بستن
کد خبر: ۱۵۱۲۳۰۰

پشت‌پرده رازآلود و مهیب خداحافظی خیابانی

پشت‌پرده رازآلود و مهیب خداحافظی خیابانی
از اوایل دهه هفتاد تا همین سه سال پیش که جامعه فرصت فکر کردن به فراغت را داشت، فوتبال تماشا کردن بخشی از تفریحات روزمره شد و در این خلال گزارشگران ارزش افزوده ماجرا بود.

مزدک میرزایی، عادل فردوسی‌پور و جواد خیابانی، این احتمالا پایان یک دوران است. دورانی که مهم بود گزارشگر بازی چه کسی است. از اوایل دهه هفتاد تا همین سه سال پیش که جامعه فرصت فکر کردن به فراغت را داشت، فوتبال تماشا کردن بخشی از تفریحات روزمره شد و در این خلال گزارشگران ارزش افزوده ماجرا بود.

خیلی‌ها طرفدار عادل بودند، برخی مزدک و برخی خیابانی، این آخری که دیشب اعلام بازنشستگی کرد، اما در سال‌های اخیر با جملات عجیبش بیشتر سوژه میشد و تا روز آخر وامدار گزارش بازی ایران_استرالیا ماند. غلبه هیجان و احساس شاخصه اصلی گزارش‌های خیابانی بود و همین هم گاهی مثل یک شمشیر دولبه رفتار می‌کرد، به وجد می‌آورد یا اصطلاحا روی مخ بود!به هر حال از حالا به بعد با کلی گزارشگر گمنام مواجهیم که غالبا سعی می‌کنند شبیه الگو‌های موفق قبلی باشند. دوران فوتبال دیدن و چک کردن خبر این که کدام گزارشگر بازی را گزارش خواهد کرد به سر آمده، خیابانی را چه دوست داشته باشیم چه نه، به هر حال یادآور یک دوران بهتر است که فعلا تا اطلاع ثانوی در دسترس نیست. 

دیشب آقا جمشید خیابانی بغض کرد، مثل خیلی از مواقع دیگر. به انتها رسیدن کار یک گزارشگر نباید اتفاق خیلی مهمی باشد، اما چون این پایان‌ها را هیچ جایگزین تازه‌ای نیست، ناخواسته حس یاس و حسرت ایجاد می‌کند. شرایط ناپایدار و کمبود زندگی باعث شده از هر اتفاق پیش پا افتاده‌ای بشود روضه ساخت. درد کمبود زندگی، اما نهایتا مثل یک سونامی همه چیز را خواهد بلعید. صدای خاطره‌انگیز یک گزارشگر، تماشای فوتبال، آزادانه قدم زدن، فکر کردن، حرف زدن، خندیدن، تقسیم خیابان برای همه، شادی، شادی، شادی. اینها همیشه در رجوع هستند، هر چقدر که تلاش شود نباشند، نمی‌شود که نمی‌شود. به قفسه تاریخ در کتابخانه‌ها سر بزنید، هیچ جمشیدی تا ابد جواد نمی‌ماند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار