آرمان - یکی از دغدغههای مهم کشور مساله انتخابات است. انتخابات نماد دموکراسی و حضور مردم در تعیین سرنوشت خودشان در کشور است که در دهههای اخیر تبدیل به نوعی چالش، منازعه و درگیری شده که هم قبل از اجرای انتخابات مجلس، ریاست جمهوری، خبرگان تا شوراها و چند سال پس از آن آثار این چالش و منازعه در سطح کشور همچنان مشهود است. بخشی از این مسائل اجتنابناپذیر است، چراکه به هر حال رقابت سیاسی وجود دارد و جناحهای مختلف با یکدیگر رقابت میکنند یا مسئولان اجرایی و نظارت با سلایق مختلف پا به عرصه انتخابات میگذارند و موجب اختلاف و منازعه در حد اجتناب ناپذیر میشوند. لذا بخشی از این مسائل قابل تحمل است و چارهای نیز نیست، اما بخش عمده این مسائل به اشکالات قانونی بازمیگردد. در واقع ابهاماتی در قوانین انتخابات وجود دارد. مثلا در قانون آمده التزام به قانون اساسی، اسلام، ولایت فقیه و... اما این التزام تعریف نشده که الزام عملی یا قلبی است. اگر التزام عملی است به چه وسیلهای ثابت میشود، اگر التزام قلبی است اساسا چگونه میتوان احراز کرد و چگونه انسان میتواند قلب کسی را بررسی کند و التزام یا عدم التزام وی را مشخص کند. اینها کلمات و جملاتی هستند که تفسیرهای گوناگون برمیدارند در حالی که قانون باید خیلی صریح، شفاف و غیرقابل تفسیر و تاویلهای مختلف باشد. یا اینکه دستگاههای اجرایی و نظارتی به خود حق میدهند که بگویند شرایط لازم در کاندیدا برای ما باید احراز شود. حال آیا این حق آنهاست و میتوانند چنین بگویند؟ بسیاری از کسانی که ردصلاحیت میشوند به دلیل عدم احراز برای هیات نظارت است. این با چه منطقی قابل قبول است؟ آیا کسانی که در جایگاه اجرا و نظارت قرار دارند باید تلاش کنند که هویت شخص مورد نظر را مورد شناسایی قرار دهند یا اینکه اشخاص باید خود را معرفی کنند؟ اجمالا یکی از مواردی که منشأ برخی اختلافات قلمداد میشود همین بحث احراز یا عدم احراز است. لذا بهنظر میرسد در اصلاح قانون بیش از آنکه به ساختار انتخابات تکیه شود باید روی این نکتههای کلیدی و محوری تاکید کرد تا هیچ ابهامی باقی نماند. اگر میخواهیم انتخابات در کام مردم شیرین باشد، حقوق مردم و کاندیداها تضییع نشود و سلیقهها و گرایشهای سیاسیها به جای قانون حاکم نشود، راهش این است که قانون کاملا شفاف و روشن باشد تا سر سوزنی جای ابهام و تفسیر به رأی یا تفاسیر مختلف نماند. اگر این مساله در مجلس به انجام برسد درصد زیادی از بگو ومگوهای انتخاباتی خاتمه خواهد یافت. البته گرچه دولت لایحه جامع انتخابات را تصویب کرده، اما مهم ابهاماتی است که در این قانون باید از بین برود. اگر دولت این ابهامات را در این لایحه رفع کرده کار بزرگی انجام داده است. در مجلس نیز باید این لایحه چکش کاری شود تا سر سوزنی ابهام باقی نماند. اگر هم شورای نگهبان رد کند لایحه به مجمع تشخیص مصلحت نظام میرود وآنها بهتر میتوانند شرایط روز و ضرورتها را تشخیص دهند.