آرمان - در این روزها شور و شوق و احساسات زیبایی که برآیند انتخابات خردمندانه یک راهبرد عملی و واقعبینانه برای هدایت کشور در چهار سال آینده است، در میان اقشار گوناگون موج میزند. ضروری است تا در بیان شور و شوق و احساسات خود موجب سرخوردگی، اندوه، نگرانی یا بیاحترامی به آن بخش از جامعه که حامی راهبردی دیگر بودند، نشویم. در راستای فرهنگسازی و ترویج خردورزی میان شهروندان و سیاستورزان، ضروری است که آگاهی، خرد، اراده، همکاری، تفاهم، واقعبینی، آینده نگری و... تشویق و تحسین شود. به هیچ وجه نباید به ویژگیهای شخصی یا جناحی پرداخته شود. در همین راستا نخبگان نقش مهمی بر عهده دارند تا با رفتار و اظهارات خود هم نشان دهند که انتخابات امری ملی و در مورد گزینش بهترین راهبرد، اندیشه، راهکار و برنامه برای مدیریت کشور و نه اشخاص یا جناحهاست و هم الگوی رفتاری و اخلاقی برای حامیان راهبرد برگزیده باشند. هیچ گروه یا جناحی شکست نخورد و هیچ گروه یا جناحی پیروز نشد. صرفا خرد ملی مسیری را برای توسعه و آبادانی ایران زمین انتخاب کرد. بسیار حائز اهمیت است که همه شهروندان و نخبگان ایران زمین با هر تفکر یا گرایشی با هم شادی کنند و به آیندهای بهتر امیدوار باشند. لازمه و پیشنیاز ثبات، رفاه، امنیت، توسعه، آرامش و... با هم شادی کردن همه شهروندان ایران زمین است و نه فقط بخشی از شهروندان. بنابراین، بسیار حائز اهمیت است که مسئولان راهبرد برگزیده شده در انتخابات، احساسات و شور و شوق شهروندان را به شکلی مدبرانه و آیندهنگرانه مدیریت و هدایت کنند تا خدای ناکرده موجب سرخوردگی، هراس و اندوه بخش دیگری از شهروندان نشوند. شریک شدن در شادیکسانی که با آنها اختلاف دیدگاه داریم هنر است و توانایی و خرد قابل توجهی لازم دارد و نه به تنهایی شادی کردن. مصلحتاندیشی و آیندهنگری حکم میکند در این مقطع زمانی بسیار حساس، انسجام و اراده ملی در ابراز شادی، اظهارات و رفتار نخبگان با گرایشهای گوناگون به نمایش گذاشته شود. انسجام ملی الزاما باید هدف غایی تمامی افعال سیاسی باشد. سیاستورزی امر یا پدیدهای فردی یا جناحی نیست، بلکه عرصه تولید کاربردی، سودمند و کمهزینهترین راهبرد مدیریت کلان کشور است. راهبردی که یگانه وظیفهاش ایجاد آرامش، امید، ثبات، امنیت، رفاه و... است. عرصه سیاسی همانند دیگر عرصههای فعالیت اجتماعی عرصهای پویا، محکوم تحول و تغییر امور گوناگون شهروندان در حوزههای فرهنگی، اقتصادی، علمی و... است. برخی اندیشهها، راهکارها و راهبردهای مدیریت اصولگرایی توسط شهروندان پذیرفته نشدند. با این وجود، اصولگرایان در غالب رای دهندگان، شهروندان این کشور و در غالب فعالان سیاسی، بازیگران تاثیرگذاری در عرصه سیاسی و مدیریت کشور هستند. بنابراین، مصلحتاندیشانه و خردمندانه این است که عباراتی چون کاربردی نبودن، عدم اقبال شهروندان به راهکار مخالف و راهبرد مبتنی بر تحلیل خطا را جایگزین واژه تحریکآمیز شکست کنیم. هیچ گروه یا جناحی نه شکست خورد و نه پیروز شد. شهروندان صرفا راهبردی را که برای تحقق اهداف منافع و امنیت ملی از طریق توسعه تکاملی در چارچوب قانون اساسی کاربردی تشخیص دادهاند را برگزیدند.