منابع آگاه اعلام میکنند دوحه دستکم هشت دور از مذاکرات با حضور مذاکرهکنندگان ایرانی و آمریکایی را میزبانی کرده است.
مذاکرات به این شکل بوده است که مذاکرهکنندگان ایرانی و آمریکایی در هتلهای جداگانه حضور داشتند و گفتوگوها به صورت دیپلماسی رفت و برگشتی بوده است. جلسات اول عمدتاً بر موضوع هستهای و جلسات بعدی بر آزادی زندانیان متمرکز بود. به گفته سه منبع، دوحه یک ساز و کار مالی را به اجرا خواهد گذاشت که براساس آن هزینههای بانکی را پرداخت میکند و بر نحوه خرجکرد آن پول توسط ایران نظارت میکند، تا مبادا این پول برای اقلام تحت تحریمهای ایالات متحده خرج شود. در این فرایند به دقت طراحی شده پنج شهروند دوتابعیتی آمریکایی بازداشتشده از ایران خارج میشوند و تعداد مشابهی از زندانیان ایرانی در ایالات متحده به کشورشان پرواز خواهند کرد. این در حالی است که در روزهای اخیر برخی عنوان میکنند مواضع ایران و آمریکا به هم نزدیک شده که این موضوع میتواند مسیر جدیدی را پیش روی دو کشور در زمینه پرونده هستهای ایران به وجود بیاورد. «آرمان ملی» برای تحلیل و بررسی این موضوع با دکتر محسن جلیلوند، تحلیلگر روابط بینالملل گفتوگو کرده است. جلیلوند معتقد است؛ «توافق نانوشته و یا توافق ضمنی که این روزها درباره آن صحبت میشود بیشتر یک تاکتیک از سوی دو طرف است. در شرایط کنونی آمریکا با مسائل داخلی مانند انتخابات و مسائل خارجی مانند اوکراین مواجه است و ایران نیز با مشکلات اقتصادی و تحریمها مواجه است که باعث شده در برخی زمینهها دو کشور مواضع نزدیکی به هم داشته باشند. این وضعیت به معنای این است که دو کشور اقدام مثبتی برای حل مشکلات اساسی انجام نمیدهند، اما تلاش میکنند رویکردی درپیش بگیرند که اهداف آنها را در کوتاه مدت محقق کند. اینکه برخی عنوان میکنند ایران و آمریکا به هم نزدیکتر شدهاند در واقع چنین نیست و مواضع طرفین بیشتر یک تاکتیک موقت است، هرچند بایدن چشم خود را روی برخی تحریمهای ایران بسته و اجازه میدهد ایران در برخی زمینههای که به ظاهر تحریم است فعالیتهایی داشته باشد.» در ادامه این مصاحبه را میخوانید.
*اخباری درباره نزدیکی مواضع ایران و آمریکا در برخی زمینهها شنیده میشود. این در حالی است که ایران سرعت غنیسازی خود را کاهش داده و از سوی دیگر آمریکا نیز برخی تحریمهای ایران را به صورت تلویحی نادیده گرفته است. ایران و آمریکا در چه مسیری قرار گرفتهاند؟
توافق نانوشته یا توافق ضمنی که این روزها درباره آن صحبت میشود بیشتر یک تاکتیک از سوی دو طرف است. در شرایط کنونی آمریکا با مسائل داخلی مانند انتخابات و مسائل خارجی مانند اوکراین مواجه است و ایران نیز با مشکلات اقتصادی و تحریمها مواجه است که باعث شده در برخی زمینهها دو کشور مواضع نزدیکی به هم داشته باشند. این وضعیت به معنای این است که دو کشور اقدام مثبتی برای حل مشکلات اساسی انجام نمیدهند، اما تلاش میکنند رویکردی درپیش بگیرند که اهداف آنها را در کوتاه مدت محقق کند. اینکه برخی عنوان میکنند ایران و آمریکا به هم نزدیکتر شدهاند در واقع چنین نیست و مواضع طرفین بیشتر یک تاکتیک موقت است. هرچند بایدن چشم خود را روی برخی تحریمهای ایران بسته و اجازه میدهد ایران در برخی زمینههایی که به ظاهر تحریم است فعالیتهایی داشته باشد. ایران نیز در حال کاهش تنشهای منطقهای با کشورهایی مانند عربستان، امارات متحده عربی است و به نظر میرسد ایران به دنبال ائتلاف منطقهای است تا درگیری ایجاد نشود. با این وجود من معتقدم این رویکردها تاکتیکی و گذراست و از نظر استراتژیک مشکلات دو طرف همچنان باقی خواهد ماند.
