بایدن و میراث ترامپ و اوباما

مهدی مطهرنیا آینده‌پژوه سیاسی و اجتماعی

دولت جو بایدن یک دولت دموکرات چندپهلو است. از یک طرف نودموکرات‌های اوبامایی در آن حضور دارند و  از سوی دیگر دموکرات‌های چپ و کلاسیک‌محور و ستون فقرات حرکت ماهی‌گونه آنها در نظام بین‌الملل بر مذاکره به‌عنوان سنت رفتار سیاسی حزب دموکرات در کنش‌های سیاسی در عرصه داخلی و بین‌المللی استوار است. دموکرات‌ها به‌عنوان نمایندگان بخش قابل تعریف اجتماع متنوع آمریکایی همواره بر روش‌مندی سیاسی خود به گونه‌ای منادی مذاکره و استفاده از دیپلماسی برای رسیدن به اهداف، منافع و امنیت ملی آمریکا بوده‌اند. اگرچه جمهوریخواهان نیز همواره به مذاکره روی می‌آورند اما ادبیات سیاسی جمهوریخواهان ادبیاتی متکی بر کاربرد زبان تهدید به عنوان محور اصلی محسوب می‌شود. لذا هرگاه که دموکرات‌ها در کاخ سفید قدرت را به دست می‌گیرند ابزار جهت‌گیری یا رهیافت دیپلماتیک با تاکید بر مذاکره برجسته می‌شود. اما آنچه آنها از مذاکره در نظر دارند استفاده از این صنعت پیچیده سیاست خارجی در جهت کم کردن هزینه‌های آمریکا به‌ویژه در حوزه قدرت نرم در راستای رسیدن به هدف‌های تعریف‌شده‌ای است که در دولت‌های قبل نیز به گونه‌هایی متفاوت دنبال شده است. بارها بر این امر تاکید شده که دولت بایدن سنتز دولت‌های اوباما و ترامپ خواهد بود و اکنون بارقه‌های روشنی از این معنا به نمایش گذاشته می‌شود. بدین جهت که بایدن تیمی دیپلمات از بلینکن، سالیوان، برن و مالی را برگزیده است که همه اینها سابقه جهت‌گیری‌های دیپلماتیک و امنیتی دارند و به‌خوبی به ریزه‌کاری‌های دیپلمات‌های ایران آگاهی و اشراف پیدا کرده‌اند. همانگونه که به هر تقدیر دیپلمات‌های ایران نیز با آنها گفت‌وگو کرده و می‌توانند آشنایی بیشتری با آنها داشته باشند. بایدن از یک‌سو قرار است میراث اوباما را حفظ کند که یک مدل را در 1+5 شکل داد و بر اساس این مدل، تیم اوباما که بایدن خود معاون رئیس‌جمهور در آن نقش ویژه‌ای داشت به آن سامان بخشید و از طرف دیگر بر آن است که از میراث ترامپی در اعمال فشار حداکثری بر ایران بهره گیرد. در کمپین انتخاباتی او بارها از بازگشت به برجام سخن گفت؛ به گونه‌ای که بسیاری از تحلیلگران آرزومند و تقلیل‌گرا بر این نکته تاکید داشتند که او در روز نخست ورود به کاخ سفید فرمان‌های اجرایی که صادر خواهد کرد که متوجه یکی از مهم‌ترین گام‌ها یعنی بازگشت آمریکا برجام خواهد بود که این چنین نشد. او در وزارت امور خارجه آمریکا اصول سیاست خارجی تیم خود را برای اولین‌بار بیان کرد که به‌طور مستقیم به ایران و بازگشت به برجام اشاره نکرد. اکنون نیز وقتی 3 گامی را که در ایران عقب‌نشینی آمریکایی‌ها محسوب می‌کنند مرور می‌کنیم به‌واقع نشان‌دهنده رویکرد آمریکا برای استفاده از میراث دولت اوباما یعنی بازگشت 1+5 است نه بازگشت به برجام. بدین معنا که آمریکا درخواست خاک‌خورده خود را برای فعال کردن مکانیسم ماشه از سازمان ملل پس می‌گیرد؛ امکان رفت‌وآمد دیپلمات‌های ایران را در نیویورک افزایش می‌دهد اما در عمل در گام سوم دعوت متحدین آن سوی اقیانوس و رقبای بین‌المللی خود برای بازگشت به 1+5 را می‌پذیرد و بدین ترتیب نشان می‌دهد که می‌خواهد میراث اوباما را حفظ کند. با توجه به صحبت‌های بایدن در کنفرانس امنیتی مونیخ وی قصد آن ندارد که تحریم‌های ایران را کاهش دهد و بازگشت ایران به پای میز مذاکره پس از بازگشت به برجام و تعهدات برجامی را برای رسیدن به یک توافق فربه‌تر از توافق برجام مورد توجه قرار می‌دهد. لذا اگر آمریکا در این زمینه گامی را بردارد بالتبع باید بپذیریم که در پس پرده ایران در پی مذاکره با آمریکا در جهت این معنا برآمده است. با‌توجه به موضع‌گیری صریح و آشکار رهبری به عنوان فصل‌الخطاب و نقطه اصلی اتکای سیاست خارجی در اعلام موضع ایران این امر نمی‌تواند صورت گیرد. چراکه ایشان به‌هیچ‌وجه بازگشت به برجام به‌عنوان تجدیدنظر در مواد برجام را پذیرا نیست و بازگشت ایران به وضعیت قبل را نیز به برداشتن همه تحریم‌های آمریکا از ایران منوط کرده است. آمریکایی‌ها حتی اگر بپذیرند به برجام بازگردند و بخشی از تحریم‌های ایران را کاهش دهند در قبال این موضوعات خواهان گفت‌وگو در باب موضوعات دیگر همچون قدرت دفاعی ایران، مسائل منطقه وحقوق بشری هستند. این نکته را باید گفت که اوراق پرونده سنگین ایران و آمریکا آنقدر سبک نیست که با تغییر و تحول یک رئیس‌جمهور در کاخ سفید بتوان آن را به راحتی حمل و به سهولت مطالعه و اعلام نظر کرد. باید اذعان داشت بایدن با این گام‌ها تلاش دارد از میراث ترامپی و اوبامایی بهره برده و پیوند دو سوی اقیانوس را افزایش دهد و حتی رقبای بین‌المللی خود را در مسکو و پکن به سمت‌وسوی ایجاد یک حرکت هماهنگ با آمریکا در ارتباط با ایران سوق دهد.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه