آرمان - با توجه به شخصیت منحصر به فردی که دونالد ترامپ از جهات منفی از خود نشان داده میتوان اذعان داشت که مساله اخیر خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه تنها اقدام غافلگیر کننده و محیر العقول وی نبوده است. چرا که پیش از این در یک سال گذشته ما شاهد خروج وی از برجام، کنفرانس محیط زیست پاریس، نفتا و هر تشکیلات دیگری برای صلح جهانی و مبارزه با آلودگی محیط زیست بودهایم. این نوع خروج از توافقات بینالمللی آشکارا در ادامه سیاستهای شوونیستی آمریکایی است که خود ترامپ نام سیاسیش را «آمریکا شماره1» گذاشته و اروپاییها آن را «ناسیونالیسم» آمریکایی میخوانند در حالی که آمریکا یک ملت نیست که اسیر ناسیونالیزم شود و شعار «آمریکا شماره1» بدون تردید حکایت از برتری خواهینژادی دارد و ترامپ با این شعار میگوید که آمریکا برتر از دیگران است و این ایده هم بدون کمترین تردیدی یک ایده شوونیستی یا برتری خواهینژادی است و محکوم به نابودی. از سوی دیگر، با توجه به یکی دیگر از ویژگیهای شخصیتی ترامپ که خودشیفتگی است که مانند کودکان علاقهمند به «برنده شدن» است، میخواهد خروج نیروهای کشورش از سوریه را به معنای پایان بحران در سوریه قلمداد کند. گویی که به خیال او خارج شدن آمریکاییها از سوریه مساله این کشور را حل خواهد کرد. آنچه خانم سوزان رایس مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا اظهار کرده مبنی بر اینکه خروج نیروهای آمریکا از سوریه هدیه کریسمس به ایران و روسیه است، فقط یک شعار کودکانه است؛ چرا که این خروج بیش از آنکه برای ایران انتفاعی داشته باشد به نفع عربستان سعودی و گروههای تروریستی تحت حمایت آل سعود است که سالها در سوریه فعال هستند و تعدادشان نیز کم نیست. از خانم رایس باید پرسید مگر نیروهای آمریکا تا کنون در سوریه از فعالیت نیروهای ایرانی جلوگیری کرده بود که اکنون با خروجشان جای مانور ایران بیشتر شود؟ حقیقت این است که با خروج نیروهای آمریکایی آن ظاهری را که درست کرده بود که فعالیتهای عربستان سعودی و گروههای تروریستی ساخته شده آل سعود مانند داعش، سلفیها و تکفیریها را کنترل میکرد، آزاد شده و با اختیار و امکان مالی فراوان جنگ و ستیز در سوریه را پیگیر خواهند بود. لذا امروز ترک این فضا از سوی نیروهای آمریکایی نه تنها هدیهای برای ایران نیست، بلکه هدیهای به گروههای تروریستی مورد حمایت سعودیها است. گویا خانم رایس شعور پیچیدهتری دارد که میخواهد از این نقصان نیز بهرهبرداری تبلیغاتی به سود دولت ترامپ کند و خروج آمریکا از سوریه را به ایران ارتباط دهد که ربطی به موضوع ندارد. از طرف دیگر بدین علت که آمریکاییها در طول سالهای حضور در سوریه چندین پایگاه نظامی ایجاد کرده، به هیچ وجه نمیتوان این اعلام خروج نیروهای آمریکایی از سوریه را خروج قطعی و نهایی یا واقعی دانست بلکه هرگاه آمریکا این صداقت را کسب کرده و اعلام نماید که پایگاههای خود در سوریه را نیز تعطیل خواهد کرد، میتوان برداشت کرد که آمریکا قصد خروج قطعی و همیشگی از سوریه را دارد. به عبارت دیگر ایالات متحده آمریکا و ترامپ با این کار خود درصدد هستند که نمایشی تبلیغاتی انجام دهند. بدین جهت که وانمود کنند آمریکا با خروج نیروهایش از سوریه مساله این کشور را حل کرده که به نظر میرسد تازه ابتدای مساله باشد. البته شاید اینگونه بهنظر آید که خروج آمریکا بتواند فرصتهایی برای ایران بهوجود آورد تا بتواند در وضعیت خود تعدیلهای تازهای ایجاد کند و با استفاده از شرایط، اقدامات عملی را در هماهنگیهایی دقیق به روسها واگذار کند که اقدامی بسیار عاقلانه خواهد بود. از سوی دیگر ایران سعی کرده از برخی زیادهرویها که از طرف دوستانش اتفاق میافتاد جلوگیری کند. لذا بهترین راهی که کشورمان میتواند در وضعیت جدید در سوریه پیگیری کند، همان همکاریهای استراتژیک و کلی با روسیه و ترکیه در جهت کمکردن درگیریهاست. چرا که سوریه به وضع خطرناکی رسیده و ایران هر اندازه که بتواند وضعیت خود را ملایم کند و اقدامات عملی را به همپیمانان خود واگذار کند بهتر است. نهایت اینکه وضعیت جدید ترامپ نیز نیازمند واکنشی خاص از سوی ایران نیست.