آرمان ملی آنلاین -غفور پورغفور(فعال رسانه و گرافیست)- در "سرزمین آوارهها" با زنی تنها روبروییم که با خودروی ون خود همچون عشایر از جایی به جای دیگر میرود و در حین معاشرت با کولیهایی همچون خود است که به نوعی آرامش میرسد و آرامش را به بیننده هم میدهد.
این مرور اصل زندگی همان طور که هست-نه سیاهتر و نه سفیدتر-ویژگی دیرینی است که هرگاه برای تولید محصول سرگرمکننده به کار رفته، جواب داده است. یکی از جلوههای بومی این نوع نگاه را در برنامه تلویزیونی "محاکات" میبینیم که از شبکه دو روی آنتن میرود.
در "محاکات" اصل زندگی از طریق مونولوگ مهمانان به چالش گذاشته میشود؛ چالشی بر سر اینکه این اصل چقدر ارزش بدل شدن به رمان، فیلم یا سریال را دارد. مهمان "محاکات" روبروی مجری و چهار کارشناس نشسته و دو فراز از زندگی خود را در نهایتا بیست دقیقه روایت میکند.
گاهی این روایتهای بیست دقیقهای -نظیر روایات جواد گلپایگانی و اسدالله یکتا-آن قدر جذاب هستند که حتی شنیدن آنها نیز همچون شنیدن یک قصه هزارویک شب، شیرین و آرامشبخش مینماید. گاهی نیز-نظیر روایت مادر کهریزک نشین- این پرسشهای مجری یا کارشناسان است که دوز جذابیت را بیشتر میکند.
همان قدر که "سرزمین آوارهها" بی اغراق و فقط با روایت اصل زندگی بیخانمانها، جذابیت ایجاد میکند در "محاکات" نیز همان روایت شفاهی مهمان و زدن به دل زندگی است که مخاطب را پیگیر میسازد.
در "سرزمین آوارهها" با رفتن زن محوری داستان به سراغ کولیهای مختلف است که داستانهایی متعدد میبینیم و در "محاکات" هم هر بار با جلوی دوربین بردن یک آدم معمولی-ولی با سرگذشت استثنایی است-که داستانی تازه و سرزنده شکل میگیرد.
جواد فرحانی تهیهکننده و مریم نوابینژاد کارگردان "محاکات" برای یکرنگی محتوا و ساختار کوشیدهاند، دکوری برای برنامه بچینند که تجمل در آن نباشد تا شباهت با زندگی بیشتر شود؛
شبیه به کاری که کلو ژائو کارگردان "سرزمین آوارهها" کرده که بی زرق و برق و در بطن ماجرا، فضاسازی کرده. اگر میانگین رنگی "محاکات" و "سرزمین آوارهها" را بسنجیم به دامنهای از رنگهای پاییزی مایل به تابستان یا برعکس مایل به زمستان میرسیم.
منصور ضابطیان مجری "محاکات" هیچ کار خودنمایانهای برای تاثیرپذیری بر مخاطب انجام نمیدهد. او نه به دنبال متلکبازی سیاسی است و نه به دنبال رقابت با کارشناسان. ضابطیان با نظم و رعایت زمان فقط اجرا میکند و تا جایی هم که میتواند سعی دارد کمک حال پیشرفت داستان مهمان باشد. اینکه میگویند مجری متخصص بهمراتب بهتر از سلبریتی-مجریان نامتخصص است، دقیقا در همین جا عیان است. ضابطیان نه لکنتی در اجرا دارد و نه طمع دیده شدن و فقط اجرا میکند و بس.
کارشناسان "محاکات" همچون یک سینوس حرکت دارند؛ گاهی خیلی همراه و بهجا نظیر ایوب آقاخانی و گاهی هم کند و عقب از داستان نظیر عزتالله مهرآوران. البته که این گوناگونی رفتاری مهمانان هم طبیعی است و ریشه در نهاد سینوسی بشر دارد ولی میتوان در صورت ادامه برنامه برای به تعادل رساندن آن، چارهای کرد.
اینکه نتیجه نهایی "محاکات" چه باشد و آیا به وعده اصلی که فیلم کردن بهترین سرگذشتهاست، پایبند باشد یا نه را مدیران سازمان معلوم میکنند ولی آنچه سرزمین حکایتها یا همین محاکات استارتش را زده در یک ساختار منسجم میتواند حتی به ایجاد آرشیوی از سوژههای درجه اول برای تلویزیون منجر گردد؛ آرشیوی که تا سالهای سال تلویزیون و حتی رادیو را بینیاز کند از رفتن به دنبال سوژهپردازیهای تازه.