آرمان ملی - حلقه مشاوران دونالد ترامپ از جمله تندروترين افرادي هستند که حتي در ميان سياستمداران آمريکايي خيلي مواضعشان تاييد نميشد که اين خود ضعف دستگاه سياست خارجي ايالات متحده را اثبات ميکرد. دونالد ترامپ شخصيت غيرقابل پيشبيني دارد. شايد پيش از اين نيز ترامپ تصميمات دفعي و دور از انتظاري داشته است. بدترين مساله با چنين شخصيتي اين است که افرادي نيز در سطوح عالي تصميمگيري در گرد ايشان باشند که دائما بهصورت افراطي موضعگيري کنند. به نظر ميرسد ترامپ به دليل ويژگيهاي شخصيتي خود و زمينهسازي که براي تاثيرپذيري افراد تندرو در اطراف خود ايجاد ميکند تاکنون از اين روندي که در انتخاب مشاورينش استفاده کرده لطمات جبران ناپذيري متحمل شده است. به گونهاي که ايالات متحده اعتبارش را در مسائل سياست خارجي دائما زير سوال برده است. وجود فردي همچون جان بولتون بيشک يک نقطه ضعف بزرگ در تيم ترامپ محسوب ميگرديد. بولتون در ميان گروههاي تروريستي همچون منافقين حضور مييافت و رسما خود را جزوي از آنها دانسته و سخنان تندي بر ضد مردم ايران مطرح ميکرد. لذا وقتي چنين فردي در جايگاه مشاور امنيت ملي ايالات متحده قرار ميگيرد مسلما اين يک نقطه ضعف در تيم مشاوران ترامپ بود. همچنين به نظر ميرسد خروج بولتون از کاخ سفيد نشانه آن است که ترامپ متوجه شده که حضور چنين فردي لطمات جبران ناپذيري به اعتبار مردم آمريکا در دنيا وارد ميکند. اما بعيد به نظر ميرسد با بيرون رفتن بولتون سياست خارجي آمريکا دچار تغيير آنچناني شود. چون تيم سياست خارجي در آمريکا به دنبال فشار حداکثري است. همچنين آنها به دنبال کليد زدن مذاکرات تازهاي با ايران هستند تا در چنين چارچوبي به ادعاي خودشان ايران را مهار کنند. به نظر ميرسد اين تغيير، تاکتيکي براي قبل از اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد از سوي ترامپ باشد تا با اين رويکرد نرمشهايي از خود نشان دهد. همچنين بهصورت کاملا مبهم مطرح ميکنند که ممکن است برخي تحريمها برداشته شود تا بدين وسيله فضاي بيم و اميد ايجاد کنند تا مقامات ايران را براي انجام مذاکرات تشويق کنند. اگر آمريکا به شکل واقعي تمايل به مذاکره دارد بايد نشان دهند که از تصميمات اشتباه گذشته پشيمان هستند. آنها بايد تمام تحريمهاي غير قانوني بر ضد مردم ايران را لغو کنند. البته اتخاذ چنين تصميمي از سوي کاخ سفيد در زمان کنوني بعيد به نظر ميرسد. کشاندن ايران به پاي ميز مذاکرات براي آمريکاييها جنبه تبليغاتي خواهد داشت. اينکه چرا نبايد آمريکا از راهکار ديپلماسي در برابر ايران استفاده نمايد، پاسخ روشني دارد و هدف نهايي تيم تصميمساز در ايالات متحده رژيمچنج در ايران است. آمريکاييها اين سياست را از ابتداي انقلاب در دستور کار داشته و در طول سالهاي گذشته تلاشهاي زيادي کردهاند. اگر يقين شود که طرف آمريکايي واقعا از گذشته پشيمان بوده و در عمل اثبات کنند که در پي جبران گذشته هستند، تهران چنين رويکردي را مورد بررسي قرار خواهد داد. ايران پيش از اين هم آمادگي خود را براي حل بحرانهاي مختلف نشان داده و براي حل بحران افغانستان و عراق مذاکرات و همکاري داشت. حتي مذاکراتي در همان مقاطع با آمريکاييها صورت گرفت و آنها صراحتا از ايران تشکر کردند. بنابراين مسئولان کشورمان نشان دادند که در حل مسائل مختلف آمادگي دارند که از تمام تواناييهايشان استفاده کرده تا دنياي بهتري داشته باشيم. سخن گفتن با مردم ايران بايد با زبان احترام باشد نه زبان تهديد و تحريم.