آرمان - در پی تنش ایجاد شده بین هند و پاکستان و آتش باری طرفین، محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه از آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای میانجیگری بین دهلی و اسلام آباد خبرداد. در این موقعیت که دستگاه دیپلماسی کشور دچار حاشیه و گرایش عمرانخان نخستوزیر پاکستان به عربستان سعودی و بنسلمان بیشتر شده، آیا جمهوری اسلامی میتواند نقشی در اندازه یک میانجی را در این بین ایفا کند؟ هم هند و هم پاکستان به لحاظ سرزمینی، فرهنگی، تاریخی با ایران قرابتهای دیرینه و نزدیک دارند. ریشههای تاریخی و وجود زرادخانههای اتمی موجب حساسیت ایران شده و به هیچ وجه نمیتوان مناقشه هند و پاکستان را ندیده گرفت و از آن روی برگرداند. بنابراین ایران علاقهمند است تنش در شبهقاره هند کاهش یافته و آرامش به مرزهای دو کشور بازگردد. لذا نمیتوان با بیتفاوتی با این موضوع برخورد کرد. به علت حضور القاعده و رشد تفکر طالبانیسم و گرایشهای افراطی در پاکستان که از زمان حضور ارتش سرخ شوروی در افغانستان و با حمایت آمریکا و عربستان سعودی پدیدار شد، این منطقه برای ایران از حساسیت ویژهای برخوردار بوده است. افراطیگری که پیش از حمله و ورود ارتش سرخ به خاک همسایه شمالی آن، هیچگاه در پاکستان جایی نداشت، میراث شوروی و موقعیت سنجی ایالات متحده بوده است. اکنون این افراطیها هم پاکستان را دچار معضل کرده و هم همسایگان و کل منطقه را درگیر کردهاند. عربستان سعودی بنیانگذار طالبان و القاعده و گروههای جهادی بوده و از نظر آموزش ایدئولوژیک، کمکهای مالی و تسلیحاتی کمکهای قابل توجهی داشته و در نهایت با به جان هم انداختن این گروهها، در پی به دست آوردن منافع خود بوده است. بر همین اساس ایران علاقهمند است تا منطقه در ثبات و آرامش باشد. در این میان حتما ایران از اعتبار لازم در بین مقامات دهلی و اسلام آباد برخوردار است و میتواند نقش میانجی را به خوبی ایفا کند. اینکه گفته شود برخلاف تصور اولیه که گمان میرفت پس از روی کار آمدن عمرانخان روابط نزدیک و محکمتری با ایران داشته باشد، اما به دامن ریاض غلتید، سخن درستی نیست زیرا تصمیمگیر اصلی در سیاست خارجی پاکستان، دولتها و نخست وزیران نبودهاند. از زمان استقلال پاکستان از هند، نظامیان تصمیمگیر اصلی صحنه سیاسی بهویژه سیاست خارجی بوده و هستند. ارتش پاکستان اختیار کاملی در ارتباط با نحوه تعامل با هند، افغانستان، آمریکا، مسائل هستهای، کشمیر و برخی مسائل خاورمیانه و ایران دارد. اگر هم پیش از این عمرانخان مواضع مثبتی را نسبت به ایران اتخاذ کرده بود، از روی علاقه شخصی میتوانست باشد و نه یک سیاست و تصمیم مورد تایید نهادهای اصلی این کشور. نمیتوان گفت پاکستان و دولت عمرانخان به طور کامل به دامن عربستان و بنسلمان غلتیده باشد زیرا پاکستان به دنبال منافع اقتصادی، رفع مشکلات عدیده زیرساختی و اقتصادی خود است که هم میتواند از سوی عربستان و هم ایران تامین شود و ناچار است دست کمک به سوی دیگران دراز کند و کمکهای آنها را پس نزند. بنابراین دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران حتی با توجه به حواشی ایجاد شده اخیر، میتواند نقش میانجی را در رابطه با تنش دو کشور همسایه هند و پاکستان ایفا کند، زیرا در موضوع دیپلماسی، بحث تعامل به میان میآید، بهویژه اگر فاکتور همسایه بودن هم در این میان مدنظر باشد. ممکن است نفع برخی از کشورهای دور و نزدیک در تنش و درگیری بین هند و پاکستان باشد اما کشورهایی از جمله ایران به دنبال صلح و آرامش در منطقه شبه قاره هستند زیرا منافعشان در آرامش منطقه است. بنابراین ایران به دلیل منافعی که در منطقه و مرزهای خود با پاکستان و حتی افغانستان دارد، از هیچ کوششی برای صلح و امنیت و بر طرف کردن تنش و درگیری بین دهلی و اسلامآباد فروگذار نخواهد کرد.