بستن
کد خبر: ۸۷۱۸۴

دفاع از استاني شدن انتخابات

دفاع از استاني شدن انتخابات

آرمان - راضیه فراهانی: طی شش ماه گذشته مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیاری در کشور رخ داده است که تمام قوا درصدد هستند تا بتوانند این مسائل در کشور را هرچه سریع‌تر با همکاری یکدیگر حل کنند. مجلس شورای اسلامی طی این شش ماه نسبت به گذشته بسیار مورد توجه اخبار و رسانه‌ها بودند، از جمله مصوباتی که به اجرا رسیده یا در حال اجراست، همچنین برخی از مصوبات مجلس هم به مجمع تشخیص مصلحت رسیده است تا هر چه بهتر به‌آن مسائل رسیدگی شود. در این میان مصوبه«CFT» بوده که حتی وزرا در کابینه برای ورود مستقیم مقام معظم رهبری در این موضوع نامه‌ای به ایشان ارسال کردند. در همین راستا «آرمان» گفت‌وگویی با حیدرعلی عابدی نماینده اصفهان در مجلس داشته که در ادامه می‌خوانید.

اخیرا بحث تایید یا رد CFT بسیار مطرح شده است که وزرا به مقام معظم رهبری نامه‌ای نوشته‌اند مبنی بر تقاضا برای ورود ایشان و تسریع بخشیدن به بررسی این لایحه. این موضوع را چگونه تبیین می‌کنید؟

در دنیا آنگونه است که مسئولان ارشد اهداف کشور خود را مطرح می‌کنند و مدیران در قالب آن هدف کلی استراتژی‌هایشان را تعریف می‌کنند. به طور فرض در کشورهای دیگر یک رئیس‌جمهور یا یک نخست‌وزیر هدف کلی را مطرح و سپس وزرا هم در قالب آن هدف کلی حرکت می‌کنند. به عبارت دیگر به طور مثال اگر ترامپ نفت ایران را به 40 درصد برساند نمی‌آید اعلام کند که قصد این حرکت را دارد بلکه می‌آید در تریبون‌های آزاد مطرح می‌کند که مانع صدور نفت نمی‌شوند و تنها مدیران هستند که باید شاهد این موضوعات باشند که تا چه اندازه مدیریت می‌شود یا تا چه اندازه پیش می‌رود. در کشور ما این موضوع را باید همیشه در نظر داشت که مقام معظم رهبری نباید موضع نهایی‌شان را دشمن و کشورهای بیگانه در برخی امور متوجه شوند بلکه باید آنها اهداف کلی را مطرح و سپس به فرض که مقام معظم رهبری اشاره می‌کنند تا شما استقلال خود را حفظ کنید و سپس تعاملات سازنده با دنیا داشته باشید، مجلس هم عاقل و بالغ کار کند و آنچه که مصلحت کشور است، پیش رود. بنابراین مقام معظم رهبری راه حل را به ما می‌دهند منتها درگیری‌های سیاسی داخلی ما را مجبور می‌کند تا اعلام موضع شود و این موضوع به نفع کشور نیست.