*بر اساس جزئیات جدیدی که از مذاکرات ایران و آمریکا در قطر منتشر شده دوحه دستکم هشت دور از مذاکرات با حضور مذاکرهکنندگان ایرانی و آمریکایی را میزبانی کرده است. مهمترین اهداف این مذاکرات محرمانه چه بوده است؟
دولت آمریکا نمیتواند بدون مجوز کنگره تحریمهای علیه ایران را لغو کند. به همین دلیل داراییهای ایران به قطر انتقال پیدا میکند و در آنجا نیز کالاهایی مانند دارو و غذا که تحریم نیستند خریداری خواهد شد. این رویکرد نیز با تأیید آمریکا همراه باشد. با این وجود من در این وضعیت تردید دارم و معتقدم مذاکرات قطر نمیتواند یک برگ برنده برای دو کشور باشد. به نظر میرسد هر لحظه این احتمال وجود دارد که شرکتها دچار مشکلات تحریمها شود. سه وزارتخانه دادگستری، امور خارجه و خزانه داری در آمریکا ایران را تحریم کردهاند.این وزارتخانهها هم به صورت هماهنگ و هم به صورت واحد ایران را تحریم میکنند. به همین دلیل شرکتهایی که میلیاردها دلار برای سوددهی هزینه میکنند ریسک ورود به چنین ماجرایی را کمتر میپذیرند و بیشتر تلاش میکنند وارد این ماجرا نشوند. با این وجود این احتمال وجود دارد که ایران بتواند به این وسیله کالاهای غیر تحریمی را به خصوص در زمینه غذا و دارو را وارد کند.
*چرا پافشاری روی برخی مسائل در مذاکرات گره مذاکرات را بیشتر کرد و کار به جایی رسیده که طرفین دست به اقدامات مُسکن کوتاه مدت میزنند؟
واقعیت این است که تصمیم گیری در زمینه سیاست خارجی به تنهایی در اختیار دولت نیست و دولت تنها اجرا کننده آن است. دولت تنها سیاستگذاری نظام را اجرا میکند و نه میتواند چیزی به آن اضافه کند و نه اینکه چیزی از آن کم کند. این سخن به معنای این نیست که دیدگاها و رویکردهایی که دولت در پیش میگیرد بر سرنوشت برجام تأثیر ندارد، بلکه از جهات مختلف در این زمینه تأثیرگذار است. در این زمینه دولتها در اتحاذ تاکتیکهایی که در مقابل برجام در پیش میگیرند با هم متفاوت هستند. به هر حال دولت حسن روحانی رویکرد دیگری درباره برجام در پیش گرفت و موفق شد در دولت نخست خود برجام را امضا کند. این در حالی است که در دولت دوم روحانی شرایط تغییر کرد با به قدرت رسیدن ترامپ وی از برجام خارج شد و برجام با چالشهای جدیدی مواجه شد که تا امروز نیز ادامه داشته است. رویکردی که دولت رئیسی درباره برجام در پیش گرفت با دولت روحانی متفاوت بود. دولت رئیسی از ابتدا عنوان کرد که اقتصاد کشور را به نتیجه مذاکرات گره نمیزند و همین رویکرد را در پیش گرفت. به هر حال در دولت رئیسی مذاکرات برجامی با فراز و نشیبهایی نیز همراه بود، اما در نهایت به نقطهای رسید که دیگر امیدی به احیای برجام وجود ندارد. هرچند من معتقدم در دولت رئیسی فرصتهایی وجود داشت که میشد از این فرصتها در راستای احیای برجام استفاده کرد. در داخل ایران برخی مخالف برجام بودند و از ابزارهایی که در اختیار داشتند علیه برجام استفاده میکردند. برخی از آنها به صراحت برجام را در صحن مجلس شورای اسلامی آتش زدند و برخی نیز دستاوردهای آن را منفی و علیه منافع ملی قلمداد میکردند. این وضعیت نشان میدهد که برجام در داخل و خارج از کشور مخالف داشت و این مخالفتها زمینه پایان برجام را به وجود آورد. مخالفتهایی که در داخل با برجام صورت گرفت در نهایت مسئولان تصمیم گیر را به این نتیجه رساند که برجام خوب نیست و بهتر است که در اولویت برنامههای کشور قرار نداشته باشد. این در حالی است که در طول مذاکرات هستهای بین دولت رئیسی و بایدن نیز اسرائیل و عربستان سعودی تلاش زیادی انجام دادند تا برجام به نتیجه نرسد. در نتیجه این فشارهای داخلی و خارجی بود که ما امروز چیزی به نام برجام نداریم و باید پایان آن را اعلام کنیم.
