آرمان - تعابیر مختلفی از سخنان رئیس دولت اصلاحات در دیدار با فراکسیون امید مجلس صورت گرفته و تقریبا اکثرا مخاطب سخنان وی را دولت قرار دادهاند در صورتی که بهنظر نمیرسد سمت وسوی سخنان ایشان فقط به دولت بوده باشد. چرا که روی سخن وی به دولت، مجلس و دیگر بخشها بوده است. ممکن است بتوان در دولت کارهای خوبی انجام داد و حتما این امید میرود که دولتیها در یکسال پیش رو کمربندهای خود را محکمتر ببندند و برای کار و مدیریت خوب، مقابله با مشکلات و بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور جدیت به خرج دهند، اما بخشی از این مساله نیز ناظر به این رویکرد است که رئیس دولت اصلاحات در دیدار با نمایندگان مجلس و اعضای فراکسیون امید این اظهارات را داشته است. لذا زمانی که رئیس دولت اصلاحات میگوید سخت میشود مردم را متقاعد کرد؛ خیلی مودبانه و ظریف فراکسیون امید را مخاطب خود قرار میدهد که اگر مجلس میتوانست چشمانداز امیدبخشی ایجاد کند، مردم شوقی خواهند داشت که دوباره در انتخابات مشارکت کنند. از این رو بهنظر میرسد که برخی اظهارات رئیس دولت اصلاحات گلایه از نمایندگان و بهخصوص فراکسیون امید بوده است. گرچه شاید در فراکسیون امید همه اصلاحطلب نباشند، اما عموما کسانی هستند که با رای اصلاحطلبان وارد مجلس شدند و از حق نگذریم ضعیف عمل کردند. البته اکنون شکرگزار هستیم که مجلس دهم نسبت به مجالس قبلی وضعیت بهتری دارد، اما فراکسیون امید آنچنان که باید جاندار عمل نکرده و خیلی افراد استخواندار و قوی در میان آنها به چشم نمیخورد. برای همین بخشی از انتقادات متوجه خود مجلس است؛ چون کار آنچنان چشمگیری که بتوان به مجلس امید بست انجام ندادهاند. گرچه در کار قانونگذاری نمیتوان معجزه کرد، اما میشد از صحن و فضای مجلس برای احقاق حقوق ملت موثرتر استفاده کرد که حداقل نسیمی از مجلس ششم در این مجلس نیز بوزد و آقایان مطهری و صادقی تکصدا نباشند. بخش دیگر این مساله این است؛ اگر علامتی مبنی بر اعمال سلیقه در انتخابات اتفاق نیفتد و عناصر قویتر و شاخصتری از جریانهای اصلاحطلب و اصولگرا وارد عرصه رقابت شوند میتوان به مجلس حاصل از آن بیشتر امید بست. در مجلس هفتم تمام افتخار آقای حداد عادل به عنوان رئیس مجلس این بود که مجلسی آرام ساختهایم، اما حال اینها ببینند که از آن مجلس آرام چه نتیجه مهمی حاصل شد. مجلس هفتم و هشتم منشأ هیچ نوع تحول مهمی در کشور نبودند. لذا اگر حسی در جامعه مبنی بر متفاوت بودن این انتخابات وجود داشته باشد بسیاری به عرصه میآیند و شاهد حضور چهرههای قویتری در مجلس خواهیم بود. از طرف دیگر گرچه نارضایتیهای مردم اکثرا اقتصادی و معیشتی است، اما دیگر با صحبت و سخنرانی جامعه دلگرم نمیشود. اداره کشور پول میخواهد و سال آینده درآمد کشور کمتر از قبل خواهد بود و با تحریمهایی که صورت گرفته نمیتوانیم وضعیت گذشته را داشته باشیم و به احتمال زیاد رشد اقتصادی صفر خواهیم داشت. البته میتوان حدس دیگری نیز زد اینکه مثلا یکدفعه نفت گران شود یا در سیاستهای تحریمی شکستی رخ دهد و از این نظر میتوان امیدوار بود. گرچه میتوان در عرصههای تبلیغاتی و سیاست خارجی کارهای زودرس انجام داد، اما در سیاست خارجی تقریبا دست دولت بسته است و نمیتواند ابتکار عمل ویژهای به خرج دهد. در مسائل داخلی نیز بهنظر نمیرسد دست رئیسجمهور باز باشد. بنابر این تنها کاری که آقای روحانی میتواند انجام دهد این است که مدیریت قویتری به کار گیرد و از همکاران خود نیز جدیت و وقتگذاری بیشتری طلب کند. آنچه میتواند موثر باشد نوعی تغییر فرهنگهای رویکردی و اجتماعی است که میتواند موثر واقع شود. لازم بهذکر است که مشارکت مردم در انتخابات آینده به نحوه عملکرد دولت در یک سال آینده بستگی خواهد داشت.