آرمان - ویلاییها یک فیلم دستاول است، معمولا حرفزدن درباره آثار دستاول درعین حال که ظاهری ساده دارند، سخت هم هست. قرار است در این فیلم با لحظات تلخ و شیرین جماعتی آشنا شویم که مشابهشان در این ایام کمتر یافت میشود و این یعنی همان خواستی که بسیاری از فیلمسازان فیلمهای مربوط به جنگ تحمیلی هر از گاهی دارند، که نتیجهاش گاهی با موفقیت هم همراه است. و اینجا چه خوب آن جماعت که از قضا عمدتا زن و کودک هستند را میبینیم و میشناسیم، چنانکه پس از دیدن فیلم شخصیتها و ماجراهایشان سخت گریبان بیننده را میگیرند، تو گویی همانها بیننده را به شهادت میگیرند و نهایتا از او میخواهند در دلشان قضاوت کنند؛ قضاوتی بین امروز و دیروز، بین آرمانها و واقعیتها، بین ایثار و زیادهخواهی. خلاصه آنکه یک قطعه جالب، عجیب و غرورآفرین از تاریخ نهچندان دور را معرفی میکند و بیننده با هر گرایشی سعی میکند با قطعات دیگری که در ذهنش میسازد، تابلویی حماسی و دوستداشتنی از ایام پرشور و افتخارآفرین کشورمان را ترسیم کند. و شاید ویژگی مهم فیلم هم همین جاست؛ فیلم سراسر احساسی و خاطرهساز «ویلاییها» با سختی زیاد و با یک باور عمیق ساخته شده. این را خود فیلم به ما میگوید، حس بازیگران پر توانش و کار خوب عوامل پشت دوربین بهخصوص منیر قیدی و سعید ملکان این را میگوید. هرچند «ویلاییها» بهدلایل مختلف نمیتوانست از تجارب آثار پیش از خود بهره جوید، اما حالا میتواند یک مرجع باشد؛ مرجعی که به آثار پس از خودش یاری میرساند. به همین خاطر در دایرهالمعارف فیلمهای مربوط به جنگ، آن را میتوان در فهرست مراجع سینمایی نوشت.