یکی از حواشی قابل توجه مراسم تشییع و ترحیم اکبر عبدی، رفتار همسر او بود؛ رفتاری که توجه کاربران بسیاری را به خودش جلب کرد. دلیل این توجه هم شکل سوگواری او، مدل حرف زدنش، جملاتی که استفاده کرد و حتی تسلطش بر استفاده از زبان بدن بود. برای مثال، در یکی از لحظات مراسم، او با دستانش شکل قلب را برای یکی از عزاداران درست کرد و آن را به نوعی به او هدیه داد.همین مدل رفتارها، در کنار این که خبری از گریههای بلند، ضجه کشیدنهای آشکار و بیقراریهای شدیدی که در عرف عزاداری در ایران رایج است نبود، باعث شد بسیاری از کاربران او را قضاوت کنند و بگویند همسر اکبر عبدی انگار آنطور که انتظار میرود عزادار نیست.البته این قضاوت میتواند اشتباه باشد؛ چرا که الگوی سوگواری در میان آدمهای مختلف، متفاوت است. حتی برخی روانشناسان هم در ادامه همین بحث در شبکههای اجتماعی تأکید کردند که این تصور که همه افراد سوگوار باید با صدای بلند گریه کنند یا بیتابی شدیدی از خودشان نشان بدهند، تصور درستی نیست. بعضیها سوگواری میکنند، اما به شکلی متفاوت.
با این حال، ارجاع منتقدان رفتار همسر اکبر عبدی به موضوع دیگری است. این روزها ویدئویی قدیمی دوباره وایرال شده که در آن اکبر عبدی درباره همسر دوم یا رابطهای آزادانه صحبت میکند و همسرش نیز در آن حضور دارد. کاربران با کنار هم گذاشتن آن ویدئوی قدیمی و رفتار امروز همسر او در مراسم سوگواری، به این نتیجه رسیدهاند که شاید او سالها در یک زندگی مردسالارانه قرار داشته؛ زندگیای که آزادیهایش در آن محدود بوده و بیش از هر چیز به نفع اکبر عبدی پیش رفته است.
طبیعتاً اینها برداشتها و قضاوتهای کاربران است و نمیتوان آنها را به عنوان واقعیت قطعی پذیرفت. با این حال، درباره چهرههای مشهور در همه جای دنیا، شکل گرفتن چنین روایتها و قضاوتهایی تا حد زیادی اجتنابناپذیر است.
در این میان، حاشیه دیگری هم به این فضای رسانهای دامن زده است؛ ماجرای حلالیتطلبی خانواده اکبر عبدی از امین حیایی است. برخی کاربران به این موضوع اشاره کردهاند که در مراسم عروسی دختر اکبر عبدی، امین حیایی دعوت نشده بود (در حالی که همسر سابقش مونا بانکیپور دعوت شده بود)؛ در حالی که به گفته آنها، رابطه و رفاقتی میان امین حیایی و اکبر عبدی وجود داشته است. حالا این مساله حلالیت طلبیدن ماجرای نقد خانواده عبدی را مضاعف هم کرده است.
در مجموع، مجموعه این اتفاقات باعث شده است که تنها چند روز پس از درگذشت اکبر عبدی، علاوه بر سوگواری، فضای گستردهای از نقد، قضاوت و بازخوانی زندگی شخصی او در شبکههای اجتماعی شکل بگیرد. شاید این روحیه نقد کردن، حتی پس از مرگ، یکی از ویژگیهای جدید فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی باشد؛ پدیدهای که از یک سو میتواند مانع قدسی شدن شخصیتها صرفاً به دلیل مرگشان شود و از سوی دیگر، اگر بر پایه شایعات و برداشتهای تأییدنشده شکل بگیرد، میتواند به گسترش روایتهای نادقیق و قضاوتهای ناعادلانه دامن بزند.