بستن
کد خبر: ۱۵۱۹۹۲۸
در گفت‌و‌گو با پویه صمیمی بررسی شد

ماجرای ترجمه چندساعته آخرین رمان موراکامی با هوش مصنوعی!

ماجرای ترجمه چندساعته آخرین رمان موراکامی با هوش مصنوعی!
آرمان ملی- بیتا ناصر: رشد و توسعه دستاورد‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، از چند سال پیش جامعه بشری را با یک پرسش اساسی مواجه کرده است: «این دستاورد به کمک ما می‌آید یا جای را برای ما تنگ خواهد کرد؟» تا امروز این سوال در مشاغل مختلف به کرات مطرح شده، تا جایی که حتی راننده تاکسی‌ها هم نگران‌اند هوش مصنوعی منبع درآمدشان را از آنها بگیرد! در این میان، تولیدات ادبی نیز از مشغله پرسش به این سوال، فارغ نبوده‌اند.

اینکه آیا هوش مصنوعی می‌تواند در آفرینش‌های خلاقانه در قالب شعر و داستان موفق باشد یا خیر، به جای خود، اما جایگزین شدن آن با عاملی به نام «مترجم» بیشتر مطرح بوده است. حالا، ماجرای ترجمه آخرین رمان هاروکی موراکامی، نویسنده مشهور ژاپنی با نام «داستان کاحو» به فارسی، تنها ظرف چند ساعت و انتشار آن از سوی چند ناشر در ایران، مورد توجه و البته چالش قرار گرفته است. درباره یکی از موارد گفته شده: «هیچ مذاکره طولانی بر سر حقوق نشر وجود نداشت، هیچ مترجمی برای رعایت ضرب‌الاجل، خود را به زحمت نمی‌انداخت و هیچ تلاشی برای درک لحن خاص موراکامی صورت نگرفت. در عوض، این کار با استفاده از یک ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی که توسط یک دانشجوی ۲۱ ساله ساخته شده بود، با هزینه‌ای کمتر از ۲ دلار و طی تنها چند ساعت انجام شد». در همین راستا، تصمیم گرفتیم مورد مذکور و اساسا مساله «ترجمه ادبی با عاملیت هوش مصنوعی» را با پویه صمیمی که مخاطبان او را با آثاری، چون «همکاران عوضی»، «حقیقت عشق را با من بگو» و «شب‌های بی‌خوابی» می‌شناسند، درمیان بگذاریم. نتیجه این گفت‌و‌گو، پیش‌روی شماست. 
 
 ** حتماً شنیده‌اید که «داستان کاحو» اثر موراکامی، در عرض چند روز پس از انتشار نسخۀ ژاپنی، با کمک هوش مصنوعی ترجمه و به‌صورت رسمی منتشر شده و جنجال بسیاری به پا کرده است. به این بهانه می‌خواهم نگاه شما را دربارۀ استفاده از هوش مصنوعی در ترجمۀ ادبی بدانم. 