*این سخن به معنای این است که در چشمانداز آینده چیزی به عنوان برجام و یا شبیه آن وجود نخواهد داشت؟
اگر واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم امروز در عرصه بینالملل چیزی به نام برجام وجود ندارد و در آینده نیز وجود نخواهد داشت. امروز نه ایران در شرایط سال2015 قرار دارد و نه فضای بینالمللی. در سال2015 آمریکا و روسیه در یک جبهه قرار داشتند و علیه ایران قطعنامه میدادند. این در حالی است که امروز بین روسیه و آمریکا شکاف ایجاد شده است. از سوی دیگر از نظر میزان غنی سازی و سطح غنیسازی ایران در وضعیت سال2015 قرار ندارد. شرایط منطقه نیز تغییر کرده است. در سال2015 مسألهای به نام صلح ابراهیم وجود نداشت این در حالی است که در شرایط کنونی این موضوع مطرح است. شرایط داخلی ایران و آمریکا نیز تغییر کرده و دو کشور با شرایط متفاوتی نسبت به سال2015 مواجه هستند. نکته مهم در این زمینه این است که در چشمانداز امنیت ملی آمریکا که منتشر شده موضوعی به نام برجام مشاهده نمیشود. در این چشمانداز ایران نیز در کنار روسیه و چین جز تهدیدها و چالشهایی است که آمریکا در آینده با آنها مواجه خواهد شد. به همین دلیل آمریکا فعالیتهای خود را به شکلهای مختلف علیه جمهوری اسلامی آغاز کرده است. در این شرایط تحریمها به همین صورت ادامه پیدا میکند و تغییری در آن ایجاد نخواهد شد. در شرایط کنونی نشانههایی مبنی بر لغو تحریمها یا روزنههایی که تحریمهای ایران کاهش پیدا کند وجود ندارد و آنچه مشخص است این است که تحریمهای ایران حداقل در کوتاه مدت لغو نخواهد شد. شاید در ماههای ابتدایی شکلگیری دولت رئیسی احتمالاتی درباره کاهش یا لغو تحریمها وجود داشت، اما در شرایط کنونی این احتمالات نیز از بین رفته و نمیتوان چشمانداز روشنی نسبت به تحریمهای ایران داشت.
*با توجه به شرایط کنونی چه چشماندازی پیش روی پرونده هستهای ایران قرار خواهد داشت؟
آنچه مشخص است این است که طرفین به صورت کج دار و مریز با هم رفتار خواهند کرد تا در نهایت اتفاقات جدیدی رخ بدهد. به تعبیر دیگر «از این ستون به آن ستون فرج است.» هنوز مشخص نیست چه چیزی جایگزین برجام خواهد شد، اما به نظر میرسد هر چیزی که جایگزین برجام شود مثبت نخواهد بود. در چنین شرایطی هر احتمالی وجود دارد. در ماههای گذشته مذاکراتی بین ایران و کشورهای غربی وجود داشته که این مذاکرات با فراز نشیبهایی همراه بوده، اما دستاورد مملوسی نداشته است. طرفین در برخی مقاطع مواضع به سمت نزدیک شدن مواضع حرکت کردند اما در اغلب موارد مواضعی متفاوت از یکدیگر داشتند و به همین دلیل در عمل برجام به نتیجه قابل توجهی دست پیدا نکرد. آنچه در مذاکرات رخ داد بیان مواضع دوطرف بود که به مرور زمان این مواضع از هم دورتر شد. به همین دلیل امکان دسترسی به توافق روز به روز از بین رفت. امروز دوطرف حتی درباره اینکه درباره چه موضوعی با هم صحبت کنند نیز توافق ندارند و مشخص نیست در آینده میخواهند درباره چه چیزی با هم مذاکره کنند.