بستن
کد خبر: ۸۷۳۸۲

منشأ انتقاد دانایی است

منشأ انتقاد دانایی است
علی‌اوسط‌ هاشمی - فعال سیاسی اصلاح‌طلب

آرمان - چند روزی است خبر حمله لفظی عزت‌ا... ضرغامی، رئیس اسبق سازمان صداوسیما با حسن روحانی رئیس‌جمهوری، در یکی از جلسات شورای‌عالی فضای مجازی، به طور گسترده‌ای پخش شده است. گویا در این جلسه ضرغامی سخنان تند انتقادی را نسبت به رئیس‌جمهوری داشته و بدون رعایت شأن و جایگاه عالی‌ترین مقام اجرایی کشور که ریاست شورای ذکر شده را نیز عهده‌دار است، باعث عکس‌العمل آقای روحانی شده و ایشان با خروج از جلسه شورا، نسبت به نوع ادبیات ضرغامی اعتراض کرده‌اند. اما آنچه که مسلم است، ابتدا باید نقد و انتقادپذیری را در جامعه به یک فرهنگ تبدیل کرد و منشأ انتقاد را دانایی دانست. دانایی و خردی که با تکیه بر انسانیت و اخلاق، ارزش خود را نمایان سازد و با تاثیر کلام، زمینه پذیرش را در مخاطب فراهم آورد. جامعه ما هنوز به مرحله بلوغ در نقد و نقدپذیری نرسیده است. هم نقدکننده و هم نقدشونده هنوز در جامعه ایران به یک جایگاه مناسبی نرسیده‌اند. نقد و انتقاد یک اصل اساسی و رکن در طریق سلامت جامعه است که باید به آن رسید. اما در رابطه با ماجرای مطرح شده، ابتدا باید از آقای ضرغامی این پرسش را مطرح کرد، آیا ایشان آن زمانی که ریاست سازمان صداوسیما را برعهده داشتند، توانستند تضارب آرا را در آن سازمان نهادینه کنند؟ او چقدر تلاش کرد نقد و انتقادپذیری و تکریم به نگاه‌های متفاوت را در دوران مسئولیت خود در صداوسیما گسترش دهد؟ او که امروز به دنبال گسترش میزهای گفت‌وگو و هم‌نشینی با آرا و نظرات مختلف است، در زمان مدیریت و قدرت خود چه کرده است؟ هر چند تغییر ازآن آدمی است و همگان از تغییر و بهبود افکار انسان‌ها خرسند می‌شوند، اما چرا افرادی که تا دیروز در قدرت بودند، به این مباحث روی نمی‌آوردند؟ این افراد از حریت و آزادگی لازم برخوردار نبودند، زیرا ماندن در قدرت و مسئولیت را بر آزادگی و یا نظر قلبی و عقیده خود، ترجیح می‌دادند. ماندن امثال آقای ضرغامی در قدرت، بر نظرات و افکار و عقایدشان مرجح بوده است. فردی که رسانه ملی را در اختیار داشت، به مخالفان و منتقدان خود چه میزان فضای نقد می‌داد؟ آن هم نقدی که پشتوانه توسعه و پیشرفت کشور باشد. تصور این است که برخی سخنان و مواضع از جنس آنچه که در ابتدا بیان شد، در فکر انتخابات 1400 و رسیدن به منصب ریاست جمهوری هستند و به دنبال یک فضای متفاوتی می‌گردند تا در نزد افکار عمومی جایی باز کنند. شاید او به دنبال این نوع نگاه باشد. جامعه امروز ایران، نیز زیربار هر سخن و هر ادبیات و موضعی نمی‌رود. اگر این جامعه خاموش است و سکوت کرده، به معنای ناآگاهی به شرایط کشور نیست. اگر قرار است با جامعه امروز، صریح سخن گفته شود، نباید عملکردها و رفتارهای گذشته را فراموش کرد. ابتدا باید نقد بر گذشته خویش داشت و بر افکارعمومی آشکار کرد و از مردم حلیت طلبید، سوی نگرشی‌نو را به جامعه عرضه داشت تا مردم بدانند این یا آن مسئول و صاحب منصب گذشته، تغییر کرده است. ضمن اینکه انتقاد از مسئولان ارشد کشور را نمی‌توان رد کرد، اما باید با حفظ موازینی باشد. باید شأن جایگاه رفیع انسانیت را مد نظر قرار داد؛ حال اگر این جایگاه به رأی میلیون‌ها نفر زینت یافته باشد، در برابر او بزرگی نگاه و کلام نیز لازم است. بزرگان نقدی را می‌پذیرند که حاصل اندیشه و تراوش‌های ذهنی بزرگ باشد و نه با کلام گستاخانه و دور از اخلاق و ادب، به جایگاه حقوقی رئیس‌جمهوری که منتخب ملت فهیم ایران است توهین کرد. بنابراین تمام جلسات عالیه کشور بر وجود ادبیات نقد و تضارب آرا متکی است تا جلسات به نتایج مطلوبی برسد، اما از سویی نقد هم باید برابر با دستور جلسه باشد؛ اما ظاهرا سخنان آقای ضرغامی خارج از دستور بوده و آکنده از بی‌حرمتی نسبت به رئیس‌جمهوری. نکته پایانی اینکه نقد باید با حرمت و احترام بیان شود و در غیراینصورت آلوده به بغض سیاسی خواهد بود و هرگز اینگونه رفتارهای گستاخانه و خارج از ادب، مورد پسند و پذیرش اعضای محترم شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و یا شورای عالی فضای مجازی نخواهد بود و جامعه نیز از این ادبیات روی خواهد گرداند. هرچند نقد در جای خود مورد تایید است و جامعه را به پویایی و رشد فکری و عقلی و انسانی خواهد رساند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی