آرمان ملی - در هفتههاي اخير شاهد اتفاقات زيادي بوديم که برخي از آنها همچون ترور سردار سليماني و ساقط شدن هواپيماي اوکرايني ناراحتکننده و حمله موشکي سپاه به پايگاه عين الاسد آمريکا در عراق براي مردم خوشحالکننده بود. با وجود اين حجم اتفاقي که باعث غم و اندوه در جامعه شد بسيار زياد بود و باعث شد تا شادي حمله به پايگاه آمريکا در عراق را تحتالشعاع خود قرار دهد. از سوي ديگر تاخير در اطلاعرساني به جامعه درخصوص علت ساقطشدن هواپيماي اوکرايني تبعات زيادي را بهدنبال داشته و اين تاخير در اطلاعرساني و برخي اطلاعات نادرستي که در روزهاي نخست حادثه از سوي برخي مسئولان به مردم داده شد، باعث شد تا در ظاهر، اميد مردم به مسئولان کاهش پيدا کرده و شاهد بروز غم و اندوه در کشور و احساس نامحرمبودن در ميان شهروندان باشيم. مسأله اعتماد در جامعه ازجمله مسائل مهمي است که حاکميت بايد به آن بها بدهد. اعتماد يکي از شاخصهاي سرمايه اجتماعي است که با اعتماد مردم به کارگزاران و حاکميت بهوجود ميآيد، اما در اتفاق اخير شاهد اين موضوع بوديم که اعتماد مردم کاهش پيدا کرده و علت اصلي اين موضوع، نداشتن سياست رسانهاي در شرايط بحران است. زماني که در جامعهاي شاهد فقدان سياست رسانهاي باشيم نوع انعکاس اخبار و رويدادهاي مربوط به يک واقعه چون از قبل تعريف نشده، دستخوش تغييرات زيادي شده و باعث نارضايتي و اعتراض مردم ميشود. مردم اعتقاد دارند که اگر در همان روز اول ساقطشدن هواپيما به آنها اطلاعرساني ميشد و شاهد اخبار ضد و نقيض در اينباره نبودند، اين نا اطمينانيها و عصبانيتها در جامعه شکل نميگرفت. همين عدم اطلاعرساني به موقع برخي مسئولان درخصوص اين حادثه باعث شده تا مردم اين مسأله را به ديگر مسائل جامعه همچون مسأله ارز و بنزين و... نيز تعميم دهند و تصور کنند در اين موارد نيز به آنها حقيقت گفته نشده است. فضاي مجازي باعث شد تا اخبار منفي زودتر از اطلاعرساني مديران در ميان مردم منتشر شود، کشور ما شاخص نشاط و شادابي مناسبي ندارد و براساس آمار وزارت بهداشت، 23درصد مردم کشورمان به يک نوع از بيماريهاي رواني دچار هستند، با وجود اين باز نشر اخبار منفي در شبکههاي اجتماعي -بدون اينکه توجهي به اثرات منفي آن شود- تاثيرات منفي روي روحيه مردم دارد، مردمي که در مدت زمان کمتر از 2ماه بحرانهاي مختلفي را تجربه کردند و ياد نگرفتهاند چگونه در برابر بحرانها تابآوري داشته باشند. به همين دليل است که ما شاهد يک غم عظيم در فضاي جامعه هستيم. مردم ما هنوز پاسخي درخصوص اعتراضات آبانماه از سوي مسئولان دريافت نکردهاند و تحت فشار رواني هستند، در کنار آن مسأله ساقط شدن هواپيماي اوکرايني و عدماطلاعرساني دقيق اتفاق افتاد و باعث شد تا نارضايتي نهفته در ميان توده مردم سر باز کرده و منجر به اعتراضات شود؛ چراکه مردم تصور ميکنند اين اعتراضات خياباني تنها راهي است که ميتوانند صدايشان را به گوش مسئولان برسانند. همين مسأله نشاندهنده اين است که فاصله بين بخشي از جامعه و حاکميت در حال افزايش است. نتيجه فضايي که در ماههاي اخير شاهد آن بوديم، وجود نارضايتي و هراس در جامعه است. شهرونداني که در زندگي خود ترس و هراس داشته باشند از زندگيشان لذت نميبرند و در خود فرو ميروند و احساس تنهايي بيشتري در جامعه دارند؛ با اين شرايط نميتوانيم توقع داشته باشيم جامعهاي شاداب و سرحال داشته باشيم چراکه چشمانداز مشخصي در پيش رويشان ندارند. ظرفيت انسانها با يکديگر متفاوت است، برخي در قالب اعتراض واکنش نشان ميدهند و برخي ديگر گوشهنشيني و عزلت را انتخاب ميکنند. در اين شرايط حاکميت 2منبع مهم سرمايه انساني سالم، مؤثر و کارآمد و سرمايه اجتماعي را از دست ميدهد؛ طبيعي است که هيچحکومتي بدون داشتن اعتماد شهروندانش نميتواند وظايفش را به درستي انجام دهد.متاسفانه سرمايه اجتماعي، اعتماد و مشارکت در کشورمان رو به کاهش گذاشته است و در عرصه سياستگذاريهاي کلان براي تقويت سرمايه اجتماعي نياز به بازنگري و بازتعريف داريم بهگونهاي که شفافيت، پاسخگويي و صداقت بايد در ميان مسئولان وجود داشته باشد و شايسته سالاري جايگزين ژن خوب و فاميل سالاري و جناح بازي شده و شرايطي ايجاد شود که صداي معترضان هم شنيده شود. اين مسائل باعث کاهش فاصله بين مردم و حکومت شده و فضاي اجتماعي آرام ميشود. همچنين در کنار اين بايد اقداماتي براي نشاط جامعه و شادي و بروز حسهاي مشترک و جشنهاي ملي و عمومي فراهم شود.