بله، شنیده‌ام. نکته اینجاست که این اتفاق تقریباً هم‌زمان در چین و ایران رخ داده است؛ مترجم چینی کار را در عرض چند ساعت و مترجم ایرانی ظرف چند روز روانۀ بازار کرده‌اند. البته مقایسۀ این دو اتفاق، بدون توجه به تفاوت شرایط، ممکن است ما را به نتیجه‌گیری اشتباه برساند. نخست اینکه ترجمۀ چینی، دست‌کم تا آنجا که من می‌دانم، به‌صورت رسمی و توسط یک ناشر معتبر منتشر نشده، بلکه یک دانشجوی چینی آن را در اینترنت در دسترس قرار داده است. یعنی با یک پروژۀ شخصی و تا حدی تجربی مواجهیم. اما در ایران، نسخۀ فارسی توسط یک ناشر رسمی و پس از طی فرایند‌های قانونی و دریافت مجوز منتشر شده؛ آن هم در فاصله‌ای بسیار کوتاه پس از انتشار نسخۀ ژاپنی. 
تفاوت مهم دیگر، فاصلۀ دو زبان است. چینی و ژاپنی، علیرغم تفاوت‌هایشان، قرابت‌های تاریخی و نوشتاری قابل توجهی دارند. بسیاری از نویسه‌ها در هر دو زبان تقریباً به یک شکل نوشته می‌شوند و معنایی مشابه یا نزدیک دارند، هرچند خوانش‌شان متفاوت باشد. علاوه بر زبان، جهان فرهنگی پشت این دو زبان نیز در بسیاری از زمینه‌ها اشتراکات فراوان دارد؛ بنابراین در ترجمۀ ژاپنی به چینی، مترجم با مجموعه‌ای از نشانه‌ها مواجه است که برایش غریب مطلق نیست. این البته به آن معنا نیست که ترجمۀ چند ساعتۀ ژاپنی به چینی بی‌نقص است. کمااینکه دربارۀ همین ترجمه نیز نقد‌هایی مطرح شده، به‌خصوص در مورد انتقال لحن و ظرایف ادبی. اما مسیر ترجمۀ ژاپنی به فارسی بسیار پیچیده‌تر است. اینجا نه‌فقط با دو زبان متفاوت، بلکه با دو نظام نوشتاری، دو سابقۀ فرهنگی و دو مجموعه از تداعیات متفاوت روبه‌رو هستیم. به همین دلیل طبیعی است که انتظار داشته باشیم یک ابزار هوش مصنوعی، به‌تنهایی و بدون نظارت مترجم، اشتباهات بیشتری داشته باشد و ظرایف بیشتری را از دست بدهد. 

البته من به‌هیچ‌وجه با استفاده از هوش مصنوعی در ترجمه مخالف نیستم. برعکس، اگر درست استفاده شود، می‌تواند ابزار بسیار مفیدی باشد؛ می‌تواند به مترجم در جست‌و‌جو، مقایسه، یافتن گزینه‌های مختلف، بررسی ساختار جمله و حتی رسیدن به بعضی سرنخ‌ها کمک کند. مسئله برای من خودِ ابزار نیست؛ مسئله این است که چه کسی پشت ابزار نشسته و اصلاً چه چیزی را می‌تواند ببیند. اگر مترجم زبان مبدأ را بداند، می‌تواند از هوش مصنوعی سؤال‌های درست بپرسد، پاسخ‌هایش را کنترل کند و وقتی به انتخاب مشکوکی رسید، دوباره به متن اصلی برگردد و آن را بررسی کند. اما اگر مترجم خودش زبان مبدأ را نداند، مسأله پیچیده می‌شود. در آن صورت، ابزار نه‌تنها به او کمک نمی‌کند، بلکه ممکن است به‌جای او تصمیم بگیرد؛ و مترجم هم متوجه تصمیمات اشتباه و یا نامطلوب نشود. این را بزرگان ترجمه گفته‌اند و می‌دانیم که برای ترجمۀ ادبی، دانستن معنی واژه‌ها کافی نیست. پشت هر کلمه ممکن است تاریخ، فرهنگ، رابطۀ اجتماعی، لحن، طبقه، سن، جنسیت، فاصله یا صمیمیت میان دو نفر و حتی تصویری که یک جامعه از یک مفهوم دارد، پنهان شده باشد. یک مترجم آگاه؛ ضمن استفاده از هوش مصنوعی باید بتواند اینها را تشخیص بدهد؛ و حواسش به آنچه که ممکن است در روند استفاده از هوش مصنوعی از دست برود، باشد. 

