آرمان - چندی پیش در خبرها آمد که دانشگاه سنتاندروز کشور اسکاتلند با اهدای دکترای افتخاری ادبیات به استاد بهرام بیضایی از فعالیتهای نمایشی پژوهشی و ادبی این نویسنده و کارگردان تئاتر و سینمای ایران تقدیر خواهد کرد؛ خبری بسیار خوش و تحسینبرانگیز برای دوستداران و علاقهمندان و دغدغهمندان هنر و فرهنگ ایران و صد البته خبری شرمزا و خجالتآور برای برخی مدیران فرهنگی تئاتر و کسانی که در تمام مدت حضور آن مرد فرهنگ و نمایش در سرزمین مادری و عرقریزان روح جستوجوگر و ناآرام او، دست به هر کاری زدند و هر مانعی تراشیدند تا کسی چون او از کار فرهنگ و نمایش و پژوهش بازمانده و خسته شود و دست از فرهنگسازی و هنرآفرینی بکشد. اما طاقت و صبوری دماوندوار مردی که به گفته خودش، آفریده شده تا کار فرهنگی انجام دهد (نقل به مضمون)، هر تدبیر و بیتدبیری بدخواهان را بیاثر کرد و نتوانست و نتوانستند دانشیمرد ایرانینویس را از کارفرهنگ باز دارند. هر چند توانستند او را اندکی از آینده کاری خود ناامید کنند و مهاجرتش را باعث شوند اما نتوانستند از آنچه برایش به دنیا آمده بازدارند. هرگز هم نخواهد توانست. و حالا ممالکی که برخی از ما آنان را بیفرهنگ مینامیم، میخواهند به بزرگترین نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس همیشه زنده ایران دکترای افتخاری و افتخارآمیز ادبیات بدهند؛ کاری که کمترین کار است برای سپاسگزاری و پاسداشتن این فرهنگیمرد در برابر کارهای بزرگی که او برای زبان و ادبیات و نمایش پارسیان و ایرانیان به انجام رساند. اما همین کار کوچک را هیچ یک از وزرا و مسئولان و مدیران و دانشگاهیان ایران نکردند، گویی قدر زر فرهنگ ما را زرشناسان فرنگ بسیار بهتر و بیشتر از ما میشناسند. دریغ و هزار افسوس. امیدوارم روزی برسد که هنرمندان بزرگی چون بهرام بیضایی اینچنین مورد کملطفی و بیمهری قرار نگیرند.