آرمان - ایالات متحده آمریکا با تعیین پیش شرطهایی که توسط مایک پمپئو برای ایران به منظور مذاکرات تهران-واشنگتن گذاشته اهداف دیگری را بجز مذاکره دنبال میکند. پیش شرطهای پمپئو حتی از طرف برخی از سناتورها و سیاستمداران پیشین آمریکایی نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. بنابراین ایالات متحده با طرح چنین پیش شرطهایی به دنبال آن است که عملا مذاکرهای انجام نشود. لذا سخنان پمپئو وزیر امور خارجه و برایان هوک رئیس گروه اقدام علیه ایران در وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا مبنی بر انجام مذاکره با وجود پیش شرطهای غیرعملی به نوعی فریب و ریاکاری از جانب طرف آمریکایی محسوب میشود. سیاستمداران و تحلیلگران ایرانی و آمریکایی بهخوبی میدانند که آمریکاییها قصد انجام یک مذاکره منطقی برای رسیدن به یک توافق جامع به منظور رسیدن به منافع دو طرفه نیستند، بلکه قصد آمریکاییها از مذاکره تسلیم تهران است. بنابراین مطرح کردن انجام مذاکره از جانب طرف آمریکایی به نوعی فریب افکار عمومی است. تهران نیز اعلام میدارد درهای مذاکره از طرف ایران بسته نیست. آمریکاییها به خوبی میدانند که با پیش شرطهایی که واشنگتن برای تهران گذاشته، ایران چنین پیش شرطهایی را نخواهد پذیرفت. آمریکاییها سناریوی مشابهی را با پیش شرط با کرهشمالی دنبال کردند که همگان دیدند حتی کرهشمالی نیز حاضر به انجام مذاکرات با پیش شرط نیست. طرف کرهای رسما اعلام داشته که مسئول مذاکرات تیم آمریکایی (پمپئو) حق حضور در مذاکرات را ندارد. همچنین مواضع ادعایی مقامات آمریکایی نیز به نوعی فریبکاری در نحوه بیان مسائل سیاسی است. آمریکاییها به خوبی میدانند تحریمهای ظالمانهای که بر علیه ایران اعمال کردهاند به طور مشخص فشار اصلی را مردم ایران متحمل میشوند. ایالات متحده با گزارشهای متعددی که از منابع مختلف از وضعیت اقتصادی ایران دریافت میکنند به خوبی میدانند که مردم تحت فشار قرار گرفتهاند. همچنین آمریکاییها در حوادث سیل اخیری که به وقوع پیوست مانع از انتقال کمکهای بشردوستانه به داخل ایران شدند. تحریمهای واشنگتن بر ضد تهران به گونهای بوده است که حتی در زمینه رصد اقلیمی مناطق سیلزده ایران از طریق تصاویر ماهوارهای هم تهران را مورد تحریم قرار دادند تا ایران نتواند چنین تصاویری را برای پیشبینی و مدیریت بحران در اختیار داشته باشد. بنابراین مواضعی از این دست که هدف تحریمها دولت ایران و نه مردم ایران است دروغی مضحک است. آمریکاییها با اعمال تحریمهای همهجانبه بر علیه تهران به دنبال آن هستند که بدون آنکه جنگی رخ دهد و آنها مستلزم هزینهای در این جنگ احتمالی شوند، بتوانند با اعمال تحریمهای شدید مردم را به ستوه آورده، اقتصاد ایران را فلج و دچار فروپاشی کنند. بنابراین ایالات متحده به دنبال آن است که با اعمال فشار به ایران، مردم را وادار به قرار گرفتن در برابر دولت کرده تا به نوعی بدین وسیله بتوانند نفوذ منطقهای و قدرت بازدارندگی دفاعی ایران را مهار کنند. به نظر میرسد استراتژی مشخص ایالات متحده آمریکا در قبال ایران نظامی نیست. یکی از انتقادات اصلی ترامپ به روسای جمهور پیشین آمریکا، جنگهای بیحاصل و پرهزینه واشنگتن بوده است. این انتقادات به گونهای بودکه ترامپ اعلام کرد سربازان آمریکایی میبایست از سوریه، عراق و افغانستان به خانه بازگردند. استراتژی ترامپ این است که ایالات متحده باید از پشت پرده با فروش تسلیحات و با حمایتهای سیاسی از متحدانش به شکل جنگهای نیابتی حرکت کند. یعنی اگر کشورهای منطقه به دنبال درگیری با ایران هستند واشنگتن حمایت میکند اما آمریکا به طور مستقیم با ایران درگیر نمیشود چون درگیری نظامی برای ایالات متحده مستلزم هزینههای سرسام آور است. بنابراین با توجه به شخصیتی که دونالد ترامپ دارد وی علاقهای به جنگ دیگر ندارد اما از سوی دیگر تیم جان بولتون مشاور امنیت ملی به دنبال جنگ افروزی است. در نهایت اینکه میان تیم بولتون مشاور امنیت ملی که موافق درگیری نظامی هستند و پنتاگون و ارتش ایالات متحده آمریکا که مخالف درگیری نظامی هستند کدام یک پیروز خواهد شد، باید منتظر ماند و دید که کدام گفتمان بر تیم مقابل فائق خواهد آمد. اما در حال حاضر استراتژی تیم ترامپ تحریمهای اقتصادی است و بر این نظرند که نیازی به تحمیل هزینههای نظامی بر مالیات دهندگان آمریکایی نیست. هدف آمریکا از اعمال تحریمها تغییر رفتار ایران است.