** در «داستان کاحو» چه چیز‌هایی ممکن است از دست رفته باشد؟

در اولین گام، خودِ نام «کاحو»! 夏帆 (Kaho) ببینید، این نام از دو نویسه تشکیل شده که در ژاپنی به آنها کانجی گفته می‌شود؛ 夏 یعنی «تابستان» و 帆 یعنی «بادبان». اما یک لایۀ زبانی ظریف‌تر هم وجود دارد:かほ (Kaho) صورت تاریخی واژه‌ای در ژاپنی کلاسیک است که با «چهره، سیما و صورت» ارتباط دارد و نمونه‌های آن در متون کلاسیک ژاپنی ثبت شده است. البته اینها به این معنا نیست که باید Kaho را «چهره» یا «تابستان‌بادبان» ترجمه کنیم؛ اما در داستانی که چهره، زیبایی و زشتی، دیده‌شدن و مواجهۀ شخصیت با ظاهر و تصویر خودش اهمیت دارد، آیا مترجم نباید دست‌کم از وجود چنین لایه‌ای باخبر باشد و درباره‌اش تحقیق کند؟
اصل مسأله همین‌جاست و تمام حرف من این است که برای تصمیم‌گیری دربارۀ انتقال یا عدم انتقال یک معنا، نخست باید از وجودش اطلاع داشت. هرچند که شاید مترجم پس از تحقیق بگوید این لایه قابل انتقال نیست یا نیازی به توضیح و پاورقی ندارد. بسیار خب؛ این می‌شود یک تصمیم ترجمه‌ای. اما اگر مترجم اصلاً آن امکان را ندیده باشد، دیگر تصمیمی در کار نیست. سؤال من این است که آیا مترجم فارسی‌زبان ما ضمن استفاده از هوش مصنوعی، در این حد به زبان مبدأ آشنا بوده و به طور مثال این لایه از اسم را دیده است؟ یا، چون هوش مصنوعی از آن گذشته، او هم بی‌خبر یک «کاحو» نوشته و از آن عبور کرده است؟
اینها توضیحاتی مختصر دربارۀ معنای Kaho بود؛ اما مسأله به همین‌جا ختم نمی‌شود. وقتی به تلفظ می‌رسیم، ظرافت‌های دیگری خودش را نشان می‌دهد. اگر مترجم نداند که حرف H در این زبان‌ها، در برخی موقعیت‌ها، می‌تواند به صدای «خ» نزدیک شود، چطور می‌تواند از ظرفیت‌های زبان مبدأ استفاده کند و از آن شباهت آوایی میان «خ» و «ح» بهره بگیرد و آن را «کاحو» بنویسد، نه «کاهو»؛ واژه‌ای که برای گوش و ذهن خوانندۀ فارسی‌زبان بی‌درنگ تصویر سبزی و سالاد را تداعی می‌کند؟ مسئله فقط انتخاب یک حرف نیست. پشت همین انتخاب کوچک، شناخت صداها، نظام‌های آوایی و حتی حساسیت مترجم به تداعی‌های زبان مقصد قرار دارد. این از آنچه تنها در انتقال معنای یک نام از دست رفته. تو خود حدیث مفصل بخوان. 


** ما سال‌ها دربارۀ ترجمۀ آثار ژاپنی، چینی و دیگر زبان‌های شرقی به واسطۀ زبان انگلیسی بحث می‌کردیم و می‌گفتیم چرا باید باید متن از یک زبان عبور کند تا به فارسی برسد. چون در هر مرحله، احتمال از دست رفتن چیزی وجود دارد. حالا ظاهراً با ظهور هوش مصنوعی شرایط کاملاً تغییر کرده. 
 
