بستن
کد خبر: ۲۰۸۴۲

تاملی در انتخابات دوازدهم

تاملی در انتخابات دوازدهم
عباس موسایی - فعال سیاسی اصلاح‌طلب

آرمان - دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، از نظر و منظر‌های متعددی، منصه‌های گوناگونی را به مخاطب عرضه می‌دارد. این منظرها، عارضه، عواقب و پیامدهای تحولاتی عمیق در زیر پوست مولفه‌های سازنده سیاست و امر سیاسی در ایران امروزند. پیامدهای این انتخابات پس از عبور از معاصرت آن، با مختصاتی نزدیک‌تر به واقعیت، قابل برداشت است. از طرفی برخی منصه‌ها و منظر‌ها در این رخداد، آن‌چنان پرسپکتیوی از خود به نمایش گذاشته‌اند، که ورای عیوب ناشی از خطای معاصرت، چشم‌نواز و برق افکن هستند. در این انتخابات عادی‌سازان و استثنا‌طلبان، محتاط و با قدرت رویاروی هم قرار گرفتند. سیاست در شرایط عدم اطمینان، به عنوان شاخصه نظام‌های اقتدارگرای انتخاباتی، از عمق عدم اطمینان بیشتری نسبت به همیشه برخوردار بود. میکروپلیتیک و ماکروپلیتیک با وضوح بیشتری در مقابل هم صف‌آرایی کردند. پوپولیسم مثبت و منفی، مصافی رادیکال را آزمودند. راهبران بهبودخواه دوباره ظهور ملت را زمینه‌سازی کردند. عادی‌سازان از محدودیت و ممنوعیت‌ها، به تعبیر ژاک رانسیر، سیاست راستین ساختند. سمفونی امید و عقلانیت، صدای تخریب و اتهام را در خود حل کرد. تخریبگری و رادیکالیسم معطوف به قدرت‌طلبی، نه تنها کاندیدای عادی‌سازان(روحانی) را از میدان خارج نکرد که او را در ترازی فوق انتظار ظاهر ساخت. زشتی‌نمایی آشکار مخالفان، زیبایی‌های خفته بسیاری را در کنش‌های گفتاری روحانی و جنبش حامی او بیدار کرد. شبکه ناکامان با سر و صدای تخریب‌آلود مخالفان به پادگفتمان سیاست ساز تبدیل نشد که گفتمان عادی سازی را در سطوح مختلف ارتقا بخشید. شبکه‌های مجازی و حقیقی، قدرت رسانه‌های تخریبگران را خنثی کرده و به شبکه‌های تزریق امیدواری به آینده تبدیل شده و به زایش سیاست عقلانی مدد رسانیدند. فضای مجازی میکروپلیتیک، فضای رسانه‌ای ماکروپلیتیک را از حیز انتفاع ساقط کرد. ارتقای آگاهی عمومی در سالیان اخیر، اجازه بازتولید گفتمان بحران‌ساز را از متولیان آن سلب کرد. اگر از منظر تحلیل گفتمان به رویارویی اخیر نگریسته شود، ضعف مفرط گفتمان اصولگرایی فرولغزیده به استثناطلبی، بهتر عیان می‌گردد. گرچه عبور به سیاست پسااخلاق و پساحقیقت، از اوایل دهه هشتاد بر گفتمان اصولگرایی عارض شده بود، اما در انتخابات اخیر می‌توان به وضوح دال مرکزی و تعیین کننده این گفتمان را قدرت‌طلبی، توصیف کرد. امیر محبیان، از تحلیلگران اصولگرا در نقد رویه اصولگرایان در انتخابات اخیر، سخنان قابل تاملی دارد. ایشان به درستی دو مولفه تشکیل دهنده اصولگرایی کنونی را پوپولیسم و قدرتگرایی توصیف می‌کند. البته ایشان درباره این موضوع مهم که آیا اصولگرایی منهای پوپولیسم منفی و قدرتگرایی می‌تواند موجودیت داشته باشد و همچنان اصولگرایی باشد، سکوت می‌کند. از منظری دیگر عادی‌سازان طرفدار منافع ملی و مصالح عمومی در شرایط پس از انتخابات با شرایط و دستور کارهای خرد و کلان متعددی مواجهند. از طرفی فرض است که رئیس جمهور محترم و حامیان ایشان در سطوح مختلف، مسیر تعمیق اتحاد و انسجام ملی و اجماع سازی برای عبور از مخاطرات کلان کشور را در پیش گیرند و از سوی دیگر فرصت‌طلبان بی‌هویت، سبک وزن و سنگین پایی که در کمین مناصب نشسته‌اند، امکان ظهور و بروز نیابند. به عبارتی ائتلاف گسترده بهبودخواهان برای زدایش شرایط استثنائی از کشور و وصول به مصالح مردم، نیازمند استمرار عقلانیت و مراقبت در برابر تندبادهای طبیعی و مصنوعی درونی و بیرونی است.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی