به گزارش آرمان ملی آنلاین، محمد سرشتهداری در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: اخبار متفاوت و گاه متناقضی در برخی رسانههای غربی منتشر میشود مبنی بر اینکه ترامپ در حال ارسال پیامهایی برای مذاکره با ایران است. حتی در بعضی گزارشها از چارچوبی موسوم به «پانزدهبندی» سخن گفته میشود. با این حال، در دل همین روایتها نکات ریزی وجود دارد که باعث میشود برخی تحلیلگران این پرسش را مطرح کنند که آیا اساساً هدف، یک مذاکره واقعی است یا بخشی از یک بازی سیاسی و رسانهای.
1. سابقه رفتار آمریکا در مذاکرات
یکی از نکاتی که همواره در تحلیلها مطرح میشود، تجربههای قبلی از روند مذاکرات و تحولات میدانی است. در برخی روایتها گفته میشود در مقاطعی که صحبت از مذاکره مطرح بوده، در نهایت تحولات به سمت تنش یا اقدام نظامی رفته است. به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند همین سابقه تاریخی باعث شده اعتماد به روند مذاکره برای بخشی از افکار عمومی دشوار باشد.
2. فشارهای اقتصادی و انرژی در سطح بینالمللی
افزایش قیمت نفت و برخی کمبودها در بازارهای جهانی از جمله انرژی، هلیوم یا کود شیمیایی، فشارهایی را بر برخی اقتصادهای بزرگ و حتی متحدان آمریکا وارد کرده است. در چنین شرایطی این تحلیل مطرح میشود که شاید طرح موضوع مذاکره بیش از آنکه برای رسیدن به یک توافق پایدار باشد، تلاشی برای مدیریت این فشارها و کاهش تبعات اقتصادی باشد.
3.تجربه آتشبسهای ناپایدار
در برخی تحلیلها به تجربه آتشبسهای قبلی اشاره میشود که پایدار نمانده و دوباره تنشها از سر گرفته شده است. از همین رو برخی معتقدند تاریخ نشان داده توافقهای موقت بدون سازوکار روشن و قابل اعتماد، لزوماً به صلح پایدار منجر نمیشوند.
4.چهرههای مذاکرهکننده
از دیگر نشانههایی که مورد توجه قرار گرفته، پیشنهاد تغییر طرف مذاکرهکننده از سوی آمریکا است؛ از چهرههایی مانند ویتکاف به جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده. برخی تحلیلگران این تغییرات را بیشتر شبیه جابهجایی مهرهها در یک بازی سیاسی میدانند، در حالی که تصمیمهای اصلی ممکن است در سطح دیگری گرفته شود.
5.نقش اسرائیل در آغاز درگیریها
در تحلیلهای منطقهای بارها تأکید شده که اسرائیل در آغاز برخی تنشها نقش داشته و آمریکا نیز به عنوان متحد در کنار آن قرار گرفته است. از این منظر، حتی اگر مذاکرهای میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، تضمینی وجود ندارد که به طور خودکار به پایان تنش با اسرائیل منجر شود.
6.موقعیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز
کنترل تنگه هرمز توسط ایران که یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است دست برتر را به ایران داده . برخی تحلیلگران معتقدند در شرایطی که یک طرف دست برتر و بالاتری در معادلات دارد، طرف مقابل معمولاً تمایل کمتری به ورود به یک مذاکره واقعی و امتیازدهی نشان میدهد. با این حال ترامپ در حال التماس برای مذاکره است و این شائبه برانگیز است.
7. تحولات نظامی در منطقه
گزارشهایی درباره جابهجایی ناوهای آمریکایی و فاصله گرفتن برخی از آنها از منطقه منتشر شده است. با وجود سانسور شدید، اما به نظر می رسد با اعتراف ترامپ در مورد پرتاب صد موشک به ناو های آمریکا، جرالد فورد تا ۱۴ ماه از رده خارج و آبراهام لینکلن دست به فرار از منطقه زده است. در همین حال از حملات موشکی و آسیب دیدن برخی پایگاهها نیز سخن گفته میشود. در چنین فضایی این تحلیل مطرح میشود که اگر یکی از طرفها ابزار یا امتیاز مشخصی برای ارائه در میز مذاکره نداشته باشد، روند گفتوگو نیز با دشواری مواجه خواهد شد. آمریکا امروز خودش تحریم نفتی ایران را زیر فشار برداشته واقعا در میز مذاکره چه فاکتوری برای ارائه دارد؟
8. همزمانی پیامهای دیپلماتیک با تحرکات نظامی
همزمان با انتشار خبرهایی درباره احتمال مذاکره، گزارشهایی نیز از اعزام نیروهای نظامی به منطقه منتشر شده است. برخی تحلیلگران این همزمانی را نشانهای از یک عملیات ایذایی یا جنگ روانی میدانند؛ تلاشی برای تغییر تمرکز و محاسبات طرف مقابل.
9. تلاش برای ایجاد شکاف در جبهه داخلی ایران
در برخی رسانههای خارجی گاهی نام چهرههای مختلفی از داخل ایران به عنوان طرفهای احتمالی مذاکره مطرح میشود؛ نامهایی که اغلب از سوی مقامهای رسمی تکذیب میشوند. برخی ناظران این روند را تلاشی برای ایجاد شکاف یا القای اختلاف در فضای داخلی ایران ارزیابی میکنند.
با وجود همه این موارد، یک واقعیت همچنان پابرجاست: در نگاه بسیاری از تحلیلگران، مذاکره و دیپلماسی در اصل بر جنگ ترجیح دارد. اما این مذاکره زمانی میتواند مؤثر باشد که با شناخت دقیق از اهداف و نیتهای طرف مقابل و با در نظر گرفتن تجربههای گذشته انجام شود؛ نه صرفاً بر پایه پیامها و روایتهای رسانهای.