با این حال تفاوت در نگرش به مسائل سیاسی و اجتماعی بین دولت نزدیک به اصلاحطلبان و تندروهای پایداری، خیلی زود خود را نشان داد. بجز یکی دو چهره نزدیک به تندروها که توانستند به پزشکیان کارکنند، دیگر چهرههای شناخته شده این جریان، به هیچ وجه حاضر به وفاق با دولت نشدند.
شکلگیری وفاق ملی
بعد از برگزاری انتخابات زودهنگام در سال ۱۴۰۳، با روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان، یک واژه جدید وارد ادبیات سیاسی کشور شد؛ وفاق ملی. چند مساله مهم موجب شد که پزشکیان این ایده را مطرح کند. مساله اول این بود که شکافی در سطح سیاسی قابل مشاهده بود و پزشکیان بر این نظر بود که باید هرچه زودتر این شکاف از بین برود. طرح مساله وفاق ملی در سطح اول ناظر بر شکاف بین نیروها و جریانهای سیاسی بود و در سطح دوم ناظر بر شکافی بود که در جامعه شکل میگرفت. از انتخابات سال ۹۸ به بعد استقبال از صندوق رای به گونهای پیوسته در حال افول بود. برخی تحلیلگران دلیل عدم اقبال از صندوقهای رای را دور شدن یک جبهه سیاسی از عرصه رقابت میدانستند. پیروزی پزشکیان در انتخابات سال ۱۴۰۳ از نظر پزشکیان فرصت مغتنمی بود که با طرح وفاق ملی از گسترش هرچه بیشتر شکاف جلوگیری شود. نکته دیگر، شرایط اقتصادی کشور بود. دولت چهاردهم کار خود را در وضعیتی آغاز میکرد که تورم کنترل شده در دولت اول روحانی، با خروج آمریکا از برجام و ناتوانی دولت سیزدهم از احیای آن، ناگهان سیر صعودی ترسناکی به خود گرفته بود. اقتصاد کشور با تورم بالا، تحریمها و کسری بودجه دست به گریبان بود و این همه معیشت مردم را دچار مشکلات متعدد کرده بود. تصور پزشکیان این بود که اگر بتواند بین جریانهای مختلف سیاسی کشور وفاق ایجاد کند، میتواند توان و انرژی همه جریانها را در راستای هم قرار دهد و مشکلات کشور را با اجماع بین جریانها حل کند. از این نظر اگر برنامه پزشکیان به نتیجه میرسید، به خاطر دست در کار بودن همه جریانهای سیاسی، دولت در اجرای برنامههایش با کارشکنی روبهرو نمیشد. در اینکه آیا تصور پزشکیان از همراهی جریانهای سیاسی رقیب درست بوده یا نه، گذشت زمان جنبههای مختلف آن را نشان داد. پزشکیان بارها استدلال کرده بود که حل مسائل و مشکلات کشور بدون همکاری نهادهای مختلف و کاهش منازعات سیاسی ممکن نیست. او در سخنرانی خود به مناسبت آغاز به کار دولت به جنگ تمامعیار اقتصادی اشاره کرد و گفت که ضروری است در چنین شرایطی انسجام داخلی خود را حفظ کنیم.
تصور اولیه پزشکیان
میتوان گفت که ترکیب سیاسی نهادهای موثر در طرح مساله وفاق ملی نقش داشته است. پزشکیان در دورانی مسئولیت را به عهده گرفته بود که مجلس نه تنها در اختیار اصولگرایان بود، بلکه جریان پایداری نشان داده بود که در این مجلس و در کنار نمایندههای معتدل اصولگرا، ساز خود را میزند و از قضا صدای بلندی هم دارد و به آسانی میتواند در راه اجرای برنامههای دولت کارشکنی کند. با توجه به تلاش تندروها در دوره رقابتهای انتخاباتی و اینکه توانسته بودند رای قابل توجهی به دست آورند بعید نیست که پزشکیان به این فکر میکرده که قدرت را با تندروها و اصولگرایان تقسیم کند و با این کار هم از تواناییها آنها استفاده کرده و هم دربرابر کارشکنی دولت را بیمه کند. هرچند خیلی زود اشتباه بودن این تصور روشن شد، اما پزشکیان سعی کرد بر عهد خود بماند و بر وفاق ملی پافشاری و وفاق را بهعنوان راهبردی برای تعامل با سایر نهادها و کاهش اصطکاک سیاسی دنبال کرد. پزشکیان نشان داد که قصد دارد از نیروهای سیاسی و مدیران با گرایشهای مختلف استفاده کند. او اعلام کرد که معیار انتخاب مدیران را بیش از وابستگی جناحی، شایستگی میداند و حتی در معرفی کابینه و مدیران از افرادی با پیشینههای سیاسی متفاوت استفاده کرد. تفاوت دیدگاه او و این دست از مدیران خیلی زود خود را نشان داد. عموم رای دهندگان که از سابقه جریان مقابل خبر داشتند با تأنی و صبر به ماجرا نگاه میکردند، اما هر چه زمان گذشت، سرسختی جریان مقابل بیشتر و بیشتر شد. در همین دوره پزشکیان در کنار واژه وفاق از ترکیب دعوا نکردن هم استفاده کرد، اما تاثیر چندانی در جهتگیری نیروهای سیاسی مقابل نداشت. از نگاه حامیان دولت، شعار وفاق پاسخی به نیاز کشور برای کاهش تنشهای سیاسی و ایجاد همکاری برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی بود، اما پیشنهاد وفاق در جریانهای سیاسی مقابل کارگر نیفتاد و آنها پیوسته از دولت انتظار داشتند که سهم بیشتری به آنها واگذار شود. زمانی که دولت هم از شدت وفاق کم کرد تا بتواند برنامههای خود پیش ببرد، برنامههایی که برای آنها از مردم رای گرفته بود، جریان مقابل واژه وفاق را به شکل دیگر بهکار برد. در ماجرای دور شدن برخی تندروها از ریاست کمیسیونهای مجلس، منان رئیسی در همان یادداشتی که با عنوان شرف المکان بالمکین مینویسد: حذف حقیر از هیات رئیسه کمیسیون عمران بیش از آنکه به اعتبار حقیر لطمه بزند، به اعتبار کمیسیون تخصصی عمران لطمه میزند، در بخشی از یادداشت مینویسد: بعد از کنار گذاشته شدن برخی نمایندگان انقلابی از هیات رئیسه کمیسیونهای مجلس (نظیر آقایان نبویان، ابراهیم رضایی و...)، بنده هم مشمول وفاق شدم و از هیات رئیسه کمیسیون تخصصی عمران کنار گذاشته شدم. یا یکی از کاربران در فضای مجازی در پیشانی مطلبی درباره تبرئه زنگنه در پرونده کرسنت با اهانتی دوجانبه نوشته است: بیژن زنگنه در پرونده کرسنت با وفاق تبرئه شد.