف قومیتی، در قاب و قالب ملیت ایران در دورانهای مختلف در دفاع از تمامیت ارضی، امنیت و مرزهای کشور نقشآفرین بوده است. این در حالی است که ظرفیتهایی که هویتهای متکثر درون هویت کلان ملی، برای افزایش ضریب امنیت ملی و از سویی توسعه و گذار به وضعیت نرمال، در بطن و متن این کثرت، در اختیار دارد، بهمراتب بیش از آن چیزی است که در عرصه سیاست کنونی نمایان شده است. رویکردهای استثنایی فراملی و امتگرایی افراطی، در درون به رویکردهای فروملی و قومیتگرا، دامن زده است. در همین راستا میتوان شکلگیری فراکسیونهای قومیتی را شاهد آورد. وصول به وضعیت نرمال در شرایطی که هویتهای متکثر در وضعیتی فروتر از وضعیت ملی قرار داشته و وقتی رویکردهای فراملی پی گرفته میشود، با چالشهایی اساسی مواجه میشوند. در این وضعیت، دکتر روحانی بهعنوان رئیسجمهوری که عبور از مخاطرات و وضعیت استثنایی را در دستور کار قرار داده است، میتواند با تعادلافکنی معطوف به نیروهای متکثر در عرصه سیاسی کشور، دولت را از چنبره هویتهای فرا و فروملی به سمت دولتی فراگیر و مبتنی بر مصالح ملت، سوق دهد.
سوم؛ سیدجواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی برجسته ایرانی که در سالهای اخیر، چیستی ایران را محور پروژه نظری خویش قرار داده است، وحدت ایران را ناشی از وحدت گروهها و نیروهای سیاسی موجود ارزیابی میکند. وی با مدد از هگل، مینویسد؛ «در دیالکتیک هگل، معنای وحدت در کثرتْ حلِّ کثرتها در وحدت نیست، بلکه کثرتها، بهعنوان یک سوی وحدت، مانند سوی دیگر، که همان خود وحدت است، جزئی در تعارض آن با وحدتی که عام است، نیستند، بلکه خود این کثرتها، برای اینکه بتوانند در وحدت بالاترِ وحدتِ کثرتها وارد شوند، باید بتوانند «نعلین جزئی بودن» را از پای خود درآورند و خویشتن را به مرتبه کل ارتقا دهند... وحدت کثرتها اگر درست فهمیده نشود، به معنای حل کثرتها در وحدت خواهد بود، یعنی چیرگی وحدت بر کثرتها و فرمانروایی کامل آن بر اینها.» هگل بیشتر از آنکه از وحدت در کثرت سخن بگوید مفهوم بسیار پیچیدهتر «وحدتِ وحدت و کثرتها» را وارد میکند، و کثرتها را بهعنوان کل در وحدتِ کلّ وارد میکند. در این دستگاه نظری، نه هویتهای متکثر مادون ملی امکان بروز سیاسی مستقل و بهصورت گریز از مرکز مییابند و نه در تقابل با دولت مرکزی
قرار میگیرند و نه در دل دولت تمام عیار اقتدارگرا حل میشوند. موخره؛ با مددی همزمان از آنچه در بالا بهعنوان تمهید مقدمات آورده شد، میتوان گفت: دفاع همهجانبه و تمامعیار از منافع ملی، آنگاه که کسر بیشتری از کثرتها، بتوانند خود را در دولت ملی ببینند، وقوعی ممکنتر مییابد، ممکنتر است. دولت ملی اگر خود را بهعنوان نخ تسبیح وحدت و انسجام ملی تعریف نموده و دانههای هویتی را در کنار هم منظم نماید، استحکام شاکله ملت-دولت را رقم زده است. گام مهم دولت روحانی برای عبور از شرایط استثنایی به شرایط نرمال، تحکیم مناسبات ملی و تقویت حضور موثر هویتهای مختلف مادون ملی در درون دولت ملی است. دولتی که پشتوانه هویتهای خرد و گوناگون پراکنده در گستره ایرانزمین را داشته باشد، در مقابل مخالفان درونی و بیرونی مصالح ملی، قدرتمندتر عمل خواهد کرد. بهعبارتی حضور کادرهایی از قومیتهای گوناگون، با کارنامههای موفق و تجارب گسترده همچون سابقه نمایندگی مجلس و مناصب اجرایی در سطوح بالا، از سویی دولت را کارآمدتر کرده و از سویی آن را در مقابل پوپولیسم منفی درکمینخفته و تحریکپذیر، بیمه خواهد کرد. دولتی که با شعار
محوری «دوباره ایران» روی کار آمد، لازم است که قبل از هر تصمیم، ایران و مصالحش را مد نظر داشته باشد. دوباره ایران، بدون حضور هویتهای مختلف تشکیلدهنده ایران، امکانپذیر نیست.