دقیقاً. صد رحمت به آن زمان! چراکه در آن مدلِ ترجمۀ باواسطه، دست‌کم می‌توانستیم به سواد و پشتکار مترجم انگلیسی، به سازوکار نسبتاً حساب‌شدۀ ترجمه و نشر در کشور‌های قانونمند، و بعدتر به تسلط مترجم فارسی‌زبان بر انگلیسی و به پیشینه و البته به خوش‌سابقه بودن برخی از مترجمان شریفمان تکیه کنیم. دل‌نگرانی ما در نهایت به این محدود می‌شد که شاید در این مسیر پرپیچ‌وخم، بخشی از ظرافت‌های متن مبدأ از دست برود. هرچند همین «شاید» هم کم نبود و حتی آن روز‌ها نیز چیز‌هایی در رفت‌وآمد میان زبان‌ها حذف یا دگرگون می‌شد؛ اما در قیاس با استاندارد‌های مخدوش امروز، آن حساسیت‌ها گاهی سخت‌گیری به نظر می‌رسد. 
بگذارید یک مثال مشخص از رمان «زیستن» یو هوا، نویسندۀ چینی، بزنم؛ یکی از آن مثال‌هایی که امروز کاملاً مصداق سخت‌گیری و مته به خشخاش گذاشتن است. یادم هست در زمان یادگیری زبان چینی و حین انجام یکی از تکالیف کلاسی، متوجه شدم که در متن چینی رمان «زیستن»، اثر نویسندۀ معروف چینی، یو هوا، نویسنده دربارۀ یکی از شخصیت‌ها از تعبیر 年过花甲 استفاده کرده است. «花甲» در زبان و فرهنگ چینی اصطلاح مشخصی برای عبور از شصت سالگی است؛ یعنی وقتی می‌گوییم کسی «از 花甲 گذشته»، یک محدودۀ سنی مشخص در ذهن داریم. سراغ ترجمۀ انگلیسی رفتم و دیدم که در ترجمۀ انگلیسی، این عبارت به “really getting on in years” برگردانده شده؛ چیزی شبیه «پا به سن گذاشتن». در نگاه اول ممکن است بگوییم خب، معنای اصلی منتقل شده است. شخص مسن است. اما مسئله اینجاست که متن اصلی فقط نمی‌گوید «مسن». یک نشانۀ مشخص سنی به خواننده می‌دهد. حالا اگر مترجم فارسی‌زبان از انگلیسی ترجمه کند، که قاعدتاً چنین کرده است، دیگر چیزی به نام شصت‌سالگی در متن مقابلش وجود ندارد که دربارۀ آن تصمیم بگیرد. 
این فقط یک مثال دربارۀ کاستی‌های ترجمۀ باواسطه از زبان‌های شرقی است، اما همین نمونه نشان می‌دهد که چگونه ترجمۀ باواسطه می‌تواند لایه‌هایی را که در متن اصلی کاملاً مشخص‌اند، از چشم بیندازد؛ لایه‌هایی که در رفتارها، تشریفات، خوراک، مناسبات خانوادگی و عادت‌های روزمره پنهان‌اند. بگذارید یک مثال دیگر از سختی‌های ترجمه از زبان‌های شرقی بزنم؛ چه به‌واسطه، چه با هوش مصنوعی. فرض کنید در یک متن چینی نوشته شده باشد: «خوب است مادرم برای تولدم نودل پخت.» مترجم فارسی‌زبان هم همین را، از روی دست مترجم واسطه یا با هوش مصنوعی، ترجمه کند. ظاهراً در ترجمه مشکلی وجود ندارد. اما آیا واقعاً همۀ معنا منتقل شده است؟ خیر. وقتی بدانیم در فرهنگ چینی، پخت رشته‌های بلند نودل در مناسبت‌های خاص، از جمله تولد، با آرزوی طول عمر ارتباط دارد، آن‌وقت اگر این جمله در داستانی با موضوع بیماری یک شخصیت جوان آمده باشد، در متن اصلی معنایی کنایه‌آمیز و فراتر از ظاهر خواهد داشت. این معنا را نمی‌شود از روی فرهنگ لغت بیرون کشید. باید فرهنگ را شناخت؛ و مشکل اصلی دقیقاً همین است. هوش مصنوعی ممکن است بتواند ترجمه کند، اما آیا می‌فهمد چرا پخت نودل در داستان آمده؟ آیا می‌تواند تشخیص دهد این جمله قرار است برای خوانندۀ چینی چه تداعی‌ای ایجاد کند؟ و اگر هم بتواند در برخی موارد چنین کاری بکند، مترجم انسانی باید آن را ببیند، کنترل کند و درباره‌اش تصمیم بگیرد. البته این بحث وقتی معنا پیدا می‌کند که ما در گام‌های پیشین و ساده‌تر شاهد خرابکاری‌های فاحش‌تر نباشیم. 

