آرمان - در ایرلند اگر حزبی یا ائتلافی، رای اکثریت را به دست آورد دولت تشکیل میدهد و حزب اقلیت نیز کمیسیون محاسبات و دیوان محاسبات را در دست میگیرد و ناظر بر اکثریت میشود و ایرلندیها این اصل را حافظ مردمسالاری خود میدانند. با توجه به فضای انتخاباتی پرشور و کاملا دو قطبی ۱۳۹۶ رئیسجمهور دکتر حسن روحانی را میتوان بهعنوان نماینده اکثریت و حجتالاسلام سیدابراهیم رئیسی را میتوان نماینده اقلیت در نظر بگیریم که با قرار گرفتن حجتالاسلام رئیسی در جایگاه ریاست قوه قضائیه میتوان به موارد زیر امیدوار بود: ۱-وقتی اقلیت مدیریت یک قوه کشور را در دست بگیرد میتوان عملکرد مدیریتی آنها را به عینه مشاهده کرد و هم اقلیت دیگر به راحتی نمیتواند بیاساس به اکثریت انتقاد کند و هم اکثریت این بهانه را نمیتواند بیاورد که اقلیت چون در کوران کار نیست صدایش از جای گرم بلند میشود. این باعث منطقی شدن فضای سیاسی و مدیریتی کشور میگردد که در چشم اندازی خوشبینانه به بالارفتن کارآمدی نظام منجر میشود که امروز از دغدغههای مهم مردم است. مثلا اگر اقلیت عدم بهکارگیری جوانان در قوه مجریه را هر روز به باد انتقاد بگیرد اما خودش این مساله را لحاظ نکند جایگاهش تضعیف میگردد و حتی نمایندگی اقلیت را از دست میدهد و در مقابل اکثریت اگر وعدههای خود عمل نکند و مردم ببینند که اقلیت در عمل توانسته بسیاری از وعدههایی که مشترک بین اقلیت و اکثریت بوده را عملی کند، اکثریت جایگاهش به مخاطره میافتد و درصدد تقویت و خود اصلاحی قرار میگیرد که نتایج مثبت آن به نفع مردم است. ۲-اختلاف بین اکثریت و اقلیت و قرار گرفتن نمایندگان آنها در راس مدیریت دو قوه، هماهنگی غیر متعارف و فراتر از قانون آنها را ملغی میکند و به استقلال قوا اهتمام میورزد که با توجه به اصل تفکیک قوا این نیز منجر به تقویت مردمسالاری میشود. ۳-وقتی اقلیت در کنار اکثریت مسئولیت قسمتی از اداره کشور را برعهده داشته باشد جریانات سیاسی منتسب به جریان اقلیت احساس دوری از قدرت را نمیکند و چون منافع جریان سیاسی خود را تا حدی تامین میبیند میتواند در سطح بزرگتری بیندیشد و منافع ملی در اذهان جریانات سیاسی اقلیت پررنگ میشود و پررنگ شدن منافع ملی نزد اقلیت به پر رنگ شدن منافع ملی بین اکثریت میانجامد در نهایت نزدیکی اقلیت به قدرت، ضامن منافع ملی میگردد که یکی از پیش شرطهای مردمسالاری است چراکه منافع ملی منافع ملت و مملکت است. ۴-در جامعه مردمسالارانه چون آنچه که اکثریت میاندیشند باید اجرایی شود، اکثریت قدرتمند است حال اگر نظارت بر اکثریت توسط خود آن جریان و یا همپیمانان مقطعی آنها انجام شود قدرتی را به ارمغان میآورد که فساد برانگیز است اگر مسئولیت نظارت به اقلیت تنفیذ شود دو منفعت در آن است؛ اولا آنکه اقلیت در جهت خوب نشان دادن اکثریت نیست و در کار خود یعنی نظارت بر اکثریت مته به خشخاش میگذارد و این فساد را میکاهد و ثانیا اکثریت میداند که جریان مقابل ناظر بر عملکرد اوست، در برخورد با تخلفات جدی بوده و با او همسو نیست، این قضیه نیرویی بازدارنده از وجود فساد است. کم شدن فساد به نفع مردم است و منجر به عدالت میشود که یکی از نمودهای مردمسالاری است. ۵-اقلیت با قرار گرفتن در بخش کوچکتر حکومت و داشتن مسئولیت، انگیزه و امید به کشور تزریق میکند چرا که میداند عملکردش در نگاه مردم آگاه مورد قضاوت قرار میگرد و برای رسیدن به نهادهایی که در اختیار اکثریت است، با انگیزه و امید و مسئولانه تلاش خواهد کرد و حتی منجر به ایجاد امید و انگیزه در اکثریت میشود. چون فضای ترسیم شده یک فضای رقابتی را نشان میدهد. شاید اشاره به این نکته لازم باشد که انتخاب حجتالاسلام رئیسی در جایگاه ریاست قوه قضائیه دقیقا مصداق سپردن نهادهای نظارتی به اقلیت نباشد چرا که قوه قضائیه نهادی نظارتی نیست بلکه مسئولیت مقابله با مجرمان را دارد اما شاید این شبیهسازی در آستانه انتخاب ایشان و فواید احتمالی آن، منجر به تفکر در مورد تغییر رویکرد انتخاباتی و حزبی شود و اکنون نیز که در آستانه تصویب لایحه جامع انتخابات هستیم مفید به نظر میرسد.