آرمان - بداخلاقی سیاسی در هیچ موضوعی مورد پسند نیست و با مخالفت روبهرو میشود. ادبیاتی را باید در گفتمان و مواضع سیاسی به کار برد که انتقادات هم ضمن احترام بیان شوند. به این معنا که رئیسجمهور که بالاترین مقام اجرایی کشور است نباید افراد مورد انتقادش را با عناوینی از جمله بیسواد یاد کند. مسئولان اجرایی کشور بالاخص رئیسجمهور باید از ادبیاتی استفاده کنند که منتج شود تا دیگر مدیران چگونه سخن گفتن و از چه ادبیات و لغاتی استفاده کردن را بیاموزند، افراد با آموختن این موضوع میتوانند هم اعتراض و انتقادشان را نشان دهند و هم احترام گذاشتن به منتقدان مشاهده میشود. در این جا باید توجه کرد که چرا تاکنون آموزش صحیح سخن گفتن و احترام به یکدیگر گذاشتن، در جامعه وجود ندارد؟ این گونه موضوعات به جامعه هم تسری پیدا میکند. چرا جامعه کنونی عصبی است؟ زیرا از بالای هرم در جامعه، یعنی این گونه آموزشها از سران قوا باید آغاز شود. در تریبونهای رسمی از جمله تریبونهای نماز جمعه گاه شاهد برخی از رفتارها و سخنان هستید، تفاوتی در مقام و منصب افراد وجود ندارد و منظور آن نیست که تنها یک سازمان یا طیف خاصی اینگونه رفتار میکنند. مسئولان کشور باید از ادبیات فاخر استفاده کنند. تمام ائمه جمعه و رئیسجمهور کشور از جامعه روحانیت هستند، بنابراین باید به گونهای سخن بگویند که دلنشین باشد و سخنانشان در سطح آگاهی، رفتار و کردار مردم تاثیرگذار باشد؛ بنابراین عصبیت و پرخاشگری بخشی از جامعه به ادبیات بازمیگردد و غیر از این موضوع هیچ موضوعی نمیتواند باشد. همچنین درباره اینکه چرا اروپا نمیتواند در مقابل آمریکا مقاومت کند باید اذعان کرد که در تمامی کمپانیهای بزرگ اروپایی، سهامداران بزرگ آمریکایی حضور دارند حتی اگر در کشورهای شرق آسیا توجه کنید سهامداران آنها عمدتا آمریکاییها هستند و برای همین است که زور آمریکاییها به اروپاییها میرسد. اروپاییها تنها بازی میکنند و علاقه به نمایشنامه دارند و در پایان این نمایشنامه دست به دامن آمریکا میشوند. اروپا تنها روی یک موضوع ناراحت بود. هنگامی که یک کشور نسبت به تعهد بینالمللی که داشته به گونهای دیگر رفتار میکند، شکستن یک معاهده تبدیل به عرف شده و میتوان این موضوع را هم به عنوان بداخلاقی سیاسی دانست. اروپاییان ناراحتیشان تنها در این بخش است که چرا آمریکاییها، آنها را وارد این بازی نکردند.