** یعنی شما مشکل را فراتر می‌بینید؟

دقیقاً. گاهی فکر می‌کنم تمام اینها فقط نقش ایوان است و خانه از پای‌بست ویران است. ترجمۀ باواسطه، ترجمه با هوش مصنوعی، سرعت بالا و اینها به کنار؛ مگر کم دیده‌ایم مترجمانی را که مستقیماً از زبان انگلیسی ترجمه کرده‌اند و باز هم نتیجه فاجعه بوده است؟ من اخیراً مجموعه‌ای شعری ترجمه کردم که نشر خزه زحمت انتشارش را کشید؛ کتابی با عنوان «حقیقت عشق را با من بگو» از ساندرا رو؛ مجموعه‌ای از اشعار عاشقانه، از شکسپیر تا باب دیلن. 
در حین کار برای ترجمۀ ترانۀ معروف باب دیلن، I Want You، سراغ ترجمه‌های منتشرشدۀ قبلی رفتم تا آنها را هم ببینم. اگر یادتان باشد همزمان با نوبل بردن باب دیلن موج انتشار ترانه‌های او به راه افتاد. من هم برای آنکه بدانم ترانۀ مد نظرم پیش از این چگونه ترجمه شده، به آنها رجوع کردم. باورتان می‌شود مترجم در کتابی از ناشر نام‌آشنا که بار‌ها تجدیدچاپ شده بود، organ grinder را «قطع‌کنندۀ عضو» ترجمه کرده بود؟ وحشتناک‌تر اینکه مترجمان کپی‌کار در نشر‌های دیگر هم همان اشتباه را از روی هم تکرار کرده بودند. یک organ grinder ساده که مشخصاً و به هیچ ابهامی به نوازندۀ دوره‌گردی اشاره دارد که با ارگ دستی یا ساز مشابه در خیابان اجرا می‌کند! این یعنی مشکل فقط فناوری نیست. ترجمۀ باواسطه هم نیست. مشکل، یک سازوکار بی‌حساب‌وکتاب است. همین است که گاهی یک ترجمۀ غلط آن‌قدر تجدیدچاپ می‌شود که بعد از مدتی شکل «ترجمۀمعتبر» پیدا می‌کند. 

** به نظر شما چاره چیست؟

به گمانم بخشی از راه‌حل، قانونی است. ترجمه‌های آشکارا پرغلط نباید بی‌هزینه باشند. اگر ترجمه‌ای فاقد حداقل استاندارد‌های حرفه‌ای است، باید سازوکاری برای رسیدگی، الزام به اصلاح، جریمه و در موارد تکرار تخلف، حتی محرومیت موقت مترجم و ناشر وجود داشته باشد. ناشر هم نمی‌تواند تمام مسئولیت را به گردن مترجم بیندازد. به‌خصوص دربارۀ ترجمه‌هایی که چند روز پس از انتشار یک رمان چندصدصفحه‌ای وارد بازار می‌شوند، نهاد‌های صنفی و نظارتی دست‌کم باید بپرسند این سرعت چگونه ممکن شده است. مسأله تعیین یک زمان ثابت برای ترجمه نیست؛ مسأله سرعتی است که از نظر حرفه‌ای قابل‌باور نیست و ممکن است نشان بدهد بخش‌هایی از فرایند، از خواندن و تحقیق گرفته تا مقابله و بازخوانی، حذف شده است. 
در مورد هوش مصنوعی هم اصل بر شفافیت است. خواننده باید بداند کتاب از چه زبانی ترجمه شده و آیا در فرایند ترجمه از هوش مصنوعی استفاده شده است. استفاده از ابزار ایرادی ندارد؛ مشکل زمانی آغاز می‌شود که مسئولیت ترجمه هم به ابزار واگذار شود. مترجم می‌تواند از هوش مصنوعی کمک بگیرد، اما مسئولیت نهایی باید با کسی باشد که زبان مبدأ، فرهنگ و ظرافت‌های متن را می‌شناسد و می‌داند کجا نباید به ماشین اعتماد کند. 
** با این حساب، آیندۀ ترجمۀ ادبی در ایران را چطور می‌بینید؟
من فعلاً هیچ چشم‌انداز روشنی در هیچ‌جای ترجمه و نشر نمی‌بینم. ما فعلاً همه‌چیزمان به همه‌چیزمان می‌آید و در چنین وضعیتی، حرف زدن از آینده بیشتر شبیه شوخی است تا پیش‌بینی. به قول علی حاتمیِ بزرگ، و البته با کمی تغییر: «کار جهان به اعتدال راست می‌شود. همه‌چیزمان باید به همه‌چیزمان بیاید. اتابک بدش نیاید، ما که صدراعظم مثل بیسمارک نداریم که مترجم و ناشر آن‌طوری داشته باشیم».

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار