آرمان ملی - چند وقتي است که بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي در دستور کار قوه قضائيه و دستگاههاي تابعه قرار گرفته، اما با اين وجود هنوز شاهد عدم اعتماد و اطمينان مردم نسبت به روندها و رويکردهاي جاري هستيم. مشکل اين است که ظاهرا برخي دستگاهها به وظايف خود عمل نميکنند. چرا که اگر از ابتدا جلوي ايجاد و پيدايش فساد گرفته شود و با نظارت دقيق اجازه پيدايش يا گسترش آن داده نشود قطعا چنين مشکلاتي پديد نخواهد آمد. چنين نيست که مبارزه با فساد الان راه افتاده باشد، در دورههاي قبلي قوه قضائيه نيز اين حرفها زده ميشد. حال پرسش اينجاست که اگر اکنون مبارزه جدي با فساد در دستور کار است چرا در گذشته چنين رويکردي پياده نشده است؟ مثلا ديده ميشود که نيروي انتظامي ميگويد؛ ما مبارزه و جمعآوري اوباش را آغاز کرديم، در حالي که اين وظيفه هميشگي پليس است. البته اين باعث خوشحالي است که دستگاه قضايي به مبارزه جدي با فساد پرداخته و ميپردازد، اما اصل قضيه اين است که علاوه بر اينکه بايد با مفسد مبارزه شود بايد با خود فساد و زمينههاي آن نيز مقابله صورت گيرد. در بحث آسيبهاي اجتماعي نيز روال به همين گونه است و همانطور که شاهديم با بالا رفتن سن ازدواج آسيبهاي اجتماعي نيز در جامعه زياد شده، لذا به جاي پيشگيري و فراهم آوردن شرايط همواره به درمان و راههاي مبارزه با مشکل فکر ميکنيم. از اين جهت اميد ميرود که با عملکردهاي مثبت و مفيد شرايط در همه حوزهها به نحو مطلوب باشد و آقاي رئيسي و همکارانش نيز نسبت به مساله مبارزه با فساد و احقاق حقوق مردم جديتر باشند. البته آنچه که در صحن جامعه ديده ميشود نوعي بياعتمادي و نا اميدي نسبت به تغيير وضع موجود است و به قول معروف آبي که ريخت را نميتوان جمع کرد و بازآوري اعتماد مردم بسيار مشکل است. افرادي را که اکنون تحت عنوان مفاسد اقتصادي محاکمه ميکنند امروز مرتکب اين تخلفات نشدهاند و سالهاست که دست به چنين اعمالي زدهاند، اما آن زمان عزمي براي برخورد با اينها وجود نداشته است. همين امر نيز موجب ميشود که اعتماد عمومي نسبت به ارکان حاکميت متزلزل شده و از بين برود. حتي در سطوح خيلي بالاي مقامات و علما، برخي يکديگر را به عناوين مختلف متهم ميکنند که اين مساله خود بيش از پيش به بياعتمادي مردم دامن ميزند. جالب اينکه در کشورمان هيچ کس به خاطر کارخطا و اشتباه خود عذرخواهي نميکند و گويا همه کار خود را به نحو احسن انجام ميدهند در حالي که وقتي به خروجي کار دقت ميکنيم شاهديم پر از خطاها و اشتباهاتي است که حتي بابت آنها عذرخواهي کوچکي نيز صورت نگرفته است. در حالي که در کشورهاي جهان اول و پيشرفته اگر فساد يا تخلفي از يک مسئول يا مدير ديده شود قبل از بررسي و محاکمه، ضمن عذرخواهي از سمت خود استعفا ميدهد. در مساله اخير نيز حق اين بود که هر يک از اين بزرگان و علما نسبت به آنچه رخ داده از مردم عذرخواهي ميکردند. اعتماد عمومي موقعي شکل يافته و تقويت ميشود که مردم صداقت را در عمل مسئولان ببينند، اما وقتي مشاهده ميشود که هر کس در موضع خود قرار دارد و از آن عدول نميکند، اعتمادها جلب نميشود. از تريبونهاي مختلف بارها به مردم توصيه به تقوا ميشود، اما اتفاقات اخير نشان داد که اگر مسئولان خودشان نيز تقواي بيشتري پيشه مي کردند امروز کمتر چنين اتفاقاتي را شاهد بوديم.