آرمان - علیرضا دباغ، مدیرکل سابق نظارت و ارزیابی رسانههای نوین صداوسیما طی یادداشتی درباره نامه وزیر ارشاد در مورد پخش ربنای استاد شجریان نوشت: نکته اینجاست که عدم اهتمام مدیران فرهنگی کلان کشور به حل این موضوع ساده باعث شد یک چهره نهچندان مطرح سیاسی بهعنوان یکی از اعضای شورای نظارت بر صداوسیما با نامه خود همه زمینههای حل مساله را پاک کند و با یک اظهار نظر غیرکارشناسی موضوع را از یک مساله ساده به یک مشکل سیاسی و یک چالش دینی بکشاند. وی در نامه خود چنین نوشته است: «از آنجا که موضوع دفاع از ایشان [شجریان] یک مناقشه سیاسی شده است، لذا در تلاوت مذکور توجه به آیات تحتالشعاع قرار میگیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است؛ لذا خواهشمند است که سایر قطعات آوازی آن هنرمند را مطرح فرمایید که اتفاقا دارای ساختار موسیقیایی مهمتری هم هستند. حتما میدانید که تحتالشعاع قرار گرفتن توجه به آیات باهرات نسبت به مقارنات آنقدر مهم بوده که برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار دادهاند.» مدیرکل سابق نظارت و ارزیابی رسانههای نوین صداوسیما ابراز عقیده کرده است: «اکنون صداوسیما اگر هم بخواهد، نمیتواند مساله را حل کند، چرا که این مقام با فرار به جلو راه را بر تصمیمگیری منطقی بسته است. اگرچه صداوسیما فرصتهای حل این مساله را یکی پس از دیگری از دست داده است، اما باز یک مدیر خبره و دلسوز فرهنگی میتواند و باید پا پیش بگذارد و وضعیت بهوجودآمده از ناحیه فرد یادشده را هم به فرصت تبدیل کند، چرا که اگر این موضوع بهموقع بررسی نشود و به استدلال وی پاسخ داده نشود، راه برای حذف بسیاری از تلاوتها و اذانهای مشهور با استناد به مقارنات مختلف میتواند از صداوسیما باز بماند. مثلا کل تلاوتهای اساتید مصری به دلیل مقارناتی که شبهه نزدیکی بعضی از شیوخ الازهر را به وهابیت و داعش مطرح میسازد، از دایره تلاوتهای قابل پخش حذف میشود، چرا که بنا به همان نظر، خلاف موازین شرعی محسوب میشود. این شبههافکنیها و مقارنهیابیها اگر ادامه یابد، استمرار همان بیتدبیری است که مساله ربنا را به یک مشکل سیاسی و معضل فقهی تبدیل کرده است.»
حذف ربنا
بر اساس این گزارش، علیرضا دباغ مدیرکل سابق نظارت و ارزیابی رسانههای نوین درباره پخش نشدن ربنای محمدرضا شجریان از تلویزیون نوشته است :حذف ربنا از برنامههای رسانه ملی از همان ابتدا فقط گروههای تندرو سیاسی را ارضا کرد و مردم کوچه و بازار هنوز منتظر شنیدن ربنا در هنگام افطار هستند. موج خرید کاست یا سیدی ربنا در آن سال و دانلود آن از سایتهایی نظیر آپارات در سالهای اخیر نشان میدهد که این اقدام صداوسیما نتوانست مانع توجه مردم به این مناجات شود. کافی است آمار بازدیدهای کلیپ ربنا در همین سه روز اول ماه رمضان ۹۶ در کانالهای تلگرامی یا گروههای واتسآپی را نگاه کنیم تا بدانیم این اقدام رسانه ملی نه تنها به انزوای هنرمند نینجامید، بلکه باعث شکاف میان نسل پویای امروز با صداوسیما شده است. ربنا از لحاظ محتوایی هیچ ارتباطی با هیچ جریان سیاسی نداشته و ندارد و حتی خواننده آن، حساب این اثر را با سایر آثار خود در نامه مشهورش که منبعث از شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان نوشته است، جدا کرده است. با وجود این اگر اقدام مدیران صداوسیما در سال ۱۳۸۸ را مبتنی بر اقتضای زمان دانسته و آن را موجه هم فرض کنیم، با فاصله گرفتن از زمان فتنه ۸۸، رسانه ملی میتوانست لااقل در سه مقطع زمانی خاص به حل مدبرانه موضوع اقدام کند و نگذارد این مساله آنقدر کش بیاید که به یک معضل تبدیل شود.
فرصتهای ازدسترفته
این کارشناس و منتقد فرهنگی و رسانه در ادامه یادداشت خود سه فرصتی را که صداوسیما در این سالها برای حل مشکل پخش ربنای محمدرضا شجریان از دست داده است، اینگونه برشمرده است: 1- رمضان سال ۱۳۹۴ که محمد سرافراز اولین رمضان صداوسیما را رهبری میکرد. مدیریت فرهنگی ایجاب میکرد وی با پخش ربنا نشان دهد این موضوع در صداوسیما حل شده و بیسروصدا اسباب رضایت مخاطبان را فراهم میآورد. 2-رمضان سال ۱۳۹۵ که علیعسگری جانشین سرافراز شد و همان فرصت ۹۴ دوباره تکرار شد و زمان برای تغییر رویکرد صداوسیما در زمینه پخش ربنا به دست آمد، اما رسانه ملی ترجیح داد این بار هم همان تصمیم سال ۸۸ اجرا شود. 3- همین رمضان ۱۳۹۶، صداوسیما میتوانست در پاسخ به درخواست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پخش ربنا، خیلی ساده در شامگاه اولین روز این ماه مبارک ربنا را پخش کند، اما این کار را نکرد و هرسه بار بر تصمیم سال ۸۸ خویش باقی ماند و ثابت کرد تغییر مدیریت در صداوسیما نمیتواند تغییری در نگرش سیاسی حاکم بر فرهنگ ایجاد کند.