آرمان - تاریخ روابط ایران و عراق از عجایب دنیای سیاست است. این روابط گذشته پرفراز و نشیب داشت ولی در همین اواخر از یک جنگ طولانی 8 ساله تا همکاری و همسنگری در نبرد با داعش پیش رفت و اگر کمکهای ایران نبود، چه بسا داعش تا بغداد هم میتاخت، اما مهمتر از روابط سیاسی و نظامی دو کشور علاقههای فراوان دینی و اجتماعی میان دو ملت است. اکنون در اوج تحریمهای ظالمانه آمریکا علیه ایران روابط تهران و بغداد از حساسیت بیشتری برخوردار شده است و انتظار معقول ومنطقی همسایه شرقی این است که عراق نه تنها از چار چوب تحریمهای آمریکا پیروی نکند که آنها را برنتابد وهمه مساعی خود را درجهت تقویت روابط اقتصادی با ایران بهکار گیرد. اقدام و ابتکار به موقع رئیسجمهور ایران در سفر رسمی به عراق افزون بر عواید سیاسی گسترده در مخدوش ساختن جبههسازیهای آمریکا علیه ایران خصوصا در جهان عرب دستاوردهای اقتصادی خوبی به همراه خواهد آورد و پایههای تحریم را سستتر از گذشته خواهد کرد. اما این ظرفیت عظیم در ارتباط میان دو کشور را باید بیشتر فعال و با مدیریتی ملی و منسجم از آن محافظت کرد. مهمتر از آنکه چهکسی و کدام جریان زمینه این ارتباط را بهوجود آورده این است که نگذاریم این ظرفیت در دعواهای جناحی داخلی مغفول بماند و سرمایهگذاریهای انسانی و معنوی واقتصادی بزرگ ایران در عراق به نتیجه مطلوب نرسد. برخورد سرد اصولگرایان با سفر استراتژیک رئیسجمهور ایران به عراق این معنا را به ذهن متبادر میکند که گویا برای برخی از سیاسیون اینکه چه کسی منافع و امنیت ملی را کسب کند مهمتر از اصل تحصیل منافع ملی است! چنین برخوردی با مسائل مهم در شرایط خطیر کنونی فاقد حداقل وجاهت اخلاقی است. اکنون رئیسجمهور ایران بهرغم سیاستهای راهبردی آمریکا و رژیمصهیونیستی ابتکار عمل را در دست گرفته است، چگونه عدهای(همانها که سفر تقریبا بینتیجه آقای احمدینژاد به عراق را بزرگ میکردند) رو ترش میکنند و حتی یک تیتر کوچک از این سفر مهم را در روزنامههایشان چاپ نمیکنند، چنانچه گویی رویدادی به این مهمی اتفاق نیفتاده است؟ از نوع این برخوردها به نظر میرسد که مشکلات ما بیشتر داخلی است تا خارجی، هنوز ترجیح منافع ملی برای برخی از جریانها بهعنوان یک اصل بدون چون و چرا پذیرفته نشده است. هنوز همه داخلیها نمیتوانند در مواجهه با کشورهای دیگر یکصدا پشت وزارت خارجه قرار گیرند واختلاف سلیقهها و تفاوت نظرهای خود را در امور مهم دخالت ندهند. عرف رایج سیاسی در جهان هنگام سفرها پشتیبانی و حمایت همهجانبه از دیدار مقامات بلندپایه است. هرگاه کوچکترین خدشهای در حمایت از نمایندگان عالی یک کشور در داخل وجود داشته باشد موفقیت حداکثری و رسیدن به همه اهداف دیدارها کمتر میشود و در این میان مسئولیت هر نقص و عیبی متوجه کسانی خواهد بود که در تعقیب اهداف جناحی و گروهی هیچ حد و مرزی نمیشناسند.