به گزارش آرمان ملی آنلاین، بسنت در اظهارات اخیر خود صراحتاً خواستار تعطیلی شعب بانک ملی ایران در خارج از کشور شده و همزمان از تشدید فشار مالی و تحریمی علیه ایران سخن گفته است. بنابراین اصل تهدید وجود دارد و باید آن را جدی گرفت.
اما جدی گرفتن یک تهدید، با پذیرفتن روایت طرف مقابل درباره میزان اثرگذاری آن تفاوت دارد. اول اینکه باید بدانیم بازار ایران به خبرهای سیاسی حساس است. بهخصوص وقتی پای بانک، ارز و امکان جابهجایی پول در میان باشد. به همین دلیل، یک جمله از مقام اقتصادی دولت آمریکا میتواند خیلی سریع از یک خبر خارجی به نگرانی داخلی تبدیل شود.
و دلیل اصلی این اعلام از طرف خزانهداری آمریکا در شرایط فعلی همین موضوع است. اما از طرف دیگر، هر تهدیدی الزاماً به همان اندازهای که در سخنرانی بیان میشود، قابلیت اجرا ندارد. اتفاقاً همین فاصله است که باید برای مردم روشن شود.
بانک ملی ایران فقط یک بانک داخل کشور نیست. این بانک در وبسایت شبکه بینالمللی خود، شعبی در جمهوری آذربایجان، عراق، عمان، فرانسه و امارات متحده عربی و شرکتهایی در بریتانیا، هنگکنگ و روسیه معرفی کرده است. بنابراین طبیعی است که فشار بر این شبکه بتواند بخشی از ارتباطات مالی و تجاری ایران را دشوارتر کند.
نکتهای که در بحثهای عمومی کمتر دیده میشود، این است که خزانهداری آمریکا مستقیماً صاحب اختیار شعبهای در کشور دیگر نیست. واشنگتن میتواند بانک و طرفهای معامله با آن را تحت فشار تحریمی قرار دهد و برای دسترسی به نظام مالی آمریکا هزینه سنگینی ایجاد کند. در نتیجه، تصمیم درباره ادامه فعالیت فیزیکی هر شعبه فقط به یک دستور آمریکایی وابسته نیست و مقررات کشور میزبان، مجوز فعالیت و میزان پذیرش ریسک بانکها نیز اهمیت دارد.
پس باید بین «تهدید به تعطیلی» و «تعطیلی عملی همه شعب» تفاوت گذاشت. بسنت تهدید را صریح بیان کرده، اما اینکه این تهدید در تمام کشورها و درباره تمام شعب چگونه اجرا شود، موضوع دیگری است.
بانک ملی سالهاست در شرایطی فعالیت میکند که دسترسی آن به شبکه مالی بینالمللی محدود شده است. به بیان سادهتر، بانک ملی امروز تازه قرار نیست با تحریم آشنا شود. بخش مهمی از مسیرهایی که آمریکا اکنون تلاش میکند محدودتر کند، پیش از این نیز برای بانک مسدود یا پرهزینه شده بود.
پس اگر شعب خارجی بانک تحت فشار بیشتری قرار بگیرند، باید دید چه چیزی واقعاً از فعالیت بانک کم میشود و چه چیزی همچنان برقرار میماند. تجربه چند سال گذشته نشان داده است که محدود شدن یک مسیر، الزاماً به معنای متوقف شدن کل شبکه نیست.
شاید بهترین راه برای فهم شرایط امروز، نگاه کردن به عملکرد بانک در داخل کشور باشد. بانکی که سالها با تحریمهای بینالمللی مواجه بوده، همچنان باید هر روز خدمات میلیونها مشتری را انجام دهد و در مواقع خاص نیز بار سنگین تأمین مالی و خدمات عمومی را بر دوش بکشد.
نمونه روشن آن، عملیات تأمین ارز اربعین امسال است. طبق آمار اعلامشده، بانک ملی ایران بیش از ۶۹ میلیارد و ۷۰۲ میلیون دینار عراق به بیش از ۴۲۱ هزار زائر پرداخت کرده و با سهم ۴۶ درصدی، بیشترین سهم را در تأمین و پرداخت ارز اربعین شبکه بانکی کشور داشته است.
این عدد وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم چنین خدمتی در یک شرایط عادی و بدون محدودیت انجام نشده است. بانک ملی در سالهای اخیر با محدودیتهای تحریمی مختلف روبهرو بوده، اما وقتی یک مأموریت عمومی مانند تأمین ارز زائران بر عهده آن قرار گرفته، توانسته بخش بزرگی از این تقاضا را پوشش دهد.
اینجا دیگر با یک شعار تبلیغاتی روبهرو نیستیم. عملکرد، خودش حرف میزند. پرداخت ارز به بیش از ۴۲۱ هزار نفر و تأمین نزدیک به نیمی از سهم شبکه بانکی در این طرح، نشان میدهد فشار خارجی نتوانسته شبکه داخلی بانک را از انجام یکی از مأموریتهای مهم خود بازدارد.
همین تجربه باید در تحلیل تهدید جدید آمریکا مورد توجه قرار گیرد. اگر تحریمهای چندساله نتوانستهاند فعالیت بانک ملی در داخل کشور را متوقف کنند، نمیتوان صرف اعلام تعطیلی شعب خارجی را معادل توقف بانک دانست.
