آرمان - بزرگترین مشکل کشورمان با اتحادیه اروپا در این است که ایران مزیت اقتصادی را برای طرف اروپایی ایجاد نکرده است. اقتصاد ایران یک اقتصاد جهانی نیست و متاسفانه به اقتصاد بینالملل متصل نشده است. از زمان دولت سازندگی تلاش شد که ایران به سازمان تجارت جهانی بپیوندد، اما این اتفاق رخ نداد و از آن زمان تاکنون ایران صرفا عضو ناظر سازمان تجارت جهانی است. دلیل این امر نیز از این قرار است که بسیاری از قواعد اقتصادی شامل بانکی، صادرات و واردات و همچنین قواعد گمرکی ایران با قواعد سازمان تجارت جهانی همخوانی نداشته و یکسان نشده است. بهگونهای که ایران همچنان با استفاده از دامپینگ و نظام تعرفه و تجارت هنوز نتوانسته این مسائل را اصلاح کند. زمانی که در این زمینهها اصلاح صورت نگیرد اقتصاد ایران مزیت نسبی اقتصاد جهانی را به دست نخواهد آورد. تبادلات تجاری و اقتصادی بین ایران و کشورهای اروپایی بسیار محدود است، در حالی که این تعامل میان اتحادیه اروپا و آمریکا و همچنین اروپا با ژاپن، چین و کرهجنوبی بسیار بالاست. چراکه این اقتصادها به یکدیگر نزدیک شدهاند. طبیعی است که اتحادیه اروپا بتواند به راحتی با چنین اقتصادهایی تعامل داشته باشد و نتواند از تعامل اقتصادی با چین و یا ژاپن چشمپوشی کند. تنها مسالهای که میتوانست رقم تعامل میان ایران و اتحادیه اروپا را بالا ببرد فروش نفت خام و مشتقاتش بوده است. حداکثر صادرات نفتی که ایران در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی به آن دست یافت، استخراج و صادرات حدود 4میلیون بشکه نفت در روز بوده، اما اگر این میزان با میزان استخراج و فروش نفت عربستان مقایسه شود، میزان تولید نفت ایران در خوشبینانهترین حالت یک سوم عربستان است. بنابراین درست است که میزان تولید و فروش نفت بعد از دوره اصلاحات بسیار گسترش پیدا کرد، اما باید گسترش بیشتری مییافت. ایران در حوزه دیپلماسی به درستی حرکت کرد و توافق هستهای به سرانجام رسید. اما در حوزه اقتصادی تعامل تنگاتنگی میان ایران و اتحادیه اروپا به درستی شکل نگرفت. به رغم آنکه اختلافات سیاسی میان تهران-واشنگتن وجود دارد طبیعتا این اختلاف سیاسی نباید به تهاتر سیاسی و دیپلماتیک منجر میشد. متاسفانه با تهاتر اقتصادی شرایط دشوارتر شد. برجام فرصتهایی را برای ایران بهوجود آورده بود که میتوانست برای تعامل اقتصادی حتی میان تهران-واشنگتن بهکار گرفته شود. برجام برای تهران فرصتهایی را ایجاد کرده بود تا بتوانیم به لحاظ اقتصادی با آمریکا تبادل داشته باشیم که در خود برجام نیز مشخصا در زمینههای صنعت نفت و گاز، صنایع حمل و نقل هوایی، صنایع خودروسازی، صنایع کشاورزی و... اشاره شده و پیشبینیهای لازم صورت گرفته بود. به عبارت دیگر میتوان گفت در حدود 17 ماهی که برجام معتبر بود قبل از آنکه دونالد ترامپ اعلام خروج از توافقنامه هستهای کند، تهاتر اقتصادی میان تهران-واشنگتن صفر بود. اقتصاد آمریکا اقتصادی جهانی بوده که اگر تهران از این مزیت به نفع منافع ملیاش استفاده میکرد، بدون شک میتوانستیم هزینههای زیادی را برای تصمیمسازان و تصمیمگیرندگان سیاسی کاخ سفید ایجاد کنیم تا آنها به همین سادگی نتوانند زیر توافقنامه هستهای با ایران بزنند و توافقنامه برجام را بیاثر کنند. بنابراین در شرایط کنونی چه انتظاری میشود از اروپا داشت؟ در شرایط حاضر انتظار داریم اروپا وارد عمل شده و تبادلات اقتصادی وسیع صورت گیرد در حالی که این اتفاقات باید در زمان خود به وقوع میپیوست. در حال حاضر کاری که اتحادیه اروپا باید انجام دهد این است که اول اقدام آمریکا را در زمینه خروج از برجام محکوم کند، دوم اینکه از برجام حمایت کند و سوم شرکتهایی را که در آن زمان تعامل داشتند و یا از این تاریخ به بعد علاقهمند به تعامل و تبادل اقتصادی با تهران هستند، به ماندن تشویق کند. در نتیجه اگر تهران این انتظار را داشته باشد که اروپا خسارات آمریکاییها را جبران کند، انتظاری بحق است، اما عملی نیست؛ چون چنین اقدامی نه در توان و نه در وسعت اقتصادی همکاری با شرکتهای اروپایی است.