آرمان - انتخاب لهستان به عنوان کشور میزبان اجلاس ضد ایرانی ماه آینده به سرکردگی آمریکاییها، موضوع مهمی است و چند نکته بر آن مترتب است. نخست اینکه باید در نظر گرفت نزدیک به 2دهه است که کشورهای شرق اروپا از جمله لهستان، مجارستان و بخشی از اوکراین به دلیل شرایط اقتصادی خود روابط نزدیکی با واشنگتن برقرار کردهاند و به همین دلیل آمریکا حمایتهای کاملا جدی خود را از این کشورها به عمل آورده است. البته این خبر مختص دوران آقای دونالد ترامپ هم نیست بلکه در دوره جورج بوش پدر نیز قرار بود سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا مستقر شود. لذا شرق اروپا از جهتی اهمیت نمادین برای آمریکا دارد از این نظر که جبهه اول مهار روسیه است و این پیام را به غرب اروپا میدهد که به تنهایی میتواند روسیه را محدود کند و از طرف دیگر در داخل اتحادیه اروپا نیز ابزاری برای اعمال فشار آمریکا است. آمریکا به صورت سنتی از طریق بریتانیا به اتحادیه اروپا اعمال فشار میکرد، اما در سالهای اخیر جناح دیگری در شرق اروپا و به طور مشخص در لهستان باز کرده که همچنان نفوذ خود را در این اتحادیه حفظ کند. بنابر این بهنظر میرسد که انتخاب لهستان برای میزبانی این اجلاسیه تصادفی نیست. نکته دیگر اینکه در سالهای اخیر در لهستان چهرههای راست مخالف مهاجرت و ناسیونالیست روی کارآمدهاند که معتقدند کشورهای شرق اروپا هزینه امنیت غرب اروپا را میدهند و اتحادیه اروپا به اندازه لازم به شرق اروپا کمک مالی لازم را نمیکند. از این جهت است که لهستان روابط صمیمانه و نزدیکی را از دیرباز تا کنون با آمریکاییها داشته که این روابط نزدیک در ارتباط آنها با ایران تاثیرگذار است. کما اینکه در سالهای اخیر روابط کشورمان با این کشورها در حد مناسبی گسترش پیدا نکرده است. از سوی دیگر مقداری زود است که بگوییم خیز آمریکا از تحریم به سوی برگزاری اجلاسیه ضد ایرانی به دلیل شکست آنها در تحریمهاست. چرا که تحریمها چند ماهی است آغاز شده و برخی کشورها تا تیرماه سال 98 از خرید نفت ایران معاف هستند. البته واقعیت این است که ایران و آمریکا تلاش میکنند که از تمام ابزارهای اثرگذار خود بهره بگیرند. بدین نحو که ایران تلاش میکند از اثرگذاری تحریمها جلوگیری کند و آمریکا نیز تلاش میکند که تحریمها اثرگذار شوند. این اقدام نیز در راستای تلاشهای آمریکا است و طبعا میتواند ناشی از این باشد که آمریکا نگران موفق نبودن تحریمهاست، اما فعلا قضاوت در این مورد سخت است. مساله دیگری که محل بحث خواهد بود این است که آیا کنفرانسی با این عنوان از نظر حقوق بینالملل قابلیت برگزاری دارد یا خیر. چرا که نفس برگزاری این کنفرانس محل اشکال است. اگر کشوری با این عنوان کشور دیگری را که عضو سازمان ملل است و منشور این سازمان را به رسمیت شناخته بیثبات کند منشور سازمان ملل را نقض کرده و در اینجا مشخصا میتواند به معنای نقض منشور سازمان ملل و مسئولیت لهستان در قبال ایران تلقی شود. مگر اینکه کنفرانس مد نظر عنوان دیگری داشته، اما اگر کنفرانس به صراحت اعلام کند که برای جمع شدن مخالفان ایران در کنار یکدیگر در جهت بیثباتسازی ایران است. این مساله میتواند به لحاظ حقوقی از سوی وزارت امورخارجه و نهادهای ایرانی قابل پیگرد باشد، چون براساس منشور سازمان ملل نقض حاکمیت دولتها شمرده میشود. البته اینکه به دلیل این ماجرا ایران روابط خود با لهستان را قطع کند سقف ماجرا است، چرا که کشورها معمولا ترجیح میدهند روابط خود را قطع نکنند. لذا این مساله به معنای قطع ارتباط ایران و لهستان تلقی نمیشود. باید منتظر باشیم که مقیاس، ابعاد، کشورهای شرکت کننده، نوع بازتاب آن و نقش لهستان و آمریکا در این کنفرانس مشخص شود و ببینیم کنفرانس در چه سطح و کیفیتی برگزار میشود.