چرا اعلام موضع مستقیم دربرخی مسائل به نفع کشور نیست؟

اگر رهبر یک کشوری موضع خود را شفاف مطرح کند دشمن می‌تواند از آن موضع سوءاستفاده کند، حال برخی مطرح کردند که اجازه از مقام معظم رهبری بگیریم یا می‌گویند که مقام معظم رهبری باید بداند که نظر ما چیست، باید این موضوع را مورد توجه قرار داد که مطرح کردن اینگونه مباحث از سوی برخی از مدیران رفع مسئولیت از خود است. به طور مثال باید گفت که مجلس با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری و تمام فشارها و مسائلی که وجود داشت توانست کار خود را انجام دهد و مصلحت کشور را در نظر گرفت و به دقت هم CFT را مورد مطالعه قرار داد، برای برخی از موارد شرط گذاشت و برخی دیگر را هم تایید کرد. بنابراین بقیه نهادها هم باید به همین صورت حرکت کنند. تصور می‌شود اصلا صلاح نیست تا موضع مقام معظم رهبری در برخی از مسائل شفاف و مشخص باشد یا حداقل می‌توان گفت در مسائل سیاست خارجی نباید دست ما رو شود چرا که به هنگام اعلام تایید یا رد مقام معظم رهبری به طور واضح دست ما در سطح بین‌الملل شفاف و باز می‌گردد. در تمام دنیا اینگونه است که هدف کلی هدف مطالبه‌گری آن نظام است. هدف مطالبه‌گری باید از زبان رهبرها استخراج شود اما آن چیزی که ما می‌توانیم به آن دسترسی پیدا کنیم را باید مدیران پیش ببرند. به طور مثال هنگامی ترامپ مطرح می‌کند که جلوی صدور نفت را می‌گیرد این یک موضع مطالبه‌گری ترامپ است و همان وزارت امور خارجه و بقیه آن کشور به آسمان و ریسمان چنگ می‌زنند تا بتوانند 30 یا 40 درصد صادرات نفت ایران را کاهش دهند و با این موضوع، هدف قابل اجرا می‌شود. یا به طور مثال درباره این موضوعی که جامعه اروپا مطرح کرده است، یک بسته برای ایران آماده کرده است. آقای روحانی در مقابل بیان کرد، بسته جامعه اروپا ناامید کننده است چرا که این یک موضع مطالبه‌گرانه است. اگر آقای روحانی بگوید بسته اروپا خیلی هم خوب است، فردا که آقای ظریف به پشت میز مذاکره می‌رود باید آن چیزی را هم که از قبل بوده از دست بدهد، اما زمانی که رئیس‌جمهور بگوید این بسته ناامیدکننده و قابل قبول نیست، آقای ظریف هم دستش برای چانه‌زنی بازتر است که در نتیجه در اینجا ما یک موضع مطالبه‌گرانه و یک موضع هدف‌های قابل دسترسی داریم. متاسفانه در سیاست‌های داخلی و خارجی کشور میان گروه‌های سیاسی تفکیک وجود ندارد و اکثر گروه‌های سیاسی قصد مچ‌گیری از گروه سیاسی مقابل را دارند. به محض آنکه آقای روحانی می‌گوید که این بسته حمایتی اروپا ناامیدکننده است گروه‌های مخالف آقای روحانی آغاز به حرکت و مانور جدیدی می‌کنند، در صورتی که باید بدانند که این یک موضع مطالبه‌گری است و آقای ظریف ممکن است به همین موضعی که آنها دادند تن دهد، چرا که ممکن است قابلیت اجرای آن در همان حد باشد و بیشتر امتیاز بگیرد؛ به زبان ساده‌تر باید بگویم که برخی موضوعات بسیار ساده‌ است که ما به جهت مسائل سیاسی و اختلافات گروهی آنها را پیچیده می‌کنیم و سپس این موضوعات دست ما کار می‌دهد و دست ما در کشورهای خارج خوانده می‌شود که در نتیجه علیه ما مسائلی را آنها طراحی می‌کنند.

برخی از دلواپسان، نامه وزرا به رهبری را به استعفا معنا کردند.

اگر مقام معظم رهبری بر مسئله‌ای نظر مثبت داشته باشد آنگونه نیست که در مطبوعات منعکس شود و پاسخ نامه وزرا داده شود. به نظر من وزرا به عنوان مدیران اجرایی مي‌توانند مسائل و مشکلاتشان را به رهبری منعکس کنند و از ایشان درخواست راه‌حل داشته باشند؛ ما نباید اینگونه تعریف کنیم که اگر کسی بگوید مشکلی که در سه یا شش ماه آینده ممکن است در کشور رخ دهد و آن را تحلیل کند، نباید آنقدری سعه‌صدر نداشته و نپسندیم و به آن موضوعات برچسب بزنیم. اگر کسی قصد داشته باشد تا به وزرا برچسبی مانند استعفا به واسطه نامه بزند باید گفت بی‌انصافی کرده است چرا که وزرا برای خدمت به کشور به میدان آمدند، گرچه از برخی از این وزرا گلایه داریم و دائما از آنها انتقاد می‌کنیم اما در مجموع تلاش اکثر این وزرا قابل قبول است.

با توجه به عملکرد مجلس، برخی از راه‌اندازی مجلس دیگری (مجلس سنا) یاد کردند. تا چه اندازه مجلس سنا برای عبور کشور از مشکلات می‌تواند مفید باشد؟ آیا کشور به چنین مجلسی نیاز دارد یا خیر؟

