آرمان - اصلاح طلبان در فاصله یک سال مانده به انتخابات مجلس یازدهم، باید در مقابل سرمایه اجتماعی خود پاسخگو باشند. از سویی دولتی که برآمده از رأی اصلاح طلبان است، عملکرد مثبتی در حیطه جریان اصلاح طلبی نداشته است؛ که همین امر بر سبد رأی و حامیان جریان اصلاحات تاثیر منفی گذاشته است. حال این پرسش مطرح می شود که اصلاحطلبان برای انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی چه تصمیمی خواهند گرفت؟ آیا آنها در مواجهه با پایگاه رأی خود و بدنه اجتماعی شان، باید رویکردهای خود را تغییر دهند؟ یا تاکتیکهای سیاسی شان را؟ و یا اساسا سیاستگذاریهای بنیادین جریان اصلاحات باید تغییر یابد؟ پاسخ این است که هر 3 مورد ذکر شده باید با هم اتفاق بیفتد. اما عنصر هویت بخش و مقوم در این تصمیمات و تغییرات، باید بحث مهم صداقت در گفتار و عمل اصلاح طلبانه باشد. یعنی اصلاحطلبان باید بیش از بقیه مردم و گروهای سیاسی، صادقانه دولت را نقد کنند و در اصلاح امور صادقانه عمل کرده و هر جا کمبود و کاستی تشکیلاتی دارند، شجاعانه و با صداقت با مردم در میان بگذارند. ذخیره و اعتبار اصلی جریان اصلاحات در کشور، «اعتمادعمومی» نسبت به این جریان است که باید حفظ شود. اگر اصلاحطلبان سرمایه و اعتبار اجتماعی خود را از دست بدهند، دیگر هیچ جایگاهی در موازنه قوا نخواهند داشت. لذا بهترین رفتار در این میان «اصلاح اصلاحات» است. یعنی اصلاح طلبان باید خودشان به اصلاح و مراقبت ازامور خود و رفتارها و عملکردشان بپردازند. باید ضرورت ها و دلایلی که اصلاحطلبان را مجاب کرد تا در دو انتخابات گذشته ریاست جمهوری، از آقای روحانی حمایت کنند را با صداقت به مردم بگویند و در ضمن، شرایط موجود را هم تشریح کنند. نقصها، مشکلات و معذورات دولت را باید به مردم بازگو کرد.اصلاحطلبان نقدهای خود از دولت را شجاعانه و بدون هراس از اینکه مبادا دولت روحانی تضعیف شود و یا جریان مقابل تقویت شود، بیان کنند. این اقدامات میتواند سبب شود که اصلاح طلبان بخشی از توان خود را در بسیج نیروهای اجتماعی برای انتخابات آینده به کار بگیرند و پای صندوقهای رأی بیاورند. اما در این راه یک حقیقت را نمی توان کتمان کرد، آن هم ناکارآمدی بخشهایی از دولت است. پارهای ازمشکلات دولت ناشی از سنگاندازیهای عوامل داخلی و بخشی هم حاصل محدودیتها و تحریمهای خارجی است. اما با این همه، اصلاحطلبان باید پذیرای ضعفهای عملکردی دولت باشند. بخشی از ناکارآمدی به حساب دولت گذاشته نوشته می شود؛حتی اگر واقعا دولت نقشی در آن ها نداشته باشد. اصلاحطلبان نمیتوانند حساب خود را از دولت جدا کنند اما می توانند در مواردی دولت را نقد کنند. مانند انتخاب برخی وزرا و مدیران ضعیف، هم داستانی با مجلس برای اجرای تصمیمات خارج از توان آنها برای دولت، اتخاذ برخی تصمیمات لحظهای و بدون آیندهنگری و... اینکه دولت برای تحقق مطالبات یک یا چند نماینده مجلس از مواضع و تصمیمات خود عقب بنشیند و یا در یک استیضاح امتیازاتی داده شود یا بودجهای کم و زیاد شود تا نمایندهای راضی باشد، این موارد علاوه بر خدشه وارد کردن بر اصل تفکیک قوا، دولت را نزد افکارعمومی ضعیف و ناتوان جلوه می دهد. اگر اصلاحطلبان بتوانند این رویدادها را مقداری دسته بندی و یا اولویتبندی کنند و به بوته نقد ونظر ببرند، شاید بتوانند امیدوار باشند تا در انتخابات آینده، بخش قابل توجهی از آرای خاموش و یا به حاشیه رانده شده پایگاه اجتماعی خود را به پای صندوقهای رأی بازگردانند. زیرا جریان اصلاحات با سایر جریان های سیاسی کشور، تفاوتی عمده دارد و آن هم «نقدپذیری» و پذیرش اشتباهات است. وجه تمایز بخش اصلاحطلبان با سایرین این است که میگویند در درون مجموعه نظام، نقادان حامی و یا حامیان نقاد» هستند. البته این نقدها سازنده و منصفانه و مقوم نظام بوده و خواهد بود. بنابراین چنین عنصر هویت بخشی [انتقاد و نقد منصفانه] مگر میتواند در درون مجموعه اصلاحات انجام نگیرد. برهمین مبنا رفتار و کردار اصلاحطلبان باید مورد انتقاد خودشان قرار بگیرد تا امور داخلی مجموعه جریان اصلاحات بهبود یابد. البته نباید اصلاحطلبان نسبت به یکدیگر پرخاشگری کنند و یا دست به «خودزنی» بزنند. همچنین از خود برتربینی و خودستایی ومصون دانستن خود از نقد نیز باید پرهیز داشت. زیرا عدم نقد خود، میتواند زمینه ساز فساد بشود. هیچ گروه سیاسی نباید در حوزه قدرت احساس مصونیت دائمی داشته باشد و هر لحظه باید در معرض انتقاد و پرسش قرار بگیرد تا از مسیر اصلاحی خود منحرف نشود.