آرمان - رویکرد اخیر کشورمان درخصوص متوقف کردن اقدامات خود در بندهایی از برجام را میتوان پاسخی به عدم پایبندی اروپاییها به تعهدات خویش و بدعهدی آمریکاییها دانست. گرچه واقع امر این است که اروپاییها هرچه بخواهند به برجام و تعهدات خود پایبند بمانند هم نمیتوانند از معاملات پرسود خود با آمریکا بگذرند و در عوض بازار ایران را دریابند. اگر نگاهی به حجم مبادلات تجاری میان اروپا و آمریکا در سال گذشته بیندازیم؛ آنها چیزی حدود هزار میلیارد دلار ارتباط مالی و تجاری با یکدیگر داشتهاند که نزدیک به هفتصد میلیارد آن صادرات 27کشور عضو اتحادیه اروپا و در رأس همه آنها آلمان و حدود 300 میلیارد آن نیز صادرات آمریکا به اروپا بوده است. لذا اگر این شرایط را در نظر بگیریم، چگونه میتوان انتظار داشت که کشورهای عضو اتحادیه اروپا قید 700 میلیارد صادرات خود به آمریکا را بزنند و منافع خود را فدای ایران کنند؟ مگر چینیها، روسها یا هر کشور دیگری حاضر است چنین فداکاری بکند؟ بنابراین انتظار ایستادگی اروپا در مقابل آمریکا سخنی است که اروپاییها به آن فکر نمیکنند. چنانکه انتظار
میرفت مهلت دو ماهه ایران را برای انجام تعهداتشان رد کردند. در این راستا حتی اگر دولتهای اروپایی نیز به شرکتهای خود برای تجارت با ایران فشار بیاورند، شرکتها به دلیل تحریمهای آمریکا و بازار پرسود این کشور حاضر به تعامل و ارتباط با ایران نخواهند بود. همچنان که مشاهده کردیم شرکتهای اروپایی و روسی پس از خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریمها از ایران خارج شدند. نمیتوان انتظار داشت که اروپاییها پشت ایران بایستند. از طرف دیگر آمریکاییها بارها تمایل خود را به مذاکره با ایران اعلام داشتهاند کما اینکه طی روزهای گذشته نیز وزیر امورخارجه آمریکا گفته که ترامپ دوست دارد با ایران گفتوگو و مذاکره کند، اما مساله این است که رئیسجمهور آمریکا دنبال مذاکره نیست و صرفا میخواهد به اینجا برسد که ایران را پای میز مذاکره کشانده است. گرچه خود آمریکاییها نیز میدانند که مناقشه میان تهران و واشنگتن بر سر مساله برجام و پرونده هستهای نیست، چرا که اگر بر سر مسائل مختلف توافق صورت گیرد و به فرض همه مشکلات بین دو کشور نیز رفع شود، بازهم آنها دنبال بهانهای برای تخاصم با ایران میگردند. البته در ایران نیز هستند جریاناتی که
در هیچ مقطع و شرایطی به این امر رضایت نمیدهند. چهار سال پیش هم وقتی توافق برجام پس از 2 سال مذاکره به بار نشست و عملا مساله هستهای حل شد، مشاهد کردیم که چه تلاشهایی صورت گرفت که این احساس در جامعه شکل نگیرد که با برجام همه مشکلات و تنشها بین دو کشور از بین رفته است. اکنون نیز وقتی ترامپ یا اطرافیانش صحبت از گفتوگو با ایران میکنند، این اظهارات صرفا چنین تفسیر خواهد شد که مخالفان و دلواپسان داخلی این پیشنهاد را به مثابه عقبنشینی و شکست آمریکاییها قلمداد میکنند. چرا که آنها نگاه دیگری به مسائل دارند و معتقدند که با وجود تحریمها و مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، با همین سیاست میتوان مسائل را حل کرد. در حالی که واقعیت بهگونه دیگری است.