جمهوری اسلامی دارای ساختار کاملی است و نیاز به ساختار جدیدی نیست؛ به ویژه که بیشتر ساختارهای جمهوری اسلامی ارثیه حضرت امام راحل است؛ بنابراین آنچه که باید مورد توجه قرار داد آن است که ما به نهادها و قانون اساسی باید احترام بگذاریم و آن را عمل کنیم. مشکل اساسی که در کشور وجود دارد اول آن است که مباحث و موضع‌گیری‌های سیاسی ما بسیار پررنگ است و بسیار به آنها بها می‌دهیم، حتی بیشتر از قانون. به طور مثال گاهی برخوردها سیاسی است به این معنا که اگر آن فرد برای یک گروه سیاسی خودمان است یک نوع برخورد با او می‌شود اما اگر همان خلاف یا خطا در گروه سیاسی مقابل رخ می‌دهد برخورد دیگر و شاید می‌توان گفت جدی‌تری با فرد می‌شود. در مثال دیگری می‌توان گفت اگر فردی مرتکب اختلاس شود افرادی که در آن خط فکری هستند اخبارش را بازتاب نمی‌دهند اما اگر بالعکس باشد، موضوع را بسیار پررنگ می‌کنند. حال اگر بازگردیم به این مسئله که چه چیزی در کشور کم است باید گفت که احترام به قانون، احترام به نهادها و همچنین بی‌طرفی کم است، در صورت رعایت این سه موضوع یعنی احترام به قانون، نهادها و بی‌طرفی، سیستم فعلی کشور کاملا جوابگوی مشکلات فعلی کشور می‌شود.

اخیرا برخی از دخالت‌ها در روند قانون‌گذاری مجلس خبر داده‌اند. در مقابل برخی هم مطرح کرده‌اند که اینگونه دخالت‌ها تنها به جهت عملکرد ضعیف مجلس است، اگر مجلس به درستی عمل کرده بود تاکنون هیچ نهادی به مصوبات آن ورود پیدا نمی‌کرد. این موضوعات را چگونه تبیین می‌کنید؟

باید واقعیت را پذیرفت که اختلاف سلیقه در کشور بسیار وجود دارد. مجلس ما می‌تواند یک مجلس قوی‌تر بوده از افراد قوی‌تری استفاده کند و اگر هم افراد قوی‌تری در این مجلس حضور داشته باشند فرآیند و محصول قانونی‌اش بهتر از حال کنونی‌اش خواهد بود. نکته دوم آن است که از نظر مجاری قانونی اگر مجلس و شورای نگهبان با یکدیگر کنار بیایند به طور کل می‌توان مجمع تشخیص مصلحت را تعطیل کرد. یعنی اگر مجلس و شورای نگهبان به تعامل بیشتری دست یابند و هر ایرادی که شورای نگهبان از مصوبات مجلس گرفت قابلیت اصلاح داشته و مجلس آن را اصلاح کند، اما چون مجلس با شورای نگهبان روی بسیاری مسائل نمی‌توانند تفاهم کنند آن را به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع می‌دهند، اما باید یادآوری کرد که هر نوع طرحی را پیش از آنکه مجلس نظر بدهد، ارجاع داده و بررسی کند، جایگاه قانونی ندارد. به طور مثال در حال حاضر در مساله FATF، اگر شورای نگهبان و مجلس با یکدیگر تفاهم کرده بودند، مجلس این موضوع را ابلاغ می‌کرد و هر چیزی که مجمع تشخیص مصلحت اعلام کند روی این موضوع نظر داده‌، دیگر جایگاهی ندارد چون ابلاغ شده و رفته است.

اختلافات میان مجلس و شورای نگهبان تا چه اندازه سیاسی است؟

اختلافات میان این دو سیاسی نیست. شورای نگهبان دارای دو وظیفه بررسی قوانین و نظارت بر انتخابات است. نمی‌توان گفت که بررسی‌ها یکنواخت است چرا که در برخی از استان‌ها درباره این موضوع کاملا سیاسی برخورد شده، اما در بررسی قوانین به طور واقع مشاهده شده است که کاملا حرفه‌ای برخورد می‌شود، یا تاکنون شاهد موردی نبودم که جایگاه ایراد قانون اساسی یا ایراد شرعی نداشته باشد. معمولا در قالب ایراد قانون اساسی و ایراد شرعی بوده که اینگونه مباحث را برخی اوقات اصلاح می‌کنیم و برخی اوقات هم مصلحت کشور ایجاب می‌کند تا یک موضوعی مشکل فعلی جامعه را حل کند و در آن زمان این موضوعات به تشخیص مصلحت ارجاع داده می‌شود. همان فردی که در شورای نگهبان نشسته و نظر مخالف می‌دهد وقتی به تشخیص مصلحت نظام می‌رود به جهت مصلحت نظام ممکن است نظر مثبت دهد.

