آرمان - آیتا... هاشمی سیاستمداری بود که هم میدانست چه میخواهد و هم چه نمیخواهد! او از دوران جوانی در مبارزات سیاسی حضور داشت و با مسافرتهایی که به نقاط مختلف کشور و جهان انجام داده بود، شناخت خوبی نسبت به شرایط روز جهان و جهانبینی عمیقی نسبت به مسائل سیاسی کشور و جهان داشتند. هاشمی شاید نادرترین سیاستمداری بود که در برهههایی دقیقا میدانست که چه نمیخواهد! و چه چیزی باید جایگزین چه چیزی شود؛ این بحث مهمی است. هاشمی همواره یک خط و یا یک گفتمان را به نام «اعتدال» پیشه خود کرده بود و از ابتدای شروع مبارزات خود، آن خط را دنبال کرد. اگر به اقتضا و یا ضرورت زمان از مسیر خود خارج میشد، به دلیل آنکه میدانست چه میخواهد، به سرعت به مسیر اصلی بازمیگشت. هاشمی هم در مبارزات سیاسی و هم در چارچوب باورهای اخلاقی و دینی، یک صلحطلب تلقی میشد و برای صلح تلاش میکرد. او هر جا بود، قدرت هم آنجا بود. اگر در مجلس شورای اسلامی بودند، قدرت و اقتدار همراه مجلس بود، در دولت و به عنوان رئیس دولت که بودند، اقتدار با قوه مجریه همراه بود. هاشمی در کادرسازی و هدفگذاری برای نیروها و اشخاص زیرمجموعه خود، سیاستمداری بسیار موفق بود. او جمله مرحوم مدرس که «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ماست» را به معنای حقیقی آن محقق کرده بود. عملکرد هاشمی برای رسیدن به هدف، بسیار قابل توجه است؛ جایی که نیاز بود جنگ را فرماندهی کند، به خوبی از پس آن برآمد. در مقام ریاست جمهوری، رئیسجمهوری مقتدر بود. هاشمی حتی مسئولیت پایان جنگ را خود پذیرفت و این آمادگی را داشت تا تمام مسائل و مشکلات کشور را پس از قبول قطعنامه بپذیرد و حتی امام راحل را قانع کردند که مسئولیت پایان جنگ را شخصا برعهده بگیرد و حتی در صورت بروز هرگونه مسالهای، در این باره محاکمه هم بشود و آماده پذیرش هرگونه تصمیم امام در این زمینه بود. این نگاه هاشمی جز جانفشانی و از خودگذشتگی معنای دیگری ندارد و همواره آماده خدمترسانی به آبادانی و پیشرفت کشور بود. هاشمی در هدفگذاری خود و آنچه که به دنبالش بود، اشتباه نکرد. هاشمی در زمان حیاتش، کم تخریب نشد، کم ناسزا نشنید و کم مورد غضب قرار نگرفت. برخی خیلی زود متوجه شدند که کشور به هاشمی و تدابیر و رفتار او نیاز دارد. اما عدهای همچنان و حتی پس از فوت ایشان، از خصومت و بغض و کینه خود نسبت به هاشمی دست بر نمیدارند. با پول بیتالمال فیلم مستند علیه هاشمی و به قصد تحریف حقایق و تخریب او میسازند. نکته مهم این بود که هاشمی رفسنجانی هیچگاه پاسخ توهینها و بداخلاقیها نسبت به خود را نمیداد و کاری را که درست میدانست، انجام میداد. او هم به قضاوت تاریخ و هم به قضاوت و موضع مردم ایمان داشت. کمااینکه ایشان بارها بر قدرت مردم ایران تاکید میکردند و باورمند به این امر بودند. هاشمی به کار کارشناسی و نظر متخصصان هر حوزه اهمیت خاصی قائل بود و برای شنیدن بحثهای کارشناسی، وقت میگذاشت. او به خرد جمعی نهتنها ارزش قائل بود بلکه به آن اعتقاد قلبی داشت. ایشان حتی با رقبای سیاسی خود هم رفتار خردمندانهای داشت و در قبال تخریبهای سازمانیافته، سکوت میکرد و منافع کشور را بر منفعت خود ترجیح میداد. میتوان اذعان داشت که عملکردها و کارنامه و رفتار مثبت هاشمی به اندازهای است که در دل مردم ایران نهادینه شده و جای گرفته است. مردم ایران هوشمندانه، خادمان و خاطیان را از هم تمیز میدهند. هاشمی خادم مردم و کشور بود؛ شاهد مثال آن هم حضور بدون تبلیغات و بدون سازماندهی مردم در مراسم تشییع و ترحیم او بود. هاشمی همانند همه خادمان ایران، در ذهن و دل مردم ماندگار خواهد بود.