این دو نام از شکل حملهی این دو حیوان گرفته شده است. خرس با پنجه از بالا به پایین ضربه میزند و گاو با شاخ از پایین به بالا. همین تصویر ساده، جهت حرکت قیمت در هر فاز را نشان میدهد و به همین دلیل در همهی بازارهای مالی جهان، از بورس سهام تا بازار طلا و ارز، به کار میرود.
نکتهای که باید به آن توجه داشته باشید این است که این دو اصطلاح به وضعیت کلی بازار اشاره دارند، نه به حرکت یک روز یا یک هفته. یک روز منفی در بازار صعودی، آن بازار را خرسی نمیکند.
تشخیص این دو فاز بر پایهی حس شخصی انجام نمیشود و معیار عددی نسبتاً رایجی دارد. بازار خرسی معمولاً با افت بیش از بیست درصد از آخرین سقف تعریف میشود و بازار گاوی با رشد پایدار قیمت و ثبت سقفها و کفهای بالاتر از قبل.
با این حال، این عدد یک قاعدهی سرانگشتی است و نه یک قانون. ساختار حرکت قیمت اهمیت بیشتری دارد. در یک روند صعودی، هر کف جدید بالاتر از کف قبلی شکل میگیرد و در یک روند نزولی، هر سقف جدید پایینتر از سقف قبلی است.
همین ساختار سقف و کف، مرز میان این دو وضعیت را مشخص میکند. اصلاح، افت کوتاهی در مسیر یک روند صعودی است که ساختار کفهای بالاتر را از بین نمیبرد.
روند نزولی زمانی شکل میگیرد که این ساختار شکسته شود و بازار شروع به ساختن سقفهای پایینتر کند. اشتباه رایج سرمایهگذاران هم اینجا رخ میدهد، یعنی یک روند نزولی واقعی را اصلاح موقت تصور میکنند و به انتظار بازگشت سریع قیمت مینشینند.
الگوی رفتاری سرمایهگذاران در این دو فاز تقریباً همیشه تکرار میشود و در هر دو حالت، همان الگو منشأ زیان است.
در فاز صعودی، رشد پیوستهی قیمتها اعتماد کاذب میسازد. افرادی که تا آن لحظه وارد بازار نشده بودند، با دیدن سود دیگران و ترس از جا ماندن وارد میشوند و ورود آنها معمولاً در نیمهی دوم روند و نزدیک به سقف اتفاق میافتد. همزمان، کسانی که از ابتدا در بازار بودهاند حجم خود را بیشتر میکنند.
در فاز نزولی، جهت احساسات برمیگردد. افت قیمت ابتدا انکار میشود، بعد با امید به بازگشت سریع تحمل میشود و در نهایت به فروش هیجانی میرسد. بیشترین حجم فروش معمولاً نزدیک به کف بازار ثبت میشود، یعنی دقیقاً جایی که از نظر منطقی بدترین نقطه برای خروج است. بخشی از سرمایهگذاران هم دچار فلج تصمیمگیری میشوند و نه میفروشند و نه برنامهای برای ادامه دارند.
بازار سرمایه ایران در سال ۱۳۹۹ نمونهی کاملی از این دو فاز را پشت سر هم نشان داد. شاخص بورس تهران در ماههای ابتدایی آن سال رشد پرشتابی را تجربه کرد و در مرداد به اوج رسید.
آنچه در همان دوره اتفاق افتاد، ورود گستردهی سرمایهگذاران تازهوارد بود. بسیاری از آنها اولین تجربهی خود را در نزدیکی سقف بازار آغاز کردند و پس از شروع ریزش، همان چرخهی انکار و امید و فروش هیجانی را طی کردند. تفاوت این تجربه با نمونههای جهانی در ابعادش نبود، در تازهکار بودن بخش بزرگی از فعالان بازار بود.
درس این تجربه برای فازهای بعدی این است که رفتار جمعی در هر دو فاز قابل پیشبینی است و کسی که این الگو را بشناسد، دستکم میداند که تصمیمگیری در اوج هیجان بازار معمولاً تصمیم درستی نیست.
شناخت نظری این الگوها یک چیز است و مقاومت در برابر آنها چیز دیگری. تفاوت این دو فقط زمانی مشخص میشود که پول واقعی درگیر باشد.
در بازارهای جهانی، تریدرها این مرحله را با حساب آزمایشی شروع میکنند و تفاوت حساب دمو و واقعی فارکس هم دقیقاً در همین نقطه است. در حساب دمو (Demo) با قیمتهای واقعی بازار و روی پلتفرم معاملاتی بروکر تمرین میکنید، اما چون پول واقعی در میان نیست، فشار روانی فاز صعودی و نزولی را به همان شکل تجربه نمیکنید.
به همین دلیل، نتیجهی خوب در حساب آزمایشی تضمینی برای نتیجهی مشابه در حساب واقعی نیست. کاربرد این مرحله شناختن پلتفرم و آزمودن روش است و سنجش واقعی واکنش شما به سود و زیان، پس از ورود سرمایه و با حجم کوچک انجام میشود.
اولین نشانه ساختار سقفها و کفها است که پیشتر توضیح داده شد و مهمترین معیار فنی به شمار میآید.
نشانهی دوم حجم معاملات است. در یک روند صعودی سالم، حجم در روزهای مثبت بیشتر از روزهای منفی است و برگشت این نسبت معمولاً هشداری برای تغییر فاز محسوب میشود.
نشانهی سوم رفتار بازار در برابر اخبار است. در فاز صعودی، اخبار منفی اثر کمی بر قیمت میگذارند و در فاز نزولی، حتی اخبار مثبت هم واکنش کوتاهی میگیرند. همین بیتفاوتی بازار به خبر، خودش یک علامت است.
تشخیص فاز بازار جهت کلی را مشخص میکند و نقطهی ورود و خروج را تعیین نمیکند. کسی که فاز را درست تشخیص دهد اما مدیریت سرمایه نداشته باشد، همچنان میتواند زیان کند.
نکتهی دوم اینکه فازها فقط در گذشته قطعی هستند. تشخیص اینکه بازار امروز در کدام فاز قرار دارد، همیشه با درجهای از احتمال همراه است و هیچ معیاری آن را به قطعیت نمیرساند. به همین دلیل، برنامهی معاملاتی باید برای هر دو حالت آماده باشد، نه فقط برای حالتی که انتظارش را دارید.