آرمان - در ابتدا این واقعیت را بپذیریم که هیچکس فکر نمیکرد در واحدعلوم و تحقیقات کسی به خاطرچپ شدن اتوبوس فوت کند! لذا وقوع بعضی از اتفاقات دردناک است و باید به جامعه دانشگاهی و خانواده شان تسلیت گفت. شاید در طول روز به طور میانگین دو نفر هر ساعت به خاطر تصادفات فوت میکنند ولی واقعیت این است که فوت اینگونه طبیعتا افکار عمومی را جریحهدار میکند و باید به افکار عمومی هم نسبت به این نوع اتفاقات حق داد که واکنش نشان دهد و این موضوعی است که نمیتوان کتمان کرد. ولی موضوع اصلی به فرهنگ ایمنی، سلامت و پیشگیری در ایران برمیگردد که معتقدم در همه حوزهها این ضعف را داریم. معمولا ایمنی و سلامت را بعد از اینکه از دست دادیم، عموما جدی میگیریم. راجع به آن حرف میزنیم تا تدابیری اتخاذ کنیم که البته آن هم مقطعی است. ممکن است بگیر و ببندی انجام شود، بخشنامه کنند که سرویسها چنین و چنان شوند که بعد هم فراموش میشود. آنچه مهم است اینکه روی ایمنی و فرهنگ ایمنی در جامعه بیش از پیش کار کنیم که مردم بپذیرند و بعد برای ایمنی بیشتر اقدام کنند. این را باید در همه عرصهها از بهداشت گرفته تا ایمنی خودرو و حتی ایمنی ساختمان در نظر بگیریم که با وقوع یک زلزله هرچه مردم داشتند، تمام شد و رفت. البته حوادثی از این دست قابل پیشبینی نیستند ولی قابل پیشگیریاند. برای پیشگیری هم باید آمادگی ذهنی صورت بگیرد تا مردم بپذیرند و برای این بخش اقدام کنند. نکته اینجاست که ما خودمان باور نمیکنیم حادثه آنقدر به ما نزدیک است و چون این را باور نداریم لذا فرهنگ پیشگیری و ایمنی را هم جدی نمیگیریم. به نظر میرسد آنچه مهم است و در فاز اول میتوان برای سرویسهای دانشآموزی یا دانشجویی درنظر گرفت -در بازه زمانی کوتاه- تا یک اطمینان سازی بیشتری انجام شود، اعمال کنترل و چک است ولی مشکل ما را در این حوزه حل نخواهد کرد تا زمانی که فرهنگ ایمنی و سلامت در جامعه جای خود را باز نکند. فرقی نمیکند چه رانندهای که پشت ماشین مینشیند باید به موضوع ایمنی توجه جدی کند و چه کسی که به عنوان یک شهروند سوار این سرویس یا خودروهای شبیه این میشود، نباید بیتفاوت باشد. حتی خانوادهها هم نسبت به ایمنی خودروهایی که فرزندانشان سوار میشوند، نباید بیتفاوت باشند. این بیتفاوتی نسبت به فرهنگ ایمنی تقریبا نهادینه شده است و کار زیادی در این حوزه میبرد تا این خصوصیت رفع شود. طبیعتا در این فاز، ارائه یک پاسخ شفاف و منطقی به مردم و خانواده، گام اولی است که باید انجام شود و در کوتاهترین زمان ممکن باید این اطلاع رسانی صورت بگیرد. گام دوم رسانه، مدرسه و دانشگاه است که میتوانند کار خود را انجام دهند البته موضوع تبلیغ فرهنگ ایمنی موضوعی نیست که کوتاه مدت بتوان نتیجه گرفت. ولی بالاخره چه بخواهیم و چه نخواهیم باید روی این موضوع کار کنیم. سالانه حدود 17 هزار نفر در اثر تصادف یا سوانح رانندگی جان خود را از دست میدهند. هرچند سال قبل تعداد بیشتر بود و با کارهایی که انجام شد، کمتر شد ولی باز هم عدد قابل توجه است که سالانه این تعداد تلفات داریم. علاوه بر اینکه نیروی انسانیمان را از دست میدهیم که مهمترین منبع توسعه است. کشور ما هم باید برای نیروی انسانی خود ارزش و احترام بیشتری قائل شود. درواقع خود فرهنگ ایمنی یکی از مولفههایی است که نشان میدهد چقدر با این فرهنگ آشنا هستیم، به آن اعتقاد داریم و چقدر برای حفظ این نیروی انسانی سرمایهگذاری میکنیم. این نکته نباید فراموش شود که به نیروی انسانی نیاز داریم. موضوع بعدی پیگیری حال کسانی است که اکنون مصدوم یا در بیمارستان بستری هستند و نباید به راحتی از کنار دلجویی از خانوادههایشان گذشت. بحث بعدی، تمرکز روی حوزه حملونقل عمومی است. با توجه به اینکه عموما مردم از وسایل نقلیه استفاده میکنند، ایمنی و سلامت همه اشکال حمل و نقل عمومی باید جدی گرفته شود.