آرمان - از نقطهنظر میزان پایبندی کشورها بهساز و کار دموکراتیک به عنوان راهی برای فیصله دادن به اختلافهای سیاسی درون جامعه، به طور کلی به سه الگو میتوان اشاره کرد. الگوی نخست کشورهایی است که ساز و کار دموکراتیک یا به عبارتی مکانیسم انتخابات آزاد و عادلانه را به عنوان تنها راه پایان دادن به نزاعهای سیاسی و اختلافات اجتماعی در قالب نظامهای پارلمانی یا ریاستی پذیرفتهاند. این کشورها عموما با ثباتاند و اگر هم دستخوش بیثباتی شوند، برگزاری انتخابات چه در موعد مقرر و چه به صورت زودهنگام، به بیثباتی آنها پایان میدهد. بسیاری از دموکراسیهای با سابقه جهان از این الگو پیروی میکنند. در آسیا ژاپن و هند نمونه این الگو هستند. الگوی دوم مخصوص کشورهایی است که اصولا دموکراسی، نظام چند حزبی یا انتخابات آزاد را به رسمیت نمیشناسند و یک حزب قدرتمند و فراگیر با تکیه بر یک سازمان امنیتی مخوف و یا ارتشی تحت خدمت، یکهتازانه بر کشور حکمرانی میکند. این کشورها هم معمولا با ثباتاند اما اگر دستخوش بیثباتی شوند، از طریق سرکوب گسترده و خونین درصدد اعاده ثبات برمیآیند. در این الگوها چنانچه ماشین سرکوب به هر دلیلی عمل نکند، دولتها با خطر سقوط مواجه میشوند. در آسیا چین و حتی به درجاتی روسیه را میتوان مصداق این الگو دانست. روسیه البته نظام چند حزبی و انتخابات آزاد را پذیرفته اما آنها را به صورت کاریکاتور در آورده و از محتوا خالی کرده است. از این رو به رغم تفاوتش با مدل چینی در مجموع رژیمی اقتدارگرا به شمار میرود. الگوی سوم اما مخلوطی از دو مورد فوق است، به این صورت که از یکسو ساز و کار انتخابات به صورتی نیمه کاره پذیرفته شده و از سوی دیگر فیصلهبخش نزاعهای سیاسی به شمار نمیرود. در چنین الگوهایی، منازعات سیاسی بین احزاب و گروهها و طبقات اجتماعی به صورتی فرسایشی تداوم مییابد و عملا به زخمی ناسور تبدیل میشود. در سایه منازعات دائمی بخصوص در درون هیات حاکمه، توان نهادهای تصمیمگیر صرف مقابله و یا خنثیسازی اقدامات یکدیگر میشود و در نتیجه بحران انباشت مشکلات در حوزههای مختلف به وجود میآید. این وضعیتی است که ونزوئلا گرفتار آن شده است. در آن کشور رئیسجمهور و پارلمان در دو سوی منازعه قرار گرفته و هر کدام خود را مشروع و قانونی و طرف مقابل را غیرقانونی و نامشروع میدانند. از طرفی دیدگاههای سیاسی و اقتصادی آنها نیز به قدری از هم فاصله دارد که امکان رسیدن به برنامهای میانه و اجماعی نیز با هم ندارند. این است که اقتصاد ونزوئلا به رغم برخورداری از منابع سرشار نفت، رو به ویرانی گذاشته و مردم هم عملا به دو دوسته تقسیم شده و نهادهای حاکم نیز هیچکدام توان حذف طرف مقابل خود را ندارند. به نظرم در چنین شرایطی تنها راه بازگشت ثبات به ونزوئلا، پذیرش انتخابات عادلانه و آزاد به صورتی زودهنگام و تحت نظر ناظران بیطرف است. بدون شک طرفی که اینساز و کار را به رسمیت نشناسد، ریگی در کفش دارد و مشکلات ونزوئلا را به پای آن نوشت.