البته نباید اهمیت شعب خارجی را هم دستکم گرفت. فعالیت برونمرزی بانک میتواند در ارتباطات تجاری، نقلوانتقال وجوه و ارتباط با مشتریان خارج از کشور نقش داشته باشد. بنابراین فشار بر این بخش ممکن است هزینههایی ایجاد کند و برخی عملیات را دشوارتر سازد.
اما میان «محدود شدن یک بخش» و «از کار افتادن بانک» فاصله زیادی وجود دارد.
آنچه آمریکا میتواند با تحریم و فشار ثانویه دنبال کند، افزایش هزینه همکاری بانکهای خارجی با ایران است. اما تصمیم نهایی درباره ادامه فعالیت هر شعبه در کشور میزبان، به مقررات آن کشور، مجوزهای محلی و میزان پذیرش ریسک از سوی طرفهای تجاری نیز بستگی دارد. از این رو، حتی اگر بخشی از فشار اعلامشده عملیاتی شود، نتیجه آن لزوماً تعطیلی همزمان تمام شبکه خارجی و به دنبال آن توقف فعالیت بانک ملی در داخل کشور نخواهد بود.
واقعیت مهمتر این است که بانک ملی در طول سالهای تحریم، خود را فقط به یک مسیر خارجی وابسته نکرده است. شبکه داخلی، خدمات الکترونیکی و سازوکارهای متعدد بانکی همچنان بخش اصلی ارتباط بانک با مردم را تشکیل میدهند.
تجربه حملات سایبری نیز وجه دیگری از همین تابآوری را نشان داده است. در خردادماه حمله سایبری به چهار بانک از جمله بانک ملی گزارش شد و شورای هماهنگی بانکها اعلام کرد اطلاعات مشتریان افشا نشده است. در ادامه نیز خدمات بانکی پس از اختلالها به مسیر عادی بازگشت. این تجربه نشان داد که فشار بر زیرساخت بانکی، حتی اگر بتواند اختلال ایجاد کند، الزاماً به معنای از کار افتادن شبکه نیست.
تابآوری یک بانک فقط در زمان تحریم سنجیده نمیشود، در زمان بحران و اختلال هم خودش را نشان میدهد که بانک ملی در قضیه هک و حملههای سایبری چندماه گذشته و دوران جنگ این موضوع را به خوبی و با بهرهگیری از توان متخصصان داخلی پشت سر گذاشت و در ماههای گذشته ثابت کرد خدمترسانی شاید با اختلال همراه شود اما متوقف نمیشود.
پاسخ بانک ملی باید عملکرد باشد، نه شعار
به همین دلیل، پاسخ به تهدید اخیر آمریکا بیش از آنکه به یک بیانیه تند سیاسی نیاز داشته باشد، به نمایش دقیق ظرفیتهای بانک نیاز دارد. مردم باید بدانند چه مقدار از عملیات بانک به شعب خارجی وابسته است، چه بخشهایی از این فعالیتها ممکن است تحت فشار قرار گیرد و برای هر محدودیت چه مسیر جایگزینی وجود دارد.
این شفافسازی میتواند جلوی شکلگیری یک برداشت نادرست اینکه تعطیلی احتمالی شعب خارجی مساوی با تعطیلی بانک ملی یا اختلال در خدمات مردم است را بگیرد.
اتفاقاً تجربه ارز اربعین نشان داد که بانک ملی در شرایط محدودیت نیز میتواند یک مأموریت بزرگ عملیاتی را به انجام برساند. وقتی ۴۶ درصد از ارز اربعین شبکه بانکی توسط بانک ملی تأمین شده و بیش از ۴۲۱ هزار زائر از این خدمت استفاده کردهاند، این عملکرد را نمیتوان صرفاً در قالب یک خبر روابط عمومی دید. این یک نمونه روشن از ظرفیت اجرایی بانکی است که در شرایط دشوار نیز مأموریت خود را ادامه داده است.
تحریم قطعاً هزینه دارد. محدودیت خارجی نیز میتواند مسیرهای مالی را دشوارتر کند. اما سختتر شدن مسیر با متوقف شدن مقصد یکی نیست.
آنچه امروز میتواند بانک ملی را سربلند نگه دارد، نه ادعای بیاثر بودن تحریمها، بلکه ادامه همان مسیر ارائه خدمت در شرایطی که مسیرها محدود بودهاند، توسعه راههای جایگزین و حفظ ارتباط با مشتریان است که در سالهای گذشته طی کرده است. همانطور که در مبحث تأمین ارزهای اربعین با وجود شرایط سخت جنگ و تحریمهای همهجانبه به اثبات رسید.
از این زاویه، تهدید تعطیلی شعب خارجی را میتوان یک آزمون تازه دانست، آزمونی که نتیجه آن بیش از هر چیز به توان بانک برای حفظ کارکردهای اصلی خود بستگی دارد. بانک ملی در سالهای تحریم، بحران و اختلالات سایبری نشان داده که فشار میتواند کار را سخت کند، اما الزاماً نمیتواند شبکهای با این گستردگی را از حرکت بیندازد.
اگر قرار باشد پاسخی درخور به این تهدید داده شود، بهترین پاسخ همان چیزی است که بانک ملی در عمل ارائه میکند: ادامه خدمت، حفظ اعتماد مشتری و نشان دادن اینکه محدود کردن یک مسیر، پایان راه نیست.
منبع: رساخبر