آرمان ملی - در قرون وسطي سنتي بود که وقتي پادشاه فوت ميشد صدراعظم يا يکي از درباريان بزرگ با صداي بلند اعلام ميکرد: «پادشاه مرد؛ زنده باد پادشاه». حکايت امروز اصلاحطلبان شبيه حکايت اعلام فوت پادشاه و به تخت نشستن پادشاه جديد است. 22 سال پيش در جريان انتخابات رياستجمهوري در دوم خرداد 76 يک روحاني که کمتر کسي باور ميکرد بتواند در انتخابات پيروز شود در آن انتخابات شرکت کرد و بهرغم ناباوري مخالفان و موافقان با کسب 20 ميليون راي رئيسجمهور شد. در ابتدا به اين پديده و تحول دوم خرداد ميگفتند و به بسياري از کساني که به سمتهاي اجرايي در اين دولت منصوب شدند دوم خردادي ميگفتند. مثلا استاندار اصفهان يک دوم خردادي است يا وزير علوم يک دوم خردادي را رئيس دانشگاه تهران کرده و... اما بعد از چند سال به تدريج اصطلاح دوم خردادي منسوخ شد و به جاي آن اصلاحات و اصلاحطلبي تولد يافت. واقعيت امر اين بود که اصلاحات و اصلاحطلبي معلول و مولود شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي، روابط خارجي و مجموعهاي از اسباب و علل ديگر بود که ضرورت يکسري تغييرات را بهوجود آورده که آن ضرورتها به تدريج به نام اصلاحات معروف شد. اينکه حالا در طي اين 22 سال اصلاحطلبان چقدر توانستند موفق باشند، قابل بحث است. شخصا فکر ميکنم اصلاحطلبان در اين 22 سال آنطور که بايد و شايد نتوانستند موفق باشند و آن اصلاحات و تغييرات را در کشور پديد بياورند. بهخصوص در سالهاي اخير کارنامه اصلاحطلبان به شدت تنزل پيدا کرده است. اينجاست که به آن عبارت معروف قرون وسطي ميرسيم به اين معنا که درست است که اصلاحطلبان به معناي چهرهها و شخصيتهايي که در اين 22 سال بودهاند و اگرچه نتوانستند به جايي برسند، اما اصلاحات زنده است، چرا که آن ضرورتها و نيازهايي که 22 سال پيش دوم خرداد را رقم زد، امروز که در ارديبهشت سال 99 قرار گرفتهايم ضرورت اصلاحات به مراتب بيش از 22 سال پيش شده است. با اين تفاوت که 22 سال پيش بسياري از کساني که در دوم خرداد به رئيس دولت اصلاحات راي دادند و دو سال بعد در انتخابات مجلس ششم شرکت کردند، با تمام وجود به اصلاحات باور داشتند. اما متاسفانه بعد از گذشت قريب به دو دهه بسياري از آن 24ميليوني که در دور دوم به آقاي روحاني راي دادند و 5/1 ميليون نفري که در 7 اسفند 94 به آقاي محمدرضاعارف در تهران راي دادند و بسياري از کساني که طي اين سالها به اصلاحطلبان راي دادهاند، ديگر نگاهشان به تاثيرگذاري صندوق راي مثل 22 سال قبل نيست. برخي حتي دچار اين ظن و گمان شدهاند که اساسا اصلاحات جواب ميدهد و آيا واقعا ميتواند تغيير و تحولاتي بهوجود آورد؟ بنابراين از يک سو ضرورت اصلاحات به نسبت 22 سال پيش به مراتب بيشتر شده و از سوي ديگر باور بسياري از اقشار و لايههاي تحصيلکرده به اينکه ميتوان تغيير و تحولات را مطابق خواسته خود بهوجود آورد، افت شديد يافته است. ختم کلام آنکه امروز کار براي اصلاحطلبان پس از 22 سال به مراتب دشوارتر از آن سالها شده است.