آرمان - پس از تصویب طرح ممنوعیت بیش از 3 دوره متوالی نمایندگی مجلس در صحن علنی، بحثهای زیادی در گرفت و موافقان و مخالفان طرح ضمن بر شمردن برخی نکات مثبت طرح، ابهامات و شائبههای سیاسی و حقوقی را نیز به این طرح وارد کردند. اما ابتدا و پیش از پرداختن به نکات مثبت و منفی این طرح باید از آفتی سخن گفت که نهاد قانونگذاری کشور با آن روبهروست. مجلس در سال با حجم انبوهی از قانونگذاری، تدوین و بررسی برنامههای 5 ساله، بررسی بودجه سالانه، تحقیق و تفحص از دستگاههای اجرایی، نظارت بر نحوه عملکرد دولت و وزرا، رسیدگی به مشکلات مردم و حوزههای انتخابی وغیره روبهروست که همه این موارد دست به دست هم میدهد تا نمایندگان فرصت کافی برای مطالعه، حضور در سطح جامعه و بالا بردن آگاهی و دانش علمی خود را نداشته باشند. اکنون به دلیل حجم بالای وظایف نمایندگان، آنها فرصت بالا بردن سطح علمی خود و یا مطالعه دقیقتر قانون و یا حتی آشنایی با قوانین سایر کشورها نداشته و انگیزههای کار را نیز به مرور از دست میدهند. این آفت وجود دارد که باعث فرسوده شدن نمایندگان میشود. آفت دیگری هم وجود دارد و آن سایه انداختن بزرگان است. به این معنی که عدهای از نمایندگان که سابقه زیادی دارند، صاحب فکر و نظر هستند و از وزن اعتبار سیاسی هم برخوردارند، چندین و چند دوره از یک حوزه انتخاب شده و در مجلس حضور دارند، این افراد سایه سنگینشان را بر شهرستان و حوزه انتخابیه خود انداختهاند و اجازه حضور افراد و کاندیداهای خوشفکر، جوان، متخصص و با انگیزه را نمیدهند یا حداقل به خاطر وزن و اعتبار آن نماینده، یارای رقابت با آن فرد را ندارند، زیرا ممکن است با توجه به سابقه و آشنایی زیاد خود با مقامات، حضور برخی رقبا را در همان مراحل اولیه برنتابند و درصدد حذف آنان برآیند. بنابراین میتوان مجموع این نکات را از آفتها و اشکالات فعلی دانست. اما در طرح تصویب شده مجلس، برخی از نمایندگانی که خودشان از بزرگان هستند مانند رئیس مجلس، از موافقان طرح هستند که 3 دوره در مجلس و در مقام ریاست آن حضور داشته است. این افراد با این استدلال که درست است که مجلس از تجربه نمایندگان 3دورهای محروم میشود اما این افراد میتوانند در دوره عدم حضور در مجلس، مانند یک استاد دانشگاه که دانشگاه به او یک یا 2ترم فرصت تحقیقاتی و مطالعاتی میدهد تا دانش خود را ارتقا دهد، درباره نمایندگان همچنین فرصتی داده شود تا دانش خود را بهروز کنند و با پدیدهها و قوانین و تجربیات تازهتری آشنا شوند، با مشکلات و معضلات اجتماعی و اقتصادی فرهنگی جامعه بیش از پیش آشنا شوند تا پس از آن اگر مجددا مردم به آنها رأی داده و اعتماد کردند، به مجلس راه یابند و با تجدید قوا و افکار تازهتر خدمت رسانی کنند. از سوی دیگر افراد و افکار جدید، متخصصان و کارشناسان و صاحبنظران جدیدی وارد مجلس میشوند و حتما به نیروهای جوان میدان داده میشود تا استعداد و دانش خود را در سطح کلان قوه تقنینی ارائه کنند. کشور هیچگاه از میدان دادن به جوانان و استفاده از دانش آنها آسیب ندیده است. ابهام دیگری هم که مطرح میشود این است که چه اشکالی دارد تا نماینده مانند کشورهای غربی برای مثال20 سال در نهاد قانونگذاری و یا عرصههای دیگر حضور داشته باشد. در اینجا این نکته مطرح میشود که آن کشورها مانند ایالات متحده دارای یک کنگره و یک مجلس سنا است. فردی که 3 دوره نماینده منطقهای میشود، میتواند برای سنا و منصب سناتوری کاندیدا شود و یا در بریتانیا یک مجلس عوام وجود دارد و یک مجلس اعیان یا همان سنا. یعنی نماینده میتواند پس از مدتی از انجام وظایف بخشی و منطقهای جدا شده و در سطح کلان و ملی فعالیت داشته باشد. در ایران هم پیش از انقلاب چنین رویهای وجود داشت و مجلس سنا برقرار بود اما اکنون این رویه در قانون فعلی کشور وجود ندارد و جای خود را به مجمع تشخیص مصلحت نظام داده است که تقریبا همان کار مجلس سنا را ایفا میکند. در هر صورت باید منتظر ماند و دید که شورای نگهبان چه تصمیمی درباره این طرح میگیرد و اساسا ایراداتی به آن وارد خواهند کرد و یا طرح را به همین شکل به تصویب نهایی خواهند رساند.