بستن
کد خبر: ۸۸۷۰۹

از ماست که بر ماست!

از ماست که بر ماست!
اسماعیل کهرم - استاد دانشگاه

آرمان - طی مطالعاتی که در زمینه سیل داشته‌ام، خودمان وسایلی فراهم کرده‌ایم که به سیل خوشامد بگوییم و با دست پر به استقبالش برویم! اما ما چکار کرده‌ایم؟ چیزی به نام آبخیز یا آبخوان، «خوان» به معنای سفره را داریم. آبخیز و آبخوان، نقاط مرتفعی هستند که مثلا ارتفاعشان از 2500 متر شروع می‌شود و چون در مجاورت ابرها هستند، ابرها لمسشان می‌کنند و بدین ترتیب انواع و اقسام گیاهان در این خاک‌ها می‌روید. از علف تا پوشش گیاهی سبز گرفته تا درخت‌های کهن. وقتی که آبخیزها دارای این درخت‌ها و پوشش گیاهی است، و بارانی در آن بالا ببارد که همیشه می‌بارد مقدار زیادی از آب‌ها توسط گیاهان و درختان جذب می‌شوند و حرکت مقدار زیادی آب که روی زمین می‌ماند، توسط علوفه و پوشش گیاهی کند می‌شود و در مسیر خود از بالا به سمت پایین مقداری هم داخل خاک رفته و سفره آب زیرزمینی را تشکیل می‌دهد. درحقیقت چیزی از آن بالا سرازیر نمی‌شود و آنچه هم سرازیر می‌شود، قابل کنترل است. اما فرض کنید آن بالا درخت‌ها را قطع و علوفه را هم چرا دادیم. وقتی خاک عریان می‌شود، باران روی آن می‌بارد و به سرعت پایین می‌آید و می‌تواند یک پل بتنی را واژگون کند. با این حال باز هم دست برنداشتیم. رودخانه‌ها حریمی دارند که سازمان حفاظت محیط زیست مسئول این حریم است. ما در ساحل رودخانه‌ها ساختمان‌های چندین مرتبه و هتل و ویلاهای عموجان و دایی‌جان را ساختیم و از آن طرف هم لایروبی نکردیم و رسوباتی که در طی سال‌ها با خود می‌آورد، رسوب کرده و در اثر فشار آب مثل سیمان سفت می‌شود. سوال این است که آب رودخانه‌ای که کف آن پر از لای و گل سفت شده سیمانی است، کجا برود؟ آبخیز را از بین بردیم و خاک لخت در اختیار سیل گذاشتیم، از آن طرف هم رودخانه توان انتقال این همه آب را ندارد و وارد شهر و روستا می‌شود و فجایع به بار می‌آورد. درحقیقت حدود 80 تا 85 درصد علت سیل ویرانگر، خودمان‌هستیم. سال‌ها در انگلیس زندگی کرده‌ام که 9 ماه در سال باران می‌بارد ولی هیچ‌گاه سیل خانه مردم را خراب نکرد. ولی در بنگلادش که نصف انگلیس، فرانسه و آلمان باران می‌بارد، یکباره 10 هزار نفر بی‌خانمان می‌شوند و 250 نفر هم می‌میرند. چون در بنگلادش 140میلیون جمعیت گرسنه هرچه از زمین سبز می‌شود را بلافاصله چرا می‌دهند. تپه‌ها و دامنه‌های کوه هیمالیا صخره‌هایی به اندازه پنج برابر دفتر روزنامه را جدا کرده و وارد هفت رودخانه‌ای که در بنگلادش جریان دارند، می‌کند که در آخر خلیج بنگلاش را می‌سازد که همان بنگلادش است. اما چرا در اروپا با بارش باران نهایتا رودخانه کمی ورم می‌کند و حداکثر هم ماشین یک نفر چپ می‌شود ولی در مملکت ما فاجعه به بار می‌آید؟ مسیل آب در شیراز را به پارکینگ تبدیل کردند. 200 ماشینی که در دروازه قرآن سیل برد و غرق شدند به دلیل باز کردن نابهنگام سد خاکی بود. لوله‌ای از زیر آسفالت عبور دادند که در صورت بروز سیل از آن عبور کند و به دریاچه مهارلو بریزد اما حساب این را نکردند که اگر سیل زیادتر بود، چگونه عبور کند؟ رودخانه را کور و آسفالت کردیم و پارکینگ درست کردیم. شد همان که سعدی فرمود: «غلامی که آب جوی آورد، آب جوی آمد و غلام ببرد». به گفته وزیر کشور 400 هزار نفر در خوزستان در معرض خطر هستند. آب سد کرخه را باز کردند که امیدواریم آب بیاید و پرشود چون چند سال قبل سد پیشین را در سیستان و بلوچستان باز کردند و گفتند سیل می‌آید و نیامد و سد پر از آب، خالی شد. در قدم اول باید امدادرسانی کرد. دومین قدم قبول کمک‌های جهانی است و نباید بگوییم کشور غنی دست خود را نباد دراز کند، درحالی که همه دنیا از هم کمک می‌گیرند. ضمن اینکه باید به کمک احشام رفت. احشامی که در مزارع گرسنه مانده‌اند، آب دور آنها را فراگرفته و در حال تلف شدن هستند. از حالا به بعد فکر کنیم که رودخانه، جنگل و مرتع زنده است و نباید همین‌طور از اینجا به آنجا سد بسازیم. وقتی سیستم طبیعت را برهم زدیم، پشت دستی می‌خوریم و طبیعت انتقام می‌گیرد. هر سیستمی که برهم بخورد و از مسیر طبیعی خارج شد، همین‌طور خواهد شد. چرا رودخانه‌ها را لایروبی نکردیم؟ چرا جلوی بسیاری از رودخانه‌ها سد بستیم؟ 13 سد را طی 40 سال به تعداد 650 سد رسانده‌ایم، درحالی که این حق رودخانه است که جریان داشته باشد. اکنون فاصله سیل ویرانگر هر 20 سال شده ولی با همان خشونت. ولی اگر مسیرها و مسیل‌ها باز بودند، آب وارد شهر و روستا نمی‌شد. از این طرف کف رودخانه پر از گل و لای شده و از آن طرف دایی‌جان و عموجان در سواحل هتل و ویلا ساخته‌اند پس از ماست که برماست.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی