آرمان - اینکه عنوان شده مبلغ ۵۰میلیون یورو از منابع صندوق توسعه ملی برای مهارتافزایی در کشور اختصاص یابد، واقعیت پذیرفتنی است. به این معنا که اگر قرار باشد منابعی در حوزه مهارتافزایی هزینه شود، اصلی است که همگان آن را میپذیرند و هیچکس آن را رد نمیکند. اما جهتگیری این سرمایهگذاریها در حوزه علوم انسانی برای ارتقا یا افزایش مهارت با توجه به نوع مهارتهایی که متناسب با بازار کار باشند، محل بحث است. اینکه واقعا این منابع در جایی هزینه شوند که نیروی تربیتشده و مهارت ایجادشده دقیقا متناسب با نیاز بازار کار باشد و مهارت نیروی جذبشده در خدمت تولید قرار گیرد و خلق ارزش کند، بسیار اهمیت دارد. باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که قرار است مبلغی از صندوق توسعه ملی به این کار اختصاص یابد که منابع آن باید بسیار ارزشمند تلقی میشود و تنها در موارد خاصی مورد استفاده قرار میگیرد، یعنی در راستای توسعه منافع ملی، خلق ارزش افزوده و ارتقای سطح تولید بنگاههای اقتصادی و همه اموری که در مسیر تولید انجام میگیرند. اینکه واقعا نیازسنجی صورت گرفته باشد و براساس نیازسنجی کمبود اعتبارات احصا و ضرورت الزام بکارگیری از ناحیه صندوق توسعه ملی احساس شده باشد، تا رقم اعلامشده برای مهارتافزایی هزینه شود، موضوعی است که من نباید پاسخ آن را بدهم، بلکه باید از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پاسخ داده شود. درواقع باید به این پرسش پاسخ داده شود که مبلغی که در نظر گرفته شده، قرار است در راستای توسعه مهارتها در حوزه عمومی هزینه شود یا اینکه قرار است بین بنگاههای اقتصادی که کار مهارتآموزی انجام میدهند، توزیع شود. به عبارتی، قرار است منابع در حوزه نرمافزاری هزینه شود یا اینکه در حوزه سختافزاری؟ چون هر کدام از اینها موضوعات جداگانهای هستند که باید مورد بحث قرار گیرند. به هر حال اصل انجام این کار پذیرفتهشده است. ما هرچقدر در حوزه تولید و ارتقای مهارت در حوزه علوم انسانی سرمایهگذاری کنیم، بهنظر من مفید واقع میشود و جای کار دارد و میتوان آن را انجام داد. البته باید ملاحظات خاص هم لحاظ کنیم و درنهایت ارتقا و افزایش تولید ملی در دستور کار باشد. مهارتها باید در بنگاههای اقتصادی که به آنها نیاز دارند، استفاده شوند و در راستای خلق ارزش افزوده و تولید با هدف توسعه صادرات، اتفاق بیافتند که این امر بسیار مفید و موثر خواهد بود. بهنظر من، این بودجهای که از آن صحبت میکنیم از دانشگاه فارغ است و بیشتر به حوزه آموزش فنی و حرفهای مربوط میشود. باید گفت آنطور که باید و شاید ارتباط بین بنگاههای اقتصادی و بخش غیردولتی با دانشگاه و استفاده از ظرفیتهای دانشگاهی اتفاق نیفتاده است و دلیل آن هم به سهم کوچک ما در تجارت جهانی و بهطور مشخص صادرات صنعتی برمیگردد که به همین علت بنگاههای اقتصادی ما به این سمت نرفتهاند.