اشاره کردید به انتخابات، اخیرا کلیات طرح «استانی شدن انتخابات» در مجلس تصویب شد. تا چه اندازه اجرا شدن این طرح به توسعه کشور کمک خواهد کرد؟

این طرح، طرح بسیار خوبی است اما آنقدری حیاتی نیست که در صورت رد این طرح از سوی شورای نگهبان، کار مملکت تعطیل شود! بنابراین روی این طرح می‌توان تأمل کرد و برخی از مسائلش را اصلاح و ارسال کرد، در صورت عدم قانع‌کننده بودن پاسخ‌ها می‌توان آن را به تشخیص مصلحت فرستاد، اما این قانون جدیدی که مشاهده کردم فکر نمی‌کنم چیزی باشد که شورای نگهبان آن را رد کند. ساختار کشور باید براساس حزبی اداره شود چرا که انتخابات و دموکراسی در کشور وجود دارد. این طرح بیشتر حزبی است؛ به طور مثال در تهران به جای آنکه نام 30 نفر را در برگه‌ها بنویسند می‌توان به آسانی نام یک حزب را نوشت و این موضوع باعث صرفه‌جویی زمان و مفید است. این موضوع کمک می‌کند تا در استان‌ها دید نمایندگان از منطقه‌ای و شهرستانی به یک دید استانی یا سطح بالاتری ارتقا یابد و من به عنوان نماینده استان اصفهان در مجلس می‌توانم به 24 شهر در استان و مسائل آن اشراف داشته باشم که چه مواردی را پیگیری کنم. بنابراین این طرح به حل تمام مشکلات در سطح کشور و ملی و استانی کمک کرده و از مسائل شهرستانی می‌کاهد.

برخی معتقدند با حزبی شدن انتخابات، در حق افرادی که دارای حزب یا گروه نیستند جفا می‌شود.

اگر شخصی در یک کشور دموکراسی، حزبی نباشد مانند آن است که شما به بانک بروید و قصد گرفتن وام دارید، آن بانک از شما ضامن می‌خواهد اما شما بگویی نه سند دارم و نه ضامن؛ اینگونه مباحث هنر نیست. آنکه فردی برای اداره کشور یا استان حرکت می‌کند باید حداقل در امور اجتماعی حرکت کند، مگر احزاب چه کاری انجام می‌دهند؟ احزاب مجموعه‌ای از افرادی هستند که نسبت به مسائل کشور حساس و قسمتی از زمان خود را برای بررسی مشکلات کشور گذاشته و برای حل مشکلات کشور دلسوزی می‌کنند. آنها در تلاش هستند تا مدیران خوب را شناخته و انتخاب کنند و اگر اشکالی در آن رفتار نماینده پیدا شود آن حزب ضامن است و دیگر آن حزب نمی‌تواند مورد اعتماد مردم باشد. در حال حاضر شاهد هستید که رئیس‌جمهوری می‌آید عده‌ای دور او جمع و تبلیغ او را می‌کنند و بعد از آن عملکرد درستی از خود به جای نگذاشته هر شخصی به شخص دیگری می‌رسد می‌گوید «کی بود، کی بود، من نبودم»، در صورت وجود یک حزب مشخص و معرفی یک کاندیدا اگر به اشتباه کاری را انجام دهد مطرح می‌شود و نمی‌توان به این حزب اعتماد کرد. بنابراین کارکرد حزبی به نفع کشور است و افرادی که به دنبال سوءاستفاده هستند یا مشکلات داشته باشند، احزاب دیگر آبروی خود را پای آن فرد نمی‌گذارند و به نظر من این موضوع می‌تواند یک روند صحیحی باشد. ما باید دقت کنیم که ملزومات یک دموکراسی، احزاب هستند و این احزاب می‌‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ افراد موثر در کشور داشته باشند.

با توجه به بودجه‌ای که دولت تقدیم مجلس کرد، بسیاری از کارشناسان معتقدند در سال آينده این بودجه هیچ دردی از کشور دوا نخواهد کرد.

بودجه‌‌ای که دولت تقدیم مجلس کرده است یک بودجه حداقلی هزینه‌های غیرقابل اجتناب است و ایده‌آل نیست. هیچ شخصی نمی‌تواند بگوید که بودجه سال 98 بودجه ایده‌آلی است مگر آنکه اتفاقی در سطح بین‌الملل رخ دهد و برجام مجددا قوی یا ترامپ سرعقل بیاید و به برجام بازگردد. اگر فروش نفت ایران به سه میلیون بشکه برسد بودجه کشورمان ایده‌آل می‌شود اما تا زمانی با این بودجه زندگی می‌کنیم و این سقف فروش نفت و این محاصره اقتصادی بودجه دولت بودجه حداقل غیرقابل استناد است و نمی‌تواند بودجه ایده‌آلی باشد. مردم در طول تاریخ نشان دادند که در شرایط سخت در کنار نظام ایستادند و سختی‌ها را تحمل کردند تا از آن مرحله عبور کردیم. ان‌شاءا... از این مرحله محاصره اقتصادی هم عبور خواهیم کرد و به سلامت می‌رسیم و همچنین دولت ان‌شاءا... در سال‌های بعد این خسارات وارد شده به مردم را جبران می‌کند.

تازه های امروز

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی