اینکه چرا ترامپ دست به چنین اقدامی زد، اصولاً میتواند به امتناع حضور ایران در مذاکرات اسلامآباد مربوط باشد؛ چراکه تهران صراحتاً اعلام کرد که محاصره دریایی ایالات متحده را نمیپذیرد و رفع این محاصره پیش شرط حضور در مذاکرات مذکور خواهد بود. بر همین اساس تیم مذاکره کننده ایالات متحده به رهبری جی. دی ونس، معاون ترامپ هم در واشنگتن ماند به اسلامآباد نیامد و در نهایت تمدید آتشبس توسط واشنگتن رخ داد. در این میان ترامپ سعی کرد تا به نوعی هدف از تمدید آتشبس با ایران را برای رسیدن به یک فرمت نهایی از سوی تهران برای شرکت در مذاکره تحلیل کند و به نحوی این موضوع را مطرح کند که تهران باید تصمیم خود را برای مذاکره بگیرد، اما محاصره دریایی کماکان باقی خواهد ماند. در همین راستا اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در واکنش درخواست محمد اسحاقدار، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان از ایران و آمریکا برای تمدید آتشبس گفت: «جمهوری اسلامی ایران آغاز کننده این جنگ تحمیلی نبوده و اقدامات ایران جملگی در راستای حق ذاتی دفاع مشروع ایران در برابر تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی صورت گرفته است». بقایی صراحتاً اعلام کرد که دیپلماسی، ابزار تامین منافع و امنیت ملی است و ما هرگاه به این جمعبندی برسیم که زمینه لازم و منطقی برای استفاده از این ابزار جهت تحقق منافع ملی و تثبیت دستاوردهای ملت ایران در ناکامگذاشتن دشمنان از رسیدن به اهداف شومشان مهیا است، اقدام خواهیم کرد. این موضع اساساً نشان میدهد که همچنان در مورد مذاکرات اسلامآباد، یک پیش شرط وجود دارد و آنهم موضوع رفع محاصره دریایی است. در این خصوص باید توجه داشت که اقدام ترامپ یک نوع دوگانه مشخص را سر و شکل داده است که یک سوی آن «مذاکره» و طرف دیگر آن «محاصره» است.
*تضاد ماهیتی
اینکه ترامپ حالا پرونده ایران را بر سر یک دوراهی قرار داده، موضوع جدیدی نیست؛ چراکه همه او را نه تنها در دور دوم ریاست جمهوریاش بلکه در دور اول دولتش با عدم ثبات در تصمیمگیری و یا تصمیمگیریهای بیحساب و کتاب تطبیق میدادند. واقعیت این است که بسیاری از دادههای موجود در رسانههای غربی اعم از رسانههای اروپایی و آمریکایی نشان از یک عدم پایداری در اتخاذ تصمیمات ترامپ در مورد نوع کنش و واکنش به ایران را نشان میدهد و حتی برخی از این رسانهها اعتقاد دارند که این اقدام ترامپ خصوصاً تمدید آتشبس بدون مدت مشخص نشان دهنده نوعی عقبنشینی از تهدیدهای نظامی میتواند تحلیل شود. به عنوان مثال گاردین در گزارش خود نوشته است که ترامپ چند ساعت پس از اعلام اینکه «انتظار بمباران» را دارد، گفت که آتشبس را تا زمانی که مذاکرهکنندگان ایرانی پیشنهادی برای صلح ارائه دهند، تمدید خواهد کرد و همین موضع نشان از یک بلاتکلیفی دارد؛ چراکه نیروی دریایی ایالات متحده همین حالا در خلیجفارس هستند و فکر میکردند که فشار بیشتر از این ناحیه میتواند باعث آمدن ایران به پای میز مذاکرات اسلامآباد شود که این اتفاق رخ نداد. وبگاه هیل هم در گزارش خود نوشته است که این تمدید، عقبنشینی ترامپ را نشان میدهد که ساعاتی پیش از آن و در مصاحبهای با شبکه خبری CNBC گفته بود با تمدید آتشبس مخالف است! مواضع دیگری هم که در این خصوص اتخاذ شده، نشان میدهد که بسیاری نسبت به خروج ترامپ از این دوگانهای که خودش بدان دامن زده است، دشوار است. بسیاری در داخل و خارج از ایالات متحده بر این باور هستند که ترامپ به دنبال تمام کردن هر چه سریعتر این جنگ با ایران است. اما محقق شدن این موضوع هم با موانعی روبهرو است. از طرفی ترامپ با رویکردهای زیاده خواهانه خود باعث شده تا مذاکرات نیز در نوعی بنبست قرار گیرد و خروج از این بنبست نیز برایش مشکل باشد. از سوی دیگر با توجه به آمادگی بالای نیروهای مسلح و حمایت مردم در خیابان از میدان باعث شده تا ترامپ گزینه حمله مجدد را از دستور کار خارج گند و پیشنهاد پاکستان برای تمدید آتشبس را بپذیرد. نکته مهمتر نیز دست بالای ایران در جنگ بهواسطه تنگه هرمز و تسلط بر آن است که موازنه جنگ را در منطقه تغییر داده است مجموع این مواضع را میتوان دلایلی برای رفتن ترامپ به سوی آتشبس برشمرد. از سویی مانع دیگری که ترامپ را ترغیب به پایان جنگ میکند آینده سیاسی او و حزب جمهوریخواه است؛ چراکه چندی دیگر انتخابات میاندورهای برگزار خواهد شد و محافظهکاران باید بتوانند یک دستاورد سیاسی به پایگاه اجتماعی خود به خصوص «ماگا» بفروشند. از طرفی دیگر ادامه جنگ و هزینه سیاسی نظامی برای ترامپ و ایالات متحده تا حد زیادی سخت است، اما در این راستا او حاضر نیست تا به صورت مستقیم به سر اصل مطلب یعنی مذاکره در ایران بدون ارعاب و تهدید برود. با این تفاسیر او نیاز به مذاکره و به سرانجام رساندن نسبی وضعیت جنگ با ایران را دارد، اما در تهران هم به نظر میرسد که دوگانه «مذاکره» و «محاصره» پذیرفتنی نیست؛ لذا ناهمگونی این دو فرآیند میتواند باز هم برای واشنگتن هزینهزا باشد و تعدیل موضع به شکل غیررسمی را در بر داشته باشد.