آرمان - گفتمان اصولگرایی در جامعه ایران، مدتهاست که به بنبست رسیده و پاسخگوی نیازهای روز جامعه نیست. مردم نیز از این گفتمان استقبال نمیکنند و این مساله به طور ویژه درانتخاباتها نمایان شده است. از سال 92 اصولگرایان در انتخابات هرکاری کردهاند، به در بسته خوردهاند و با رأی مردم به جریان رقیب، از حضور در مناصب انتخابی قدرت کنار گذاشته شدهاند. این مساله باعث تجدید نظر برخی افراد در خطوط فکریشان شده و آنها تلاش دارند تا خود را در قالب نواصولگرایی، بیرون از جریان غالب نیروهای اصولگرا نشان دهند. آنها میخواهند با ایراد سخنانی جدید، مردم را دوباره به سوی خود جذب و از شکست سنگین در انتخابات پیش رو، فرار کنند اما باید دانست باورها و اعتقادات و محدودیتهایی که در جریان اصولگرایی وجود دارد مانع از ارائه مانیفستی است که مورد قبول عامه مردم باشد. دلیل رویگردانی مردم از جریان اصولگرا به عملکرد این جریان در طول زمانی که قدرت به طور کامل در اختیارشان بود، باز میگردد. اصولگرایان حداقل در دورهای هشت ساله حاکم یکپارچه و مطلق کشور بودند و تمامی مناصب از انتخابی تا انتصابی را در اختیار داشتند با این حال عملکردی از خود به جا گذاشتند که به هیچ وجه قابل توجیه نبود و نیست. بنابراین برخی افراد تلاش دارند تا از پرداخت هزینه این عملکرد بگریزند و فجایعی که رقم خورد را به پای دیگری بنویسند. مردم دوره هشت ساله حاکمیت مطلق اصولگرایان را با عملکرد هشت ساله دولت اصلاحات مقایسه میکردند و همین امر باعث فاصله گرفتن آنها از جریان اصولگرایی میشد. حال این خطر برای جریان اصلاحات نیز وجود دارد که با توجه به عملکرد دولت دوازدهم و لیست امید، به دنبال جریان دیگری بروند و از اصلاحات رویگردان شوند. به همین دلیل است که اصولگرایان تمام تلاش خود را برای تخریب دولت و سیاهنمایی علیه دستاوردهای آن به کار بستهاند و میخواهند با دلزده کردن مردم از اصلاحطلبها، دوباره مناصب قدرت را قبضه کنند. با این حال باید توجه کرد، ریزش رأی در جریان اصلاحات به رویش در رأی جریان اصولگرا منجر نمیشود و اصولگرایان با این کار آب به آسیاب دشمن میریزند. بهرغم وضعیت موجود، دلواپسان واصولگرایان در صورتی که جریان اصلاحات با قدرت وارد انتخابات شود، شانسی نخواهند داشت و به همین خاطر با رادیکال کردن فضای پیش از انتخابات، به دنبال حذف جریان رقیب پیش از حضور در پای صندوقهای رأی هستند. در انتخابات گذشته اصلاحطلبان رویکردی سلبی در پیش گرفتند تا پیامی بدهند و از حضور تندروها در قدرت جلوگیری کنند، اما این راهبرد هزینههایی هم داشت و اعتبار اصلاحات را با حضور افراد ناشناخته که عملکرد آن چنان مطلوبی نیز نداشتند به خطر انداخت. اصلاحطلبان در دور بعدی باید «مشروط» عمل کنند، رویکردی ایجابی در پیش گیرند و با حداکثر توان انسانی و تشکیلاتی وارد عمل شوند. مسئولان نیز باید شرایط را مهیا و زمینه مشارکت حداکثری رادر عرصه انتخاباتها فراهم کنند، در غیر این صورت مردم از انتخابات استقبال نخواهند کرد و به صلاح جریان اصلاحات نیز نخواهد بود که مجددا با حداقلها به